روش های مبارزه اقتصادی مهمترین روش های ضربه مستقیم به دولت کودتاست ، که البته برای اثر بخش بودن همکاری همه مردم مورد نیاز استبه همین دلیل در اطلاع رسانی به کسانی که به اینترنت دسترسی ندارند بکوشید .
یکی از راه های مبارزه با صدا و سیمای دروغ گو تحریم اگهی دهندگان است .
در ادامه لیستی از شرکت هایی که در حال حاضر آگهی در صدا و سیما دارند آورده شده است . تکمیل این لیست فقط به کمک شما امکان پذیر است .
این شرکت ها حامی صدا و سیمای خبیث هستند تحریمشان می کنیم.
لطفا کمک کنید تا این لیست را کامل کنیم و آنرا در سراسر ایران منتشر کنیم. کافیست شما هم یک یا دو محصول اضافه کنید.
پیشنهادات :
سعی کنید در صورت امکان این لیست را چاپ و در صورت امکان به هر نحو ممکن (
و البته بی خطر ) پخش کنید . یکی از راه های پخش جا گذاشتن کاغذ چاپ شده
در تاکسی ، بانک ، اتوبوس یا سایرمکان های عمومی است
اگر پیشنهادات دیگری دارید در بخش نظرات بگذارید
+
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 22:43 توسط خفته
|
دوستان عزيز تقاضا مي شود اس ام اس را تحريم كنيد...
براي نشان دادن اعتراض خود همان گونه كه 20 روز اس ام اس نداشتيد 20 روز ديگر هم نداشته باشيد...
دوستان عزيز با اين كار ضرر بزرگي به مخابرات كه يكي از منابع بزرگ مالي دولت است وارد مي شود كه اين در كنار مخارج هنگفتي كه براي كودتاي مخملي خود خرج كرده اند ضربه ي عظيمي به پيكر اين دولت ديكتاتور خواهد زد...
دوستان عزيز از فرستادن اس ام اس هاي بيهوده و جك و اين حرف ها جدا خودداري كنيد و تا اونجا كه ممكنه اس ام اس نديد مگر در مواقع اضطراري...
دوستان سيم كارت هاي اعتباري ايرانسل قيمت كمي داره... سعي كنيد سيم كارت هاي دولتي رو در گوشه ي خونه ها بندازيد و از اين سيم كارت هاي ارزان قيمت و غير دولتي استفاده كنيد تا مقدار كمتري تو جيب دولتي بره...
دوستان عاجزانه تقاضا دارم كه به اين اعتراض عمل كنيد...
لطفا به اين مطلب عمل كنيد و در وبلاگ هاي خود قرار دهيد.
+
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 0:24 توسط خفته
|
در روز 18 تير در اكثر شهرستان هاي ايران مسير راهپيمايي تعيين شده است كه ليست استان ها به شرح زير است و مسير ها در ادامه ي مطلب موجود است!!!!
اميد است اين راهپيمايي هاي مسالمت آميز توسط لباس شخصي ها به خون و خون ريزي كشيده نشود.
تمام راهپيمايي ها ساعت 16 صورت مي گيرد
تهران آذربایجان شرقی آذربایجان غربی اردبیل ایلام بوشهر چهارمحال و بختیاری خراسان جنوبی خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان فارس کردستان کرمان کرمانشاه کهکیلویه و بویراحمد گلستان گیلان لرستان مازندران مرکزی همدان هرمزگان یزد اصفهان سیستان و بلوچستان
پيام تبريك دكتر احمدي نژاد به مناسبت روز
ملي ونزوئلا
رييس جمهوري اسلامي ايران در پيامي روز ملي ونزوئلا را به رييس جمهور، دولت و ملت اين كشور تبريك گفت.
به گزارش ايلنا ، محمود احمدي نژاد در پيام خود به هوگو چاوز با بيان
اينكه روابط دو كشور مبتني بر اعتماد و مودت در يك جبهه انقلابي بوده،
تصريح كرده است: اطمينان دارم روابط خوب و مستحكم موجود ميان جمهوري
اسلامي ايران و جمهوري بوليواري ونزوئلا در كليه زمينه ها بيش از گذشته
رشد و ارتقاء خواهد يافت . رييس جمهوري اسلامي ايران در ادامه از خداوند متعال تحكيم پيوندهاي
دوستي و همكاري ميان دو كشور و برقراري عدالت و امنيت و رفع ظلم و ستم در
سراسر جهان را مسالت كرده است.
پيام تبريك دكتر احمدي نژاد به مناسبت روز
ملي مالاوي
رييس جمهوري اسلامي ايران در پيامي روز ملي مالاوي را به رييس جمهور، دولت و ملت اين كشور تبريك گفت.
به گزارش ايلنا ، محمود احمدي نژاد در پيام خود به رييس جمهوري مالاوي
آوردهاست: اميدوارم روابط موجود ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوري مالاوي
در زمينه هاي مورد علاقه طرفين ارتقا يابد.
پيام تبريك دكتر احمدي نژاد به مناسبت روز
ملي دماغه سبز
رييس جمهوري اسلامي ايران در پيامي روز ملي دماغه سبز را به رييس جمهور، دولت و ملت اين كشور تبريك گفت.
به گزارش ايلنا ،محمود احمدي نژاد در پيام خود به رييس جمهوري دماغه
سبز آورده است: اميدوارم مناسبات ميان جمهوري اسلامي ايران و دماغه سبز در
كليه زمينه ها و در راستاي منافع متقابل دو ملت رشد و گسترش يابد.
پيام تبريك دكتر احمدي نژاد به مناسبت روز
ملي نپال
رييس جمهوري اسلامي ايران در پيامي روز ملي نپال را به رييس جمهور، دولت و ملت اين كشور تبريك گفت.
به گزارش ايلنا ،دكتر محمود احمدي نژاد در پيام خود به رييس جمهوري
نپال تاكيد كرده است: اميدوارم روابط خوب موجود در كليه زمينه هاي مورد
علاقه ايران و نپال بيش از گذشته رشد و ارتقاء يابد.
آيا با اين وضعيت بحراني داخل ايران اين پيام هاي تبريك به اين كشورها كه بعضيشان اسمشان هم جديده لازم بود؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:21 توسط خفته
|
دكتر سعيد حجاريان حالش خوب نيست. حال ما هم خوب نيست، با هر گرفتگي
نفساش نفس ما هم مي گيرد. با هر لرزشي بر بدن نحيفاش، رعشه به جان ما
ميافتد، ياد نگاه زلال و پاك اما بي رمقاش هنگامي كه ديگر نايي براي
ادامهي كلام بريده بريدهاش ندارد آتش به جان ما مي زند. "ما"، يعني هر
آنكه "آقاسعيد" را تا حدي مي شناسد و وجدان حداقلي دارد. هركسي از ما مي
داند چه سخت است او را شناختن و شيفتهي او نشدن.
سعيد بيش از نيمي از جاناش را فداي اصلاحات كرده اما برخلاف خواست
حيواني آمران و عاملان بي وجدان ترورش، زنده مانده و مغزش چون ساعت كار مي
كند. او هزينهي بالايي براي اصلاحات داده و اصلاحات را خيلي خوب فهميده و
از اين جهت با نظر كساني چون خشايار ديهيمي موافقم كه "سعيد بيش از همه
نماد اصلاحات است."
سعيد نماد اصلاحات است اما اصلاحاتي بريده از توهم و برساختهي آرزوها
در قالب تحليل. واقع گرايي اخلاق مدار، صاحب اصولي تساهل مدار، دين داري
آزاده، باهوش، زيرك، آينده نگر، شجاع، با گسترهي تعامل وسيع، فاضل و
دانايي هميشه به روز، اهل مروت، فارغ از منيت، عالم، كسي كه بهتر از هر
كسي كه تاكنون شناختهام توان ارتفاع گرفتن از حوادث و ارايه تحليل ها و
نظرهاي متفاوت و بديع دارد.
سعيد مغز متفكر اصلاحات است اما در عرصهي نظر. واقعيت آن است كه در
سال هاي اصلاحات خيلي كمتر از آن چه تصوير شده و جا افتاده، ديدگاه سعيد
كه لب آن "فشار از پايين چانه زني از بالا" است اجرا شده. او به شدت
طرفدار اجتماعي شدن اصلاحات بوده و ضعف هر يك از دو گزارهي آن را به
معناي عقيم مانده گزارهي ديگر مي داند.
او از ابتدا ميانهي خوشي با سياست ورزي پارلمانتاريستي نداشت. او
اگرچه در دام افراطي نيفتاد كه از فرصت انتخابات براي تغيير يا دست كم
آگاهي جامعه با شعار تحريم عبور مي كرد اما تفريط اكتفا به انتخابات،
بريدن از جامعه و نهادهاي مدني و استفاده نكردن از اهرم قدرت جامعه و
افكار عمومي را نيز برنمي تابيد.
در بحثهايي كه به خصوص در سال هاي اخير در باب اخلاق سياسي پي گرفته،
توجه ويژهيي بر پرهيز از خشونت و تبيين حدود اخلاقي سياست ورزي و قرار
دادن اخلاق به عنوان سنجهي اصلي هر كنش سياسي داشته و در صدد تاليف آن
است كه انشاءالله بايد آن را به عنوان اثري ماندگار پس از دوران بازداشت
پي بگيرد.
هرچه هست سعيد حجاريان فراتر از عضوي عادي از اعضاي شوراي مركزي جبهه
مشاركت در سال هاي اخير موجد كنشي سياسي نبوده است و ميشود او را بيشتر
منتقدي در درون جريان اصلاحات ناميد تا مويدي بر رويكردها و سياست هاي
آن. بگذريم از اين كه "زمان" و "تجربه" معمولا صحت تحليلها و
پيشبينيهاي او را نشان داده تا معلوم شود چرا فقط او "سعيد حجاريان" شده
است.
پس از كودتاي مخملين 22 خرداد كه البته چندان هم مخملي نبوده و تاكنون
تعداد زيادي كشته و مجروح و بازداشتي داشته، مانند ديگر كودتاها انتظار
بازداشت هايي مي رفت اما نه اينقدر كور و بيهدف. بسياري از بازداشت ها
تنها در خدمت سردرگمي بيشتر كلافي بوده كه كودتاگران براي خود و جامعه
ايجاد كرده اند. بسياري از بازداشت هاي فعالان سياسي از بين كساني صورت
گرفت كه اساسا به لحاظ ديدگاهي مخالف حضور خياباني مردم هستند. سردستهي
اين افراد مصطفا تاج زاده است كه از حيث مخالفت با اعتراض هاي خياباني و
تظاهرات بين فعالان سياسي شهره است. ديگر افرادي چون دكتر محسن ميردامادي
نيز از اين گونه اند. تنها جرم آن ها از نظر حاكمان كودتا مي تواند حضور
در فعاليت هاي انتخاباتي و تبليغ كانديدايي غير از كانديداي مطلوب آنها
باشد. اما سعيد حجاريان كه به خاطر ضعف بدني و تا حدي نوع رويكردش به
سياست اين جرم را هم نداشته و تنها يكي دو مصاحبه و يادداشت تحليلي و دفاع
از موسوي را در سابقهاش از اين انتخابات دارد و لاغير، او چرا؟
ضعف جسماني او هم كه اظهر من الشمس است و گفتن ندارد. واقعيت سهم سعيد
در جريان هاي پشت و روي پرده هم اگر براي برخي افراد ناآگاه جامعه اغراق
شده و تصور نادرستي دارند، براي آنها كه آنلاين پاي شنودها بوده اند و از
خود اعضاي مشاركت بهتر ميدانند چه كسي آن جا چه ميگفته، پنهان نيست.
ميماند يك مساله و آن شخصيت دروني برنامهريزان غايلهي اخير است.
آنها به وضوح در حال عقدهگشاييهايي هستند كه سالهاست آن ها مترصد
فرصتي براي آن بودهاند. شايد يكي از عقدههاي آنها ناشي از معجزهيي است
كه سعيد حجاريان را در پي آن ترور كثيف، براي ما زنده نگاه داشت. آنها به
ستيز معجزهي حضور سعيد در بين دوستدارانش آمدهاند، اما باز در محاسبه
اشتباه ميكنند. سعيد در عمق عاطفه و احساس ماست و حساب او از محاسبههاي
مرسوم سياست جداست.
شنيده شده حال سعيد خوب نيست و تحت مراقبت هاي ويژه است. از به كما
رفتن او هم شايعاتي در ميان است و اين اخبار با توجه به وضعيت جسماني او
كه در روزهاي اخير توسط همسر و نيز پزشك معالجش اعلام شده، هيچ بعيد نيست.
سعيد هيچ ناگفتهيي براي بازجويانش جز همانهايي كه در يادداشت ها و مقاله
هايش نوشته ندارد. باور كنيد بقيه هم ندارند. بارها از سران حزب ميشنيديم
كه ميگفتند خوب است از نهادهاي امنيتي بيايند و در جلسات ما بنشينند.
جبهه مشاركت هيچ چيزي براي پنهان كردن نداشت و ندارد. موضوع سعيد حجاريان
هم از اين قاعده مستثنا نيست و تنها وضعيت جسماني او موضوع را متفاوت
ميكند. تاكنون آن چه در برخوردها و بازداشت ها صورت گرفته نه با مصالح
ملت و مملكت نسبتي دارد و نه شرط مروت بوده؛ برخورد با سعيد ديگر كشاندن
بي مروتي به سرحد آن است.
براي نجات جان سعيد كه چيزي براي بازجويانش جز ناي باقي مانده از جانش
ندارد، هركاري لازم باشد انجام مي دهيم و اگر خداي ناكرده بلايي بر سر او
بيايد ديگر عواقب آن نامعلوم است. در اين مقطع برادرانه و خاضعانه از
آنها كه پروندهي سعيد در دستانشان است ميخواهيم كه سعيد را خيلي زود
آزاد كنند. او احتياج به مراقبت دايم پزشكي دارد و به حتم تاكنون هم
لطماتي به اندك سلامتياش وارد آمده، او را آزاد كنيد و از اين بازي كثيف
و عقدهگشايي مهوع او را كنار بگذاريد. نگذاريد فاجعهيي رخ دهد. سعيد
حجاريان را همين حالا آزاد كنيد.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:12 توسط خفته
|
نوروز: براساس اخبار دریافتی حال جسمانی دکتر سعید
حجاریان عضو جانباز شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی بسیار ناگوار
است تا حدی که به بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستان های تحت نظر
نیروهای امنیتی در تهران منتقل شده است و پزشکان سعی در خارج کردن وی از
حالتی که بخاطر حمله عصبی دچار آن شده است دارند.
خبر دریافتی دیگر نیز حکایت از آن دارد که دکتر محسن امین زاده عضو موسس
جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد «یاران خاتمی، حامیان موسوی» شب
گذشته به خاطر مسئله ای که همچنان مبهم است از زندان اوین به بیمارستانی
تحت نظر سپاه، در تهران منتقل گردیده و وضعیت جسمانی مناسبی ندارد.
متاسفانه خبرنگار نوروز تلاش بسیار زیادی جهت کسب خبر دقیق و موثق تر از
حال این دو عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی داشته که تا این لحظه بدلیل
امنیتی بودن فضای بیمارستان ها و عدم دسترسی مستقیم به تیم پزشکی دریافت
اطلاعات دقیقتر مقدور نبوده است.
آذر منصوری: اگر" داد" این است "بیداد" چیست؟
دادگری ویژه بارز حاکمانی است که در اجرای عدالت و اعاده حقوق مظلومان ودرماندگان شهره خاص و عام بوده اند.
تقابل داد وبیداد در تمامی ادوار تاریخ نماگر وجود ظالم و مظلوم حق وباطل
زشتی وزیبایی است .در تاریخ ایران نیز از ملک ها وحاکمان دادگر همواره به
نیکی یاد شده است وبالعکس از حاکمان ستمگرو بیدادگر با پلشتی وزشتی
نامبرده می شود.این روزها در حالی که نظام جمهوری اسلامی ایران می رفت تا
نمایشی از خواست واراده مردم را در معرض دید همگان قرار دهد و قدم موثری
در راه تثبیت خود بردارد تقابل بخشی از محافظه کاران با این مطالبه موجب
استقرار فضای امنیتی و نظامی در کشور شده است .کودتای آرامی که در نمایش
انتخابات در کشور ما اتفاق افتاد نه تنها نشانگر نادیده گرفتن آرا ء مردم
است .بلکه زمینه ای را فراهم آورد ،تا بسیاری شخصیتها و سرمایه های نظام
به بهانه و اتهاماتی کاملا غیر منطقی و با رفتاری غیر قانونی مورد ظلم
وتهدید اقتدار گرایان قرار گیرد .
درست چند ساعت بیشتر از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نگذشته بود که
نیروهای امنیتی بدون داشتن حکم و بدون طی روندهای قانونی به دفتر مرکزی
جبهه مشارکت یورش آوردند وبسیاری از اعضا وکادررهبری حزب را بازداشت و
ساختمان را نیز پلمب نمودند که پس از آن نیز این بازداشت ها ادامه یافته
است بسیاری از خانواده ها و وکلای آنان به دلیل نقض آشکار قانون قادر به
پیگیری حقوق بازداشت شدگان نشدند .اوضاع به قدری اسفناک است که تعدادی از
افراد بازدشت شده اعم از فعالین احزاب شخصیت ها دانشجویان و جوانا گمنامی
که تا کنون هیچ تماسی با وکیل و خانواده های خود نداشته اند نیز هرروز
باصفحه ی دیگری از سناریویعنی اعتراف گیری وتواب سازی مواجه می شوند .در
این میان اما وضعیت سعید حجاریان ازتمامی بازداشت شدگان ناگوارتر و نا
عادلانه تراست.او که در دور اول شوروهای شهر در مقابل ساختمان شورای شهر
تهران مورد اصابت گلوله اقتدارگرایان وگروههایی قرار گرفت که ظاهرا در
اجرای یکی از فتاوای رهبران خود دست به این اقدام زده بودند (که پس
ازشناسایی ومحاکمه گویا مدال افتخار گرفته اند).
حجاریان پس از ترور نا موفق آسیب جدی دیده است او به راحتی قادر به تکلم
نیست .او حتی قادر نیست به راحتی غذا بخورد راه برود و حرکت کند همواره حد
اقل 2 نفرباید در انجام امور جاری روزانه به اوکمک کنند.حجاریان به طور
مداوم نیازبه کار درمانی دارد او که به جانباز اصلاحات شهرت یافته است
نزدیک به دو هفته است که در بازداشت بسر می برددر شرایطی که کمترین تماس
را با خانواده نگرانش داشته است.مشخص نیست که آیا روند درمانی او در زندان
نیز ادامه داشته یا نه ومعلوم نیست که اساسا او با این وضع ناگوارش چرا در
بازداشت بسر می برد. و بر اساس ا خرین اخباربه بیمارستان منتقل شده است.
پس از بازداشت ما بارها نگرانی خود را از وضعیت او اعلام کرده ایم و اگر
خطری متوجه جان او باشد مسئولیت مستقیم آن با همه کسانی است که اقدام به
بازداشت اوکرده اند. نه تنها حجاریان بلکه محسن میردامادی صفایی فراهانی
مصطفی تاج زاده عبدالله رمضان زاده و افراد دیگر ی که بازداشت شده اندنیز
معلوم نیست در چه شرایطی بسر می برند. تا کنون هیچ یک ازخانواده ها موفق
به ملاقات بازداشت شدگان نشده اند و تعدادی نیز حتی کوچکترین تماسی با
بیرون از محل بازداشت خود نداشته اند.این وضعیت از ان جهت موجب تاسف و
درداست که کسانی که اقدام به بازداشت این افرادنموده اند خود بهتر از هر
کس دیگری می دانند که دست به چه اقدام غیر قانونی زده اندودر اثبات اتهام
این افراد کوچکترین مدرک و گواهی وجودندارد(هم اینان بوده اندکه در حماسه
افرینی22 خرداد نقش داشتند).از همین روی است که مجددا به اجرای سناریوی
نخنمای اعتراف گیری بازداشت شدگان روی آورده اند روندی که با هیچیک از
اسناد حقوقی ایران وجهان قانونی شناخته نمی شود.تمامی این برخوردها و
رفتارهای غیر قانونی در حالی است که از تریبون ها و رسانه ای رسمی کشور
اتهام برپایی انقلاب مخملی و رنگی وبراندازی نرم به سرپوشی برای توجیه
کودتای مخملی اقتدارگرایان با نمایش انتخابات تبدیل شده است.به نظر می اید
آنان در تلاشند تا از این طریق اقدام غیر قانونی و غیر شرعی خود را قانونی
و منزه جلوه دهند.بیدادی که ا قتدارگرایان در کشور ما به راه انداخته اند
زمینه ای را فراهم اورده تا خانواده های زندانیان و بازداشت شدگان و همه
رخدادهایی که موجب شهادت و صدمه دیدن شماری از هموطنانمان شدفریاد تظلم
خواهی خود را به پیشگاه خدا ببرند.آنان مدام باخدای خود واگویه می کنند که
اگر "داد" این است "بیداد" چیست؟ (آذرمنصوری)
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:11 توسط خفته
|
سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، که از دو
هفته پیش در بازداشت به سر می برند، پس از آنکه دچار حمله ای عصبی می شود،
از زندان اوین به بیمارستانی در تهران منتقل شده و هم اکنون در شرایط
بسیار بدی به سر می برد.
دکتر وجیهه مرصوصی در گفتگویی با خبرنگار نوروز، با ابراز نگرانی شدید
از وضعیت همسرش خطاب به مسئولین و مراجع و بزرگان ایران گفت: "چرا ساکت
نشسته اید؟ آیا 10 سال درد کشیدن او و خانواده اش کافی نبوده و ایشان باید
رنج بیشتری بکشند؟ چرا همه سکوت کرده اند؟ چرا مراجع تقلید سکوت کرده اند؟
به رییس قوه قضائیه مراجعه می کنیم، می گوید من نمی توانم در این امور
دخالت کنم؛ به دادستانی مراجعه می کنیم، می گوید ما خبر نداریم؛ به وزیر
اطلاعات مراجعه می کنیم، می گوید من اطلاعی ندارم؛ پس اینها چه کسانی
هستند؟ اینها چه کسانی هستند که فرزندان ایران و انقلاب را به بند کشیده
اند؟ چرا هیچ کس پاسخگو نیست؟ "
وی در دامه خطاب به کسانی که جسم بیمار همسرش را در شرایط سخت زندان
تحت فشار قرار داده اند گفت: "آیا ترور وی کافی نبود؟ آیا زجر و دردی که
او و خانواده اش در این ده سال کشیده اند کافی نیست؟ این همه کینه شما
نسبت به سعید از کجاست؟ آیا ناراحتید که معجزه ای الهی او را به خانواده
اش برگرداند؟ آیا ناراحتید که ترور وی کاملا موفق نبود ؟"
وی در ادامه با تشریح وضعیت جسمانی همسرش گفت: "او ده سال پیش و پس از
ترور توسط تاریک اندیشان اقتدارگرا، به واسطه یک معجزه الهی زنده ماندند
اما سیتمهای ارادی و غیر ارادی ایشان آسیبهای فراوان و جدی دیده است.
ایشان در حرکت کردن، صحبت کردن و بسیاری از امور شخصیشان با مشکلات عدیده
ای روبرو هستند. سیستمهای غیر ارادی بدنشان مثل فشار خون و امور مشابه نیز
با دارو های بسیار زیاد و مراقبتهای شبانه روزی پزشکان و خانواده تحت
کنترل بوده است." دکتر مرصوصی که خود یک پزشک متخصص است گفت:"فشار عصبی می
تواند توانمندی های فعلی وی را نیز تا 90 درصد کاهش دهد. و این برای کسی
که کوچکترین تغییری در وضعیت جسمی اش می تواند عواقب بسیار خطرناکی داشته
باشد، بسیار خطرناک است."
وجیهه مرصوصی که در در دوران مبارزات مردمی با رژیم شاه فعالانه حضور
داشته و سالهای زیادی را در زندان گذرانده است، با اشاره به اهدافی که به
خاطر آن زندان رفته و هزینه داده اند گفت:" آیا اهداف انقلاب این بود که
کسی را که حتی نمی تواند تکلم کند به زندان ببریم و از امکانات پزشکی
مناسب محروم کنیم؟ کدام حکم شرعی اجازه می دهد با کسی که تمام زندگی اش را
برای ارزشها و انقلاب هزینه کرده است این گونه رفتار شود؟ من به عنوان کسی
که نسبت به آرمانهای انقلاب و ارزشهای دینی پایبند هستم و تعصب دارم این
نحوه رفتار ها را خلاف شرع، عرف و اهداف والای انقلاب و اسلام می دانم."
لازم به ذکر است که چند روز پیش پزشک سعید حجاریان نیز نسبت به سلامت ایشان اعلام خطر کرده بودند.
سایت نوروز امیدوار است این خبر واقعیت نداشته باشد و سعید حجاریان در
سلامت کامل باشند. اما با توجه به مسدود بودن راههای اطلاع رسانی و عدم
شفافیت نهادهای مسئول، مجبور هستیم اخبار را بدون تائید نهایی منتشر
نمائیم، تا شاید مسئولین مجبور به پاسخگویی بشوند.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:7 توسط خفته
|
ميرحسين موسوي حزب تاسيس ميكند. نخستوزير دوران دفاع مقدس كه در
انتخابات رياستجمهوري دهم توانست آراي قابلتوجهي را از مردم كسب كند،
تصميم گرفته است كه براي ادامه فعاليت سياسي خود، يك حزب سياسي فراگير با
تاثيرگذاري بر لايههاي قدرت تاسيس كند. او در آخرين بيانيه خود خبر داد
كه «گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گردهم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني
صيانت از حقوق مردم را پيگيري كنند... اينجانب نيز به اين جمع ميپيوندم.»
به اين ترتيب ميرحسين موسوي در دومين گام سياسي خود، تصميم ميگيرد يك
بار ديگر فعاليت حزبي خود را براي ارتباط ارگانيك با مردم و هواداران
ميليوني خود آغاز كند. موسوي پس از انقلاب با تشكيل حزب «جمهوري اسلامي»
به اين حزب حكومتي پيوست. حزبي كه لبه تيز انتقادات خود را متوجه دولت
بنيصدر كرده بود و توانست بنيصدر را از رياستجمهوري خلع كند. در آن
مقطع آيتالله محمدحسيني بهشتي دبيركل اين حزب بود و محمدجواد باهنر،
آيتالله خامنهاي مقام معظم رهبري، هاشميرفسنجاني و ميرحسين موسوي از
اعضاي موثر آن بودند. حزب جمهوري اسلامي البته روزهاي سخت و پرفرازونشيبي
داشت. از يك سو بنيصدر كه رئيسجمهور بود تلاش ميكرد تا تمام كارشكنيها
را به گردن اين حزب و اعضاي رده بالاي آن كه عضو شوراي انقلاب بودند،
بيندازد و از ديگر سو جريان ترور كه توسط گروهك مجاهدين خلق راهاندازي
شده بود، سران حزب را هدف قرار داده بود. ميرحسين موسوي در آن مقطع
نهتنها در حزب جمهوري اسلامي فعاليت ميكرد، بلكه سردبيري روزنامه جمهوري
اسلامي، ارگان اين حزب را برعهده داشت. حزب جمهوري اولين حزب سياسي بود كه
پس از استقرار جمهوري اسلامي ايران تشكيل شد. اگرچه چندسالي بعد چراغ اين
حزب خاموش و فعاليتهاي آن فروكش كرد اما نيروهاي برآمده در انقلاب
توانستند، پس از مدتي فعاليتهاي حزبي خود را ادامه دهند. عدهاي از
گروههايي كه قبل از انقلاب فعاليت چريكي- نظامي داشتند در سازمان مجاهدين
انقلاب اسلامي گردهم آمدن با اين حال به علت وقوع جنگ از يك سو، اتفاقات
دهه 60 از ديگر سو فعاليتهاي سياسي-حزبي امكان فعاليت نداشتند. سازمان
مجاهدين انقلاب نيز به علت اختلافات درون گروهي فعاليتهاي خود را تعطيل
كردند. نه جامعه روحانيت مبارز فعاليت خاصي داشت، نه حزب جمهوري اسلامي
تلاش ميكرد چراغي بيفروزد و نه حتي ديگران. سال 66 پس از آنكه اختلافات
در جامعه روحانيت مبارز بر سر انتخابات مجلس افزايش يافت، گروهي از
روحانيون مانند مهدي كروبي، سيدمحمد خاتمي و موسويخوئينيها محمدرضا
توسلي و امام جماراني از مجمع روحانيون مبارز را راهاندازي كردند تا
فعاليت سياسي خود را از اين طريق دنبال كنند.
احمد شیرزاد: منعی برای تشکیل حزب موسوی نیست
احمد شیرزاد نماینده مجلس ششم شورای اسلامی تشکیل حزب از سوی مهندس میر
حسین موسوی را اقدامی مثبت ارزیابی نمود و گفت: این اقدام آقای موسوی با
استقبال فراوان از سوی حامیان ایشان روبرو خواهد شد و میتواند در ایجاد
فضایی برای چشمگیرتر شدن فعالیت سیاسی در سایه حزب موثر واقع شود.
شیرزاد در گفتگو با خبرنگار«فردا» افزود: در این خصوص میتوان به دو
مطلب اشاره کرد که میتوان آنها را به طور مجزا بررسی نمود. مورد اول
اینکه بخشی از دوستانی که در ستاد اصلی آقای موسوی بودند مانند آقایان
بهشتی، بهزادیان و برخی دوستان دیگر فعالیت سیاسی را به صورت حزب دنبال
نکردند و این امر منجر به منسجم شدن و کارامدتر شدن افراد و فعالیت سیاسی
آنها خواهد شد.
شیرزاد تصریح کرد: مورد دومی که در این مسئله حائز اهمیت است اینکه این
حزب میتواند به سازماندهی جبهه فراگیر اصلاحطلبان با سازو کار مثبت کمک
نماید به این منظور که اصلاح طلبان میتوانند زیر سایه حزب به دستاوردهای
سیاسی برسند.
وی معتقد است: تشکیل یک حزب سیاسی نو میتواند به توسعه و رشد فعالیت سیاسی با توجه به رخدادهای اخیر کمک نماید.
نماینده ششم مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به اینکه نباید در روند
اجرایی و قانونی تشکیل حزب از سوی آقای موسوی خللی وارد شود گفت: تشکیل هر
حزبی باید مسیر عادی خودش را از طریق کمیسیون ماده 10 احزاب طی نماید و
هیچ گروه و شخصی حق ندارد در این روند اختلال ایجاد نماید. طبق ضوابط
قانونی هیچ منعی برای تشکیل حزب آقای موسوی وجود ندارد.
موسوي تبريزي در گفتوگو با ايلنا:
تاسيس حزب از سوي موسوي اقدامي ارزشمند است
دبير
مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه تاكيد كرد: داشتن حزب در هر كشوري مقدمه
ايجاد دموكراسي است و براي تقويت دموكراسي، بايد به احزاب اهميت داد.
سيد حسين موسوي تبريزي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به
سوالي درباره احتمال تشكيل حزب توسط مير حسين موسوي، گفت: اگر افرادي چون
موسوي بخواهند احزاب قدرتمند تشكيل دهند، اقدام خوب و ارزشمندي است و بايد
از آن استقبال كرد چرا كه طبيعتا اين تشكلها در چارچوب قانون عمل
ميكنند.
وي گفت: اگر احزاب داراي برنامه داشته باشيم، افراد بطور خلق الساعه
روي كار نميآيند و برنامههاي كاري افراد براي دوران مسئوليت از قبل
تعيين ميشود.
رئيس خانه احزاب با تاكيد براينكه احزاب بايد در راستاي منافع ملي با
يكديگر تعامل داشته باشند، اظهار كرد: در منشور اخلاقي احزاب هم بر اين
نكته تاكيد شده است كه در اين زمينه علي رغم وجود نواقصي پيشرفتهايي
داشتهايم.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 23:6 توسط خفته
|
سایت
الف وابسته به احمد توکلی نماینده تهران و رییس مرکز پژوهشهای مجلس با
اشاره به موضوعاتی که محمود احمدینژاد در مناظرههای تلویزیونی مطرح
کرد، نوشت : توجه به نکات زیر از سوی آقای احمدی نژاد به عنوان اصولگرای
منتخب ملت در انتخابات دهم مورد انتظار است:
١-
به عنوان یک مسلمان، عذر خواهی و حلالیت طلبی از همه کسانی که در طول دوره
تبلیغات در محضر و منظر دهها و بلکه صدها میلیون نفر بدون بینه مورد
اتهام واقع شدند، حتی اگر برخی از این افراد بعدها توسط دادگاه صالحه
محاکمه وبه جرم فساد مالی محکوم شوند، ایراد اتهامات به آنها خارج از
مجرای قانونی و قبل از اثبات مصداق تهمت بوده است. ٢- به عنوان یک
سیاستمدار شجاع. عذرخواهی از ملت ایران به دلیل بکارگیری روش نادرست
تبلیغاتی در موضوع مبارزه با مفاسد و تشویش اذهان، به ویژه جوانان و ایجاد
التهابات و هیجانات منفی، مخرب و گسترده و تقبیح بکارگیری چنین روشی بخصوص
در تبلیغات انتخاباتی.٣- تاکید بر استفاده از روشهای قانونی و اخلاقی و
تمسک به مستندات محکمه پسند در معرفی و ارجاع مجرمان و مفسدان در هر لباس،
با هر نسبت و وابستگی و از هر گروه و جریان سیاسی به دستگاه قضایی و
پیگیری مجدانه نتایج آن تا مجازات خاطیان و تبرئه بی گناهان و پایان دادن
به شایعات مسموم.٤ – تبیین سیاستهای اصولی دولت در مبارزه با مفاسد و به
کارگیری بالاترین تلاش ممکن در جهت کاهش جرائم در حوزه وظایف قوه مجریه و
افشای نقايص یا مسامحهگریها و مانع تراشیهای احتمالی اشخاص و نهادهای
دیگر در پیشبرد این هدف بزرگ نه فقط در موعد تبلیغات که در طول دوران تصدی
دولت.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:51 توسط خفته
|
احمدی نژاد با اشاره به دخالت دول غربی در مسائل داخلی ایران گفت: «اندیشه
انسانی جهانی است و نمی تواند محصور شود. آنها در این انتخابات تلاش کردند
دوباره خط درگیری را به داخل بیاورند اما حضور 40 میلیونی و آگاهانه مردم
چنان سیلی ای به آنها زد که جیغ شان فلک را پر کرده است. آنها برای این
کار همه نقاب ها را برداشتند و هم اکنون نیز اعلام می کنند هیچ گاه در
امور داخلی ایران دخالت نکرده اند و می گویند تنها نگران وضع ایران هستند.
شما غلط می کنید نگران هستید، تمام این حوادث به حساب شما نوشته شده و
باید محاکمه شوید. شما نگران تئوری های لیبرال دموکراسی خود هستید و به
لطف خدا یک بار دیگر شکست خوردید.»
احمدی نژاد دیروز در دیدار با
روسای دانشگاه های علوم پزشکی با اشاره به انحصار سیاسی حاکم بر جهان گفت:
«در این انتخابات انحصار تئوری های حکومتداری شکست، به همین دلیل است که
جیغ می زنند. در این انتخابات جلوه و طرازی از دموکراسی دیده شد که در
دنیا بی نظیر است. در این انتخابات مبانی اصلی نظام و همه چیز روی میز بود
و این طراز از دموکراسی همه حیثیت آنها را زیر سوال برد.»
احمدی
نژاد همچنین گفت: «در نبرد انقلاب و نظام سلطه و تعامل سازنده ما و جهان،
انقلاب تغییری در معادلات ایجاد کرد و آن، این بود که نظام سلطه در درگیری
با ملت ها و انقلاب ها همواره خط درگیری را به درون آن ملت می برد اما
حضرت امام (ره) در انقلاب، خط درگیری را به دل دشمن برد؛ چنان که تعیین
روز قدس، یعنی تغییر این خط درگیری، و همه همت دشمن این است که این جبهه
را به داخل برگرداند. اوایل انقلاب همه جا آشوب بود و درگیری ها در داخل
شهرها به جای درگیری با نظام سلطه بود؛ البته موج انقلاب آنها را عقب زد؛
اما در چند سال اخیر هم آنها موفق شده بودند این درگیری ها را به داخل
بیاورند؛ 18 تیر و درگیری های گروه ها و جبهه بندی ها را به یاد بیاورید؛
اگر نیروهای داخلی صبح تا شب بر سر و کله هم بزنند، کشور دیگر پیشرفت نمی
کند.»
احمدی نژاد افزود: «در چند سال اخیر خط مقدم خیلی جلو رفت و
به خارج از کشور منتقل شد. آنها امیدهای زیادی داشتند، ماجرای توسعه سیاسی
را همه به یاد دارند که هر صبح منتظر یک تنش سنگین در حد ملی بودیم اما
این خط درگیری را ملت به نیویورک و واشنگتن رساند و آنها از این مساله
عصبانی هستند.»
وی با بیان اینکه در «انتخابات اخیر اقتدار ملت
ایران صد پله بالا رفت»، اظهار کرد: «آنها می خواهند انرژی را که در داخل
برای ساختن کشور و در خارج برای تغییر در نظام بین الملل در ایران متراکم
شده، مستهلک کنند به خاطر همین است که در انتخابات ایران تشکیک می کنند.»
رئیس
جمهوری افزود: «من اعلام می کنم ایران به زودی دور جدید فعالیت های
دیپلماتیک خود را 10 برابر بیشتر از موضع اقتدار از سر می گیرد و در جهت
اصلاح معادلات جهانی حرکت می کند.»
احمدی نژاد همچنین اعلام کرد:
«به سازمان ملل می روم و اوباما را به مناظره دعوت می کنم؛ مناظره ای در
برابر رسانه های جهان، نه اینکه پشت در های بسته بنشینیم و راجع به مسائل
حرف بزنیم. معلوم است نتایج مناظره در برابر رسانه ها چه می شود. اینکه
آقایان در کار ملت ها دخالت کنند باید تعطیل شود، این اخلاق به سرعت در
دنیا از بین خواهد رفت، این اخلاق که بادی به غبغب بیندازند و قیافه
بگیرند، تمام شده؛ اینها عقب افتاده های سیاسی هستند. امروز انسان ها رشد
کرده اند و معادلات بشری عوض شده است.»
احمدی نژاد در پایان تاکید
کرد: «85 درصد در انتخابات ایران و انتخاباتی که نزدیک به مطلق، آزادی
داشت، شرکت کردند و همه مردم به دنبال عزت، تعالی ایران و برادری بودند.»
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:50 توسط خفته
|
کیهان در مطلبی با عنوان "ما
مثل او وطن فروش نيستيم" از قول اساتید برجسته موسیقی که نامی از آنها
نبرده است در مورد محمد رضا شجریان چنین نوشته است:
درپي درج
يادداشتي تحت عنوان «ياران را چه شد؟، سخني با محمدرضا شجريان» در تاريخ
دهم تيرماه در صفحه ادب و هنر كيهان، تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي
ايران در تماس تلفني با كيهان از پشت پرده پروژه تخريبي دشمن در حوزه
موسيقي خبر دادند.
يكي از خوانندگان برجسته موسيقي سنتي كه نخواست
نامش عنوان شود در اين باره به كيهان گفت: پس از اعلام نتايج انتخابات
تماس هاي مكرر تلفني از سوي مجريان شبكه هاي ماهواره اي خارجي و برخي
افراد در داخل داشتم و از من خواستند به نتايج اعلام شده انتخابات اعتراض
كنم.
اين استاد آواز ايراني تصريح كرد: افرادي كه به تحريك ما مي
پرداختند براي اين كه ما را بيشتر وادار به عكس العمل كنند به محمدرضا
شجريان اشاره مي كردند و مي گفتند آقاي شجريان را ببينيد كه چگونه با
صراحت به نتايج انتخابات اعتراض نمود و به رئيس صدا و سيما نامه نوشت!!
اين خواننده معروف در پاسخ به خبرنگاري كه از انگليس با وي تماس گرفته بود
گفت: ما ايراني مسلمان هستيم و مانند كساني كه با شما همكاري مي كنند وطن
فروش نيستيم.
يك خواننده ديگر نيز كه در زمره برجستگان آواز
ايراني محسوب مي شود به كيهان گفت: وقتي كه تلويزيون يكي از آهنگ هاي مرا
بر روي تصاوير حضور گسترده مردم در نماز جمعه هفته گذشته تهران پخش مي كرد
تماس هاي پي درپي از داخل و خارج داشتم و از من مي پرسيدند كه چرا به صدا
و سيما اعتراض نمي كنيد؟ مگر شما از استاد شجريان كمتر هستيد؟!
يكي
ديگر از اساتيد موسيقي هم مي گفت كه تماس هاي تلفني به شماره منزل و
موبايلم براي اعتراض به نتايج انتخابات آنقدر زياد بود كه تا چند روز گوشي
تلفن همراهم را خاموش كردم.
يك آهنگساز پيشكسوت موسيقي ايراني نيز
در تماس با كيهان ضمن اشاره به اين تماس ها، افراد تماس گيرنده با
هنرمندان موسيقي را برخي شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب، تعدادي از
خبرنگاران و سردبيران روزنامه هاي زنجيره اي مدعي اصلاح طلبي و برخي چهره
هاي با نفوذ در جبهه اصلاحات عنوان مي كند. با اين حال بايد اذعان داشت كه
پاي بندي و تعهد بسياري از اساتيد موسيقي ايران به ميهن اسلامي با توجه به
نقدهاي جدي كه به متوليان موسيقي كشور وارد است، و چاپ به موقع يادداشت
كيهان خطاب به محمدرضا شجريان در همسو شدن وي با جريان هاي برانداز و ضد
انقلاب آن سوي مرزها سبب خنثي شدن ترفند دشمن در حوزه موسيقي و ناكام
ماندن آنان از سوءاستفاده از هنرمندان پاك و بي غل و غش اين حوزه گرديده
است.
گفتني است كه محمدرضا شجريان در جريان آشوب هاي اخير عليرغم
نامه به رئيس صدا و سيما براي عدم پخش آثارش از رسانه ملي، با بي بي سي
فارسي هم به گفت وگو پرداخت و مردم را از نتايج انتخابات اخير رياست
جمهوري در بهت و حيرت خواند. مصاحبه كوتاه شجريان با بي بي سي در همان
ايام و به مدت چند روز و هر نيم ساعت يك بار از رسانه استعمار پير پخش مي
شد و هم اينك نيز اين گفت وگو در سايت فارسي بي بي سي قرار دارد. شجريان
در اين مدت به مهره مناسب اجنبي و استعمارگر پير مبدل گرديد كه ماموريت
اهداف پشت پرده دولت انگليس را در جامعه موسيقايي ايران به انجام رساند.
اين در حالي است كه بسياري از اساتيد برجسته موسيقي حاضر به وطن فروشي
نشدند.
فرارو
اين هنرمندان نام نداشتند؟؟؟؟ اين خبر يا جعليه (100%) يا واقعي... اگه واقعي باشه ترسيدن كه اسمشون رو بگن بعد از فردا يه نفر هم آلبوماشونو نخره... خاك تو سرتون كه جرات نداشتيد واسه ابراز عقيدتون اسمتون رو هم بگيد...
خبر آنلاین نوشت: غلامحسین الهام عضو شورای نگهبان و وزیر دادگستری در جمع
خبرنگاران اطلاعات نادرستی در باره درخواست کاندیداها در بررسی تخلفات
انتخاباتی ارائه داد که در نگاه خوش بینانه از عدم اطلاع وی حکایت می کند.
سه نامزد معترض به نحوه برگزاری انتخابات این شبهه را وارد کرده
بودند که ممکن است به نام افرادی برگه رای صادر شده باشد که واقعا وجود
ندارند ویا ممکن است به نام برخی رای دهندگان چندین رای به صندوق ریخته
شده باشد . به همین دلیل پیشنهاد کرده بودند اسامی رای دهندگان که در ته
برگ(ته سوش) ثبت شده است استخراج و با اسامی موجود در سازمان ثبت احوال
تطبیق داده شود. به این ترتیب مشخص می شد که آیا همه افرادی که در
انتخابات شرکت کرده اند واقعا وجود داشته اند یا خیر؟ علاوه بر آن مشخص می
شد یک نفر فقط یک رای داده یا بیشتر؟
غلامحسین الهام این درخواست
بسیار ساده و منطقی را مغایر با مخفی بودن رای دانست! و گفت: باید توجه
داشت که هیچ فردی برای استفاده از حق قانونی اش مورد شماتت قرار نمی گیرد
به همین دلیل رای افراد مخفی است اما برخی می گویند لیست رای دهندگان را
با مشخصات افراد در ثبت احوال تطبیق دهید که این به معنای علنی کردن رای و
توهین به مردم است.
روشن است که معترضان قصد دیدن و کنترل برگ رای را نداشته اند بلکه فقط می خواسته اند ته برگ ها را کنترل کنند.
به
نظر می رسد این اشتباه الهام در خوش بینانه ترین حالت، ناشی از عدم درک
درست درخواست معترضان باشد که در این صورت نظارت وی به عنوان عضو شورای
نگهبان بر انتخابات می تواند بطور جدی زیر سوال برود.
(لازم به ذکر است که بررسی ته برگها و تطبیق مشخصات درج شده در آنها با
اسامی ثبت شده در ثبت احوال به هیچ وجه به معنای مشخص شدن رای کسی نمی
باشد و شمارش آرا امری است که در صورت انجام به صورت جداگانه انجام می شود
و تنها در صورت تطبیق برگ رای با ته برگهاست که امکان فاش شدن رای افراد
وجود دارد.)
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:43 توسط خفته
|
از حضور برخی هنرمندان و شاعران بدلایل سیاسی در تلویزیون جلوگیری شد.
بنا
به اخبار موثق رسیده برخی از چهره های سرشناس ادبی و هنری که در انتخابات
اخیر از میرحسین موسوی حمایت کرده بودند ممنوع التصویر شدند.
در
یک نمونه از این برخورد تهیه کننده یک برنامه تلویزیونی که قرار است به
مناسبت میلاد مولای متقیان برنامه ای را تهیه کند اسامی تعدادی از
میهمانان را به مدیران یکی از شبکه های سیما ارائه می کند که آنها اسامی
ساعد باقری و عبدالجبار کاکایی و سیدجواد هاشمی را خط می زنند. دلیل این
اقدام حمایت آنها از میرحسین موسوی اعلام شده است.
همچنین چهره های دیگری نیز ممنوع التصویر شده اند که پس از کسب اخبار دقیق، اسامی آنها منتشر می شود.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:42 توسط خفته
|
جناب آقای سید علی خامنه ای، نمیدانم با چه زبان و
از کدامین ظلم و جنایتى با شما سخن بگویم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته
باشند؟ در نظام متمرکز و مطلقه ای که همه راهها منتهی به رأی و تصمیم شخصی
شما گشته، نامههای ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب
خونین معترضین به جنابعالی نوشته شده که هیچکدام هم پاسخی دریافت
نکردهاند. بنده نیز امیدی ندارم این نوشته از کانالهای کنترل شده
ارتباطی بیت بگذرد و به رؤیت شما برسد، با این حال بنا به وظیفه ملی و
دینی خود نکاتی را یادآور میشوم.
در نظام ولایت مطلقه فقیه، شما و
تئوریسینهای این تِز مدعی هستید مشروعیت خود را نه از آراء اکثریت مردم،
بلکه ازپیوند به ولایت اهل بیت مطهر پیامبرمکرم اسلام میگیرید. سرسلسله
ولایت و عرفان در مکتب تشیع امیرالمومنین علی(ع) است که دیدگاه سیاسی خود
و معیارهای مطلوب حکومتی را در "عهدنامهای" که به "منشور حکومت اسلامی"
شهرت یافته، تدوین کرده است. عهدنامهای که برای اداره سرزمین بزرگ مصر به
"مالک اشتر" سپرده تا درماموریت خطیر خود به عدالت رفتار کند. بنابراین بر
آن شدم عملکرد شما در وقایع خونبار اخیر را در عرضه به این منشور، که
تبلور عصاره تجربیات حکومتی نخستین امام مکتب تشیع است، مورد ارزیابی و
مقایسه قرار دهم. گرچه این نکات را بهتر از من میدانید، اما خواستم به
مصداق:"فذکرفان الذکری تنفع المومنین"، هرچند خوشایند شما و چاپلوسان
نباشد، هم یادآوری کرده باشم، و هم به کسانی که ولایت شما را از سنخ همان
ولایت میدانند تفاوت زمین تا آسمان را به توفیق حق نشان دهم.
الف – بدبینی ملت به رهبری
جناب
آقای خامنهای، میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را در حوادث
اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهور و تقلب آشکارانتخاباتی
همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها میدانند وسیاستهای یک طرفه و
استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبریتان را انکارمی کنند.
جنابعالی مسلماً چنین قضاوتی را بر نمیتابید، اما مدعی پیروی از کسی
هستید که (در همان عهدنامه) فرمود:
اگر ملت برتو گمان ستمگری
بَرَد( حکم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خویش را با شفافیت تمام برای آنها
بیان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در این
(تمکین به حقوق و حاکمیت مردم) ریاضتی است که باید بر خود دهی، و رفاقتی
است با مردم، و رسیدنی است به آرمانت که باید برپاداشتن مردم در راه حق
باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).
اما شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات
پیش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ
آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقی جز پافشاری بر درستی و "شیرینی"! آن ارائه
ندادید، بلکه نیروهای سرکوب تحت فرمانتان را از "تلخی" عواقب کشتار منع
نکردید. در حالی که باید به جای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و
عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش و رشد میدادید.
با وجود بسته شدن
خبرگذاریها و همه امکانات و ابزار رسانهای ِ قابل کنترل، برای بی خبر
نگه داشتن تودههای مردم از سرکوب سازمان یافته حاکمیت، به نظر نمیرسد
برای شما محدودیتی برای آگاهی ازعوارض این قلع و قمع باشد. آیا هرگز گزارش
و عکسی ازشهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آیا
میدانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیم گیرنده اصلی و مسئول مستقیم آنها
پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دو حال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی
دانید. این سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به
یاد نمیآورید!؟
اختلاف میان مقام رهبری و ملت، امری بسیار طبیعی و
عادی در سایر کشورهاست، در نظام ولایت فقیه، همواره این مردم هستند که
صغیر و مهجور و محتاج سرپرستی هستند و حق همیشه با رهبری است و نظر او
"فصل الخطاب" و "حکم حکومتی"اش حذف کننده هرحرکت فکری است. اما در همان
"عهدنامه"، در تنازع احتمالی رهبر با ملت (مشابه چنین حوادثی)، تصریح شده
است طرفین موظفند به کتاب و سنت (قانون) مراجعه نمایند ورهبری هیچ حق ویژه
ای بر دیگران ندارد (بندهای ۶۳ تا ۶۵).
جناب آقای خامنهای، اینک
متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف و فاصلهای عمیق افتاده است
که در صورت لجاجت و بیاعتنائی به حقوق مردم، میرود خدای ناکرده به جنگی
داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنین فتنهای که تا ابد بر پیشانی عاملان
آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقی نمیگذارد.
توجه تان را به تصویر زشتى ازاین اوضاع در فرازی دیگر ازعهدنامه جلب میکنم:
اگر
ملت بر رهبری چیره گردد (نظام مدیریت گسسته شود) یا رهبری به ملت ستم کند،
در این هنگام اختلاف کلمه پدید میآید و نشانههای زورگوئی قدرت آشکار
میگردد، فریب کاریهای دینی زیاد میشود ، عمل به سنتهای نیکو متروک می
ماند، هر کس به دلخواه عمل میکند، احکام معطل میماند، دردها و
بیماریهای(جسمی و روحی) مردم افزون میشود، هیچ کس از پایمال شدن حق بزرگ
و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد (بیتفاوتی مردم). در این هنگام
نیکان بهخواری و بدکاران به عزّت میرسند(خطبه ۱۶۰).
ب- انتقاد به رهبری
جناب
آقای خامنهای، علی(ع) که شما سالی را به یاد او نامگذاری کردید، در همان
آغاز خلافت، صریحاً مردم را به حقگوئی (انتقاد) از خود و نظردهی (مشورت)
دعوت و تأکید کرد: "من بالاتر از این نیستم که اشتباه نکنم، مگر آنکه خدا
کفایتم کند" (خطبه ۲۱۶) و در متن عهدنامه معروف خود به مالک هشدار داد:
باید
نزدیکترین وزیرانت از نظرقرب مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ حق را به
تو میزند و آنگاه که عملی از تو سر میزند که خدا از اولیائش ناخوش دارد،
کمترین یاری را به تو میرساند، ... همکارانت را به جد بیاموز تا تو را
ستایش و بیجهت تجلیل نکنند. (بند ۳۳)
شما اگر در حوادث اخیر به
جای دستگیری گسترده رهبران گروه های سیاسی و صاحب نظران دلسوزملک و ملت،
از بیم واهی بهره برداری از نیروی خشم ملت، و اعتمادتان به تحلیلهای
اطرافیانتان، طبق فراز زیر با آنان گفتگو و رایزنی میکردید، آیا به صلاح
خودتان و ملک و ملت مظلوم نبود؟
تا آنجا که میتوانی با دانایان و
حکیمان (کارشناسان) در تثبیت آنچه امور کشور را به اصلاح و مردم را به پا
می دارد مذاکره کن. (بند ۴۰)
رهبران فکری و سیاسی مردم که جای خود
دارد، شما طبق این عهدنامه وظیفه دارید بخشی از اوقات هفته را به شنیدن
نظریات کسانی که به شما انتقاد دارند، اختصاص دهید:
باید قسمتی از
اوقات خویش را به کسانی که مطالباتی ازخودت دارند اختصاص دهی و در مجلسی
عمومی که نهایت تواضع را به خاطر خدا انجام می دهی، بدون حضورنیروهای
نظامی، حراستی (امنیتی) و پلیس، شخصاً حضوریابی تا گویندگان (شاکیان) بدون
لکنت زبان با تو سخن بگویند، که من از رسول خدا، نه یکبار، که به کرات
شنیدم که میفرمود: هرگز نظامی را که حق ِ ضعیف بدون لکنت زبان از قوی
ستانده نمیشود، نمی توان نظام مقدس (پاک و مبرای از عیب) شمرد... (
بندهای ۱۰۹ تا ۱۱۱)
جناب آقای خامنهای، هواداران شما با کدام
معیار، حکومتی را که مطالبه امانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و
ابزار قتاله پاسخ میدهند، نظام مقدس!! میشمارند؟ شما وقتی کارهای بزرگ
را به اشخاص کوچک میسپارید، برای حفظ موقعیت خود از هیچ اقدامی فروگذاری
نمیکنند. به راستی منطق شما درحمایت مستمر از آقای احمدی نژاد، که مملکت
را با عملکردش در آستانه نابودی قرار داده، جز نزدیکی به افکار خودتان،
آنچنان که در نماز جمعه گفتید، چیست؟ نمازی که فرصت استثائی خدائی بود تا
جامعه را با قبول تقلب وقضاوت منصفانه خودتان به آرامش بیاورید. اما در
"عهد نامه علی" آنگاه که ضوابط گزینش کارگزاران را: داشتن تجربه، حیاء،
خانواده صالح، سابقه در اسلام پیشگام (نه متحجر)، اخلاق کریمانه، بی طمعی
مالی، عاقبت اندیشی و ... تبیین میکند به گونه دیگری توصیه شده است:
کارگزارانت را پس ازآزمایش به کار بگمار، نه با تمایل شخصی و رأی فردی. که این شیوه ظلم است و خیانت (به ملت). (بند ۷۲)
ج- سرکوب مخالفین
کشتارهای
فجیعی که در برخورد با دانشجویان و یا در تظاهرات مسالمت آمیزخیابانی در
حوادث اخیرتوسط نیروهای تحت فرمان مستقیم وغیر مستقیم شما رخ داده است،
تماماً حکایت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفینی میکند که جز
تجدید انتخابات ِمهندسی شده درخواست دیگری ندارند. گویا فدا شدن هزاران
نفر برای به کرسی نشاندن تصمیم رهبری و نادیده گرفتن میلیونها درخواست
منطقی اهمیتی در نظام ولائی شما ندارد!؟
اگر از خاطر نبرده
باشید،۵۶ سال قبل در بیدادگاه نظامی شاه، وقتی مرحوم طالقانی و سایر سران
نهضت آزادی محاکمه میشدند، مهندس بازرگان پس از دریافت محکومیت ده ساله
خود خطاب به تیمسار"قره باقی" رئیس دادگاه گفت:
ما آخرین گروهی
هستیم که با زبان قانون وبه شیوه مسالمت آمیز با شما سخن میگوئیم. با
محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شما سخن خواهد گفت.
ده
سال بعد حرکتهای چریکی درجنگلهای "سیاهکل" و عملیات مسلحانه شهری
جایگزین مبارزات مسالمت آمیزپارلمانی شده بود. تشکیلات شما استثنا نیست و
قوانین الهی شیخ و شاه نمیشناسد.
شما این سختسری و قاطعیت را به نفع نظام ولائی میدانید، اما در فراز دیگری از منشور حکومتی على (ع) نظر دیگری عنوان شده است:
ترا
هشدار میدهم در باره خونها (جان مردم) و خون ریزی به ناحق. زیرا هیچ عاملی
بیش از کشتاربه ناحق موجب بروز نابسامانیهای اجتماعی (نقمت) و پیآمدهای
تخریبی عظیم و زوال و بریده شدن مدت (حکومت) نمیگردد .... مبادا پایه های
سلطنت خویش با ریختن خون حرام تقویت کنی که چنین شیوهای نه تنها موجب
تضعیف و سستی ارکان حکومت، بلکه زوال و انتقال آن (به نظامی دیگر) میشود.
(بند ۱۴۱)
جناب آقای خامنهای، شما که اجازه نمیدهید خبرنگاران
داخلی و خارجی از صحنههائی که هوادارانتان آفریدهاند، فیلم و گزارشی
تهیه کنند، آیا مستقل از فضا و فیلتری که پیرامونتان ایجاد کردهاند هرگز
فرصت کردهاید نیم نگاهی به عکسها و فیلمهائی که جوانان جسور با
موبایلهای خود از جنایتهای مأمورانتان گرفتهاند بیندازید؟ آیا حمله
نیروهای سرکوبگر در لباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن
افتادند دیدهاید؟ مگر امام علی(ع) در همان عهدنامه هشدار نداده بود:
مبادا،
همچون درندگان به جان مردم افتاده و خورد نشان را غنیمت بشماری. آنها از
دو حال خارج نیستند؛ یا برادر دینی تواند و یا همنوع تو (بند ۹ و ۱۰).
البته
شما در نماز جمعه با فرافکنی زیرکانهای مسئولیت این جنایت ها را به گردن
"تروریست های نفوذی"! انداختید که در پوشش تظاهرات خیابانی ضربات تروریستی
خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروریست ها اهداف خود را همواره
از میان دانشجویان معترض دانشگاهها و در میان مردم عادی انتخاب میکنند!؟
گفتید:"اینکه
بروند دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آنهم با شعار رهبری
مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون می کند"! اگر چنین احساسی
صادقانه است، چرا برای یکبار هم که شده دستور نمیفرمائید نیروهای انتظامی
شما با نیروهای رسمى با لباس شخصی برخورد و آنها را دستگیر کنند؟
امام
علی به مالک اشتر، با آنکه مطمئن ترین یاور او بود، در دفاع از حقوق مردم
تازه مسلمان مصرو پرهیز او از اتخاذ شیوههای خشن در برخورد با مردم فرمود:
اگر
به خطا کسی را کشتی یا تازیانهات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حدّ
گذرانید، یا با مشت و بالاتر از آن، به ناخواسته مرتکب قتلی شدی، نباید
گردن کشی و غرور قدرت تو مانع آید که خون بهای مقتول را به خانواده اش
بپردازی.
جناب آقای خامنهای، در نظام ولایتی شما خونبها که پیش
کش! جنازه جوانان را هم به خانوادههاشان به راحتی تحویل نمیدهند تا بر
آنان عزاداری کنند!؟ این است رأفت وعطوفت اسلامی ادعائی شما!
شما
با تحریک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظیمی از ملت را فریب خوردگان یا
وابستگان به بیگانه شمرده و مرتکب ظلم عظیمی میشوید. شما ناله و نفرین
مادران داغدار وفرزندان شکنجه شده آنان را نمیشنوید اما در نظام خداوند ِ
سمیع و علیم ناله والدین "ندا"های مقتول بدون جواب نمیماند.
(بند۱۹)
هیچ عاملی برای تغییر نعمتها (راحت و رفاه و امنیت و آزادی) در جامعه و
شتاب گرفتن نقمت ها (نومیدی، اعتیاد، فساد، فحشاء و ...) مؤثرتر از قدرت
گرفتن یک حکومت بر پایه ظلم نیست. زیرا خداوند شنوای دعای شکنجه دیدگان و
در کمین ستمگران است.
د- شخصیت پرستی مشرکانه
جناب آقای
خامنهای، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان که نماد طغیان استبدادی
یک فرد بود، نجات یافت و به حاکمیت ملی رسید. اینک پس از ۳۱ سال، گرچه
ظواهر و عناوین عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گردد و اکثریت
ملت درنظام ولایت مطلقه و شورای نگهبان و سایر نهادهای وابسته، از حاکمیت
خود محرومند. شیوههای شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقامات و تملق و
چاپلوسی، سکه رایج زمانه است و بر خلاف امام علی که در طرد و دفع متملقین
فرصتطلب از هیچ فرصتی دریغ نمیکرد، متأسفانه دیده نمیشود مقام رهبری
ابراز برائتی از چنین چاپلوسانی کرده باشند. گویا این فراز زیر از عهدنامه
به کلی فراموش شده است:
هرگاه از اقتدارخویش احساس ابهت واوج خیال
(در آسمان جاه و مقام) کردی، نگاهی به عظمت ملک خداوند بر بالای سرت بیفکن
و قدرت او را برخویش، که فاقد آنی، در نظر بگیر. با چنین به خود نگریستنی
سرکشی تو تسکین می یابد، تند و تیزی تو فرو میکاهد و عقل و خِردی که از
توگریخته باز میگردد (بند۱۴).
ر - عدالت پروری
انتظار ملت
از شما چیزی جز انصاف و عدالت و ترجیح حقوق ملت برتمایلات خودتان نیست،
شادمانی شما نیز، آنچنان که در عهدنامه آمده است، نباید جز اجرای عدالت و
جلب رفاه و رضایت مردم باشد. این سخن ِامامی است که یکسره از ولایت او داد
سخن میدهید:
بهترین مایه شادمانی رهبران باید بپا داشتن عدالت در
شهرها وپدیدار شدن دوستی (طرفداری) ملت باشد و چنین دوستی حاصل نمیشود،
مگربا خوشبینیشان و این نیزحاصل نمیشود جز با گردآمدنشان پیرامون
مسئولین امور و سنگین نشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترک ِآرزوی سر
آمدن دوران زمامداریشان (بند۵۸).
جناب آقای خامنهای، پایان بخش
نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علی قرارمیدهم، مقدمهای که به هنگام
اعزام مالک اشتر به سرزمین فراعنه، نوشته شده است:
ای مالک، بدان
که تو را به سرزمینی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و
برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشمی مینگرند که تو در کار
رهبران پیش از خود مینگری ودرباره تو همان میگویند که درباره آنان
میگوئی و نیکوکاران را از آنچه خدا بر زبان مردم جاری میسازد توان شناخت.
میهن
عزیز ما بیش از ۲۵ قرن است درسلطه سلسله سلاطینی، عموماً ستمکار زیسته
است، زمان زیادی ندارید تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنید. آریامهر!! آنگاه
صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده
بود. به نصیحت امیرمؤمنان گوش دل بسپارید که فرمود:
کفایت کار مردم
به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان میکند. پس
خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نیز
بینیاز از عفو و رحمتش نیستی (بند۱۱).
... و مااریدان اخالفکم الی ما انهیکم عنه ان ارید الاالاصلاح مااستطعت و ماتوفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب (هود۸۸).
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:38 توسط خفته
|
فرارو -
به گزارش سرویس بین الملل فرارو ، "جان برن" در گزارشی که با عنوان "
مقامات ایران از کانال تلویزیونی فارسی در بریتانیا عصبانی اند " در
نیویورک تایمز به چاپ رسانده ، به تشریح نقش این بنگاه تصویرپراکنی دولت
بریتانیا در اطلاع رسانی در مورد نا آرامی های اخیر تهران پرداخته است. خواندن
این گزارش را به ویژه به مسوولان صدا وسیمای جمهوری اسلامی و کسانی که
مصمم به مدیریت جریان اطلاعات در عصر انفجار انفورماتیک هستند توصیه می
کنیم.
گزارش را در زیر بخوانید:
به گفته آیت الله های ایران این نه خیابانهای تهران که ساختمانی در قلب لندن است که حکومت اسلامی را به خطر انداخته است.
کارگزاران
این جنگ "تمام عیار" علیه جمهوری اسلامی، 140 نفر مرد و زنی هستند که در
بنگاه سخن پراکنی بی.بی.سی در خیابان آکسفور لندن مشغول بکارند. این افراد
ایرانی هستند و در کانال تلویزیونی فارسی بی.بی.سی کار می کنند که شش ماه
پیش کار خود را شروع کرد و اکنون شمار تماشاچیان روزانه آن به 6 تا 8
میلیون نفر می رسد.
این تخمین از گزارشی بدست آمده که تلویزیون
دولتی ایران تهیه و به بیرون درز کرده و در آن نسبت به تهدید این کانال
جدید اعلام خطر شده است. در تظاهرات اخیر تهران ، کانال فارسی بی.بی.سی در
مرکز تحولات سیاسی قرار داشت. در این تظاهرات، نظام کهنه سیاسی ایران با
سلاحهای جدید به لرزه افتاد: کانالهای تلویزیونی ماهواره ای مثل بی.بی.سی،
سایتهای اینترنتی مانند تویتر و فیس بوک، و ویدئو موبایلها که درگیریهای
تهران را برای تماشاچیان جهان ضبط می کرد.
سینا مطلبی، 36 ساله،
که در لندن به جنبه های دوسویه پوشش کانال بی.بی.سی نظارت دارد، می گوید:
"با این رسانه های جدید، ایران بکلی کشور دیگری شده است." او بیش از هرکس
دیگری به تکنولوژی جدید وارد است. او که در سال 2003 از وب لاگ نویسان
معروف ایران بود، و مدتی را در زندان اوین بسر برد، هم اکنون همراه با عده
ای دیگر از روزنامه نگاران و وب لاگ نویسان اصلاح طلب در کانال بی.بی.سی
کار می کند.
دولت ایران چندین سایت خبری خارجی را متهم به پوشش
خبری مغرضانه کرده است. اما به نظر آنها بی.بی.سی از همه خطرناک تر است.
رئیس خبرگزاری فارس، پوشش خبری بی.بی.سی را "جنگ روانی" خوانده و این سایت
را متهم به "دروغ پراکنی و شایعه سازی" می کند. روزنامه "وطن امروز"، که
هوادار احمدی نژاد است، می نویسد که خبرنگار بی.بی.سی از یک "تبهکار"
خواسته تا ندا آقا سلطان را بکشد. تلویزیون دولتی با تظاهرات کنندکانی
مصاحبه کرده که گفته اند کانال فارسی بی.بی.سی آنها ترغیب به ریختن به
خیابانها کرده است.
راب بینون، مدیر کانال فارسی بی.بی.سی، به
این اتهامات می خندد و می گوید: " اگر بخواهم سیاست را قاطی کارم کنم
نمیتوانم کارم را آنطور که باید، انجام دهم." او دو سال است که در این
کانال استخدام شده تا ایرانیان و افغانها را برای مدیریت آتی این کانال
آموزش دهد.
بینون می گوید که بی طرفی در جریانات اخیر به ویژه
اهمیت دارد. این به معنی مصاحبه با هواداران احمدی نژاد است، کاری که به
دلیل ممنوع کردن گفتگوی مقامات دولتی با این کانال دشوار شده است. آنها
مجبورند برای منعکس کردن نظرات دولت از روزنامه ها و خبرگزاریهای دولتی
استفاده کنند. دقیقا بخاطر اینکه ایرانیان بی.بی.سی را واقع گرا و بی طرف
می دانند ، این کانال چنین مورد حمله قرار گرفته است.
با بالا
گرفتن رویدادهای ایران، این کانال برنامه های خود را از 8 ساعت به 11 ساعت
افزایش داد. رکسانا شاپور، سخنگوی این کانال، میگوید که در بحبوحه
تظاهرات، روزانه 10 هزار ایمیل و شش ویدئو کلیپ در هر دقیقه از مردم ایران
دریافت می کرده است. وب سایت این کانال در روز بعد از انتخابات ، 3 میلیون
بیننده داشته است.
کانالهای خارجی در سراسر ایران با دیشهایی
گرفته میشود که روی پشت بامها گذاشته شده اند. این خود یک سرپیچی از حکومت
آیت الله هاست که داشتن دیش را غیراسلامی میدانند. اما چون در ایران
کانالهای خارجی بسیار پرطرفدارند، آنها جمع آوری دیشها را هم از نظر سیاسی
خطرناک و هم غیر عملی می بینند.
از شب انتخابات دولت ایران شروع
به انداختن پارازیت بر روی کانالهای فارسی کرد. اما مهندسان بی.بی.سی
امواج خود را از دو ماهواره دیگر پخش کردند که برهم زدن آنها کار دشواری
است. خبرنگاران بی.بی.سی یکی پس از دیگری از ایران اخراج شدند. به کانال
فارسی اجازه ندادند تا خبرنگار در تهران داشته باشد، و بی.بی.سی انگلیسی
نیز از ترس اقدامات دولت ایران، به خبرنگاران خود دستور داد تا در کانال
فارسی ظاهر نشوند.
جان سیمپسون، خبرنگار بی.بی.سی که برای پوشش
خبری انتخابات به تهران رفته بود، می گوید که در خیابانهای تهران از او
همچون یک قهرمان استقبال کردند و این بخاطر علاقه مردم به کانال فارسی
بی.بی.سی بود. او می گوید: "سالهاست که حاکمان ایران بر این باورند که
بی.بی.سی جزئی از برنامه دولت بریتانیا برای مداخله در امور ایران است. و
از قضا، به خاطر کانال تلویزیون فارسی، بی.بی.سی بار دیگر نفوذ عظیمی در
ایران پیدا کرده است."
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:38 توسط خفته
|
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است.
آيتالله
هاشمي رفسنجاني امروز (شنبه سيزدهم تيرماه) در ديدار جمعي از خانوادههاي
بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات با اشاره به شور و اشتياق زايدالوصف
ايجاد شده در مردم قبل از برگزاري انتخابات كه در نهايت به حضور حداكثري
مردم در پاي صندوقهاي راي انجاميد، گفت: مردم سراسر كشور بسيار خوب و
حماسي در صحنه انتخابات حاضر شدند، ولي متاسفانه وقايع پس از آن و مشكلاتي
كه براي برخي به وجود آمده، ذائقهها را تلخ كرد و فكر نميكنم هيچ وجدان
بيداري از وضع به وجود آمده راضي باشد.
وي ترويج ادعاي
تنازع بر سر قدرت را در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات ذكر كرد و
گفت: حضور مردم در صحنه انتخابات به حق، حماسهاي جاودانه و ماندگار و
رقابتها در قالب خانواده نظام و با تاييد كانديداها توسط شوراي نگهبان
صورت گرفت و جنگ براي قدرت در سطح بالاي نظام و خارج از خانواده نظام نبود
و بلكه به تصريح همه اركان نظام رقابت در انتخابات وظيفهاي اسلامي،
انقلابي و ملي است و نبايد توسط برخي به عنوان شكاف در نظام تلقي شود كه
اين طرز فكر خود نوعي اهانت به مردم محسوب ميشود. (!) هاشمي
رفسنجاني با ابراز تاسف از اوضاع پيش آمده در جريان انتخابات و پس از آن
گفت: اميدوارم با درايت و حسن مديريت مسائل، در روزهاي آينده شاهد بهتر
شدن اوضاع، حل مشكلات و كاهش آلام خانوادههاي چشم انتظار باشيم.
وي افزود: بايد به فكر حفظ منافع و مصالح نظام در درازمدت بود. رييس
مجمع تشخيص مصلحت نظام، حفظ نظام اسلامي و دستاوردهاي آن را وظيفه اصلي
مسوولان و مردم دانست و تاكيد كرد: بايد سعي كنيم با مراعات حقوق همه
شهروندان موجب حفظ همدلي و وحدت، ضمن افزايش اعتماد و اعتبار نظام در نزد
افكار عمومي، جلوي سوء استفاده دشمنان را نيز سد كنيم.
در ابتداي اين ديدار جمعي از خانوادههاي بازداشت شدگان حوادث اخير، گزارشي از نحوه بازداشت همسران و فرزندان خود به اطلاع رساندند.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:36 توسط خفته
|
در 14اسفند، علیه بنیصدر حاضر
بودم. اما امروز در بازخوانی گذشته میتوانم بگویم: افرادی قدرتطلب،
زورگو، خودمحور و خودکامه چون هاشمی، موسوی و مهاجری، با تحرکات در حزب و
روزنامه جمهوری، بنیصدر را به وابستگی به منافقین، هل دادند. هرگز عضو
حزب جمهوری نبودم، زیرا اصولا حزبگرایی را دیکتاتوری قدرتطلبانه و
بنیادی فاسد، دانسته و میدانم.
اما خیلی مسایل دیده و میدانم. با
شناخت همین مسایل است، که دیدن بنیصدر در صف هاشمی برای آینده، در امروز
امری عجیب برایم نیست. برای دفاع از اسلام و انقلاب، مستقل و آگاه مبارزه
کردم، همانگونه که امروز در برابر دیکتاتوری هاشمی و مسایل خانواده او، و
محاربه موسوی و آنها ایستادهام. بنیصدر آن گونه که امروز موسوی محاربه
علیه نظام اسلامی را عهدهدار گردیده، وارد میدان نشد، او بسیار کمتر و
رقیقتر از موسوی قانونستیز، دیکتاتور و خودکامه بود، به قانون پشت کرد،
اما با تنبیه امام رویارو شد، دفتر و دستک ایجاد نمود، اما عامل کشتار و
آتشزدن و تخریب شهر نگردید. 14 اسفند یک کودتای ملیگرایانه از نوع
امریکایی علیه ملت بود. سخنرانش بنیصدر و من در آنجا علیه او. دستور حمله
به حزبالله را داد. اما در حد ضرب و شتم و ادب کردن مدافعان نظام اسلامی!!
نه
مانند اوباش حامی موسوی قتل و تخریب و به آتشکشیدن. بنیصدر هرگز مثل
موسوی پیشاپیش خیل هواداران راه نیفتاد و همسرش هرگز عهدهدار شورش علیه
کشور و مردم نشد. هر چند هادی غفاری این اصلاحطلب امروز در 25خرداد60،
اعلان نمود همسر بنیصدر را دستگیر کرده است، اما علامتی از شورشگری آن
زن منتشر نگردید. درست بر خلاف زهرا رهنورد که یا در تلویزیون بیبیسی
فرمان شورش میدهد و یا در جمع دانشجویان آشوبهای خیابانی را امر به
استمرار میکند و فائزه هاشمی و عفت مرعشی که سردسته مهاجمین به اموال و
جانهای مردم گردیدهاند. بنیصدر با اطلاعیههای پی در پی سردمدار
آدمکشی نشد، و مانند موسوی برای به دست آوردن زورگویانه آرای ناداشته جنگ
راه نیانداخت.
او همسرش را در میان فوج مردان، ابزار رایآوری
نکرد، درست بر خلاف موسوی. بنیصدر شرم و حیا داشت، ادب داشت، و از
مافیاگران نبود، و به قانون تمکینی کمرنگ داشت، شاید اگر آن روز هاشمی،
راس همیشه دسیسههای سیاسی و موسوی مسوول سیاسی حزب جمهوری، و مهاجری
دستاندرکاران روزنامه جمهوری، بنیصدر را در تنگنا قرار نمیدادند، او به
منافقین نمیپیوست. چرا که امام با وی مدارای بسیار نمود.
جنایات
آدمکشی آن دوران را منافقین انجام دادند، امروز سازمان نامشروع مجاهدین
که پرونده دخالتشان در انفجار نخستوزیری از منظر شهید لاجوردی همچنان باز
است، و عطریانفر که رفیق و فراریدهنده یکی از آن عناصر است، پشت سر
موسوی و مشوق او هستند. از این رو، مردم برای جان «احمدینژاد» نگرانند.
هاشمی
با فرزندان، خویشان و انبار ثروت، پشت سر موسوی، و همین نکته کافی است تا
موسوی را عملا از بنیصدر با کارنامهای نامطلوبتر بنمایاند. بنیصدر
رئیسجمهور قانونی دارای یازده میلیون رای واقعی مردم بود، که حدود پانزده
سال بعد، هاشمی تنها به کسب ده میلیون آن آرا موفق شد. اما موسوی نامزد
شکستخوردهای است که با هزینه سرسامآور تبلیغاتی ساختارشکنیهای سیاسی
فرهنگی و اجیرکردن اراذل و اوباش توانست کمی بیشتر از آرای سیسال پیش
بنیصدر را به خود اختصاص دهد. و بالاخره امریکا و اسرائیل، پشت سر موسوی
قرار گرفتهاند و بنیصدر آن دوران حداقل به این شدت حمایت نمیشد.
موسوی امروز سردمدار معرکهای است، مانند احزاب منافقین، کومله و دموکرات،
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 22:35 توسط خفته
|
چکیده سخنرانی مشروح آیت الله محسن کدیور در مجلس ختم شهدای کودتای 22
خرداد که در امریکا برپا شده بود: در مجلس ختم شهدای جنبش سبز مردم ایران
دور هم جمع شده ایم. ما میگوییم مقام محترم رهبری دامه ظله به واسطه حمایت
زودهنگام از رئیس جمهور بدنام قبل از طی مراحل قانونی، بی طرفی و انصاف
لازم جهت داوری در این غائله را از دست داده، متاسفانه در مقابل مردم قرار
گرفته اند. سرکوب سبوعانه تظاهرات مسالمت آمیز مردم، مردم معترض توسط
نیروی انتظامی، بسیج و ماموران لباس شخصی کاری کاملا غیر قانونی بوده است.
وزارت کشور، قوه قضاییه و مقام محترم رهبری در تجاوز به حقوق قانونی مردم
مقصرند و نسبت به خونهای به ناحق ریخته شده و تخریب اموال عمومی و خصوصی و
ضرب و جرح مردم بیدفاع باید پاسخگو باشند. این سخن که گفته میشود هر کسی
که مردم را به خیابان فرا خوانده مسئول خون آنهاست مثل این است که بگوییم
مرحوم آیت الله خمینی مسئول خون شهدای انقلاب اسلامی است نه شاه معدوم.
مثل اینکه بگوییم رسول الله مسئول خون شهدای بدر و اُحد بوده است نه
مشرکان بخاطر اینکه پیغمبر مردم را دعوت کرده است به احد و بدر. دستگیری
بی سابقه سران احزاب مخالف دولت و آغار شوهای تلویزیونی اقرارهای تحت فشار
بر خلاف قانون و من صریحا بگویم نوعی اعلام حکومت نظامی در ایران است.
حکومت نظامی که شاخ و دم ندارد. سانسور شدید مطبوعات، کاهش سرعت اینترنت
وگاهی قطع آن، قطع تلفن همراه، قطع پیامک علائم کامل حکومت کودتا و برخلاف
نص قانون اساسی است. آن وقت گستاخانه دم از قانون گرای میزنند. اگر قرار
است قانون رعایت شود اول از همه باید قانون آحاد مردم رعایت شود. مردم به
شکل مسالمت آمیز اعتراض دارند. بدون هیچ شعاری به خیابانهای تهران آمده
اند. می گویند رای ما کو؟ به جای اینکه آدرس رای آنها را به آنها نشان
بدهیم سرکوبشان می کنید؟ به خاک و خونشان می غلطانید؟ این فیلمهایی که در
دنیا پخش شده، آیا اینها وهن اسلام نیست؟ آیا کسی باور میکند اگر شما در
خیابان با مردم اینگون وحشیانه رفتار میکنید با دشمنانتان چگونه رفتار
خواهید کرد؟ امروز وقتی این فیلم ها در دنبا پخش میشود که مردم بیگناه را
در خیابان به خاک و خون میکشند باور کنید که این بالاترین ضربه ای بود که
شما به اسلام و تشیع در دنیا وارد کردید. ماموران شما بنام دین باتوم بر
سر مردم میکوبند. بعد آدرس غلط میدهید. فرافکنی میکنید. میگویید مردم
میخواهند دیکتاتوری برپا کنند. در قاموس سیاسی دیکتاتوری معنای دیگری
دارد. دیکتاتوری معنایش این است که یکنفر به جای همه تصمیم بگیرد. معنایش
این است یکنفر مادام العمر حکومت کند. معنایش این است که مقام پاسخگو
نباشد. معنایش این است که هیچ نهاد رسمی بر او نظارت نداشته باشد. آیا این
صفات در ما جمع است یا در شماها؟ الآن تلقی حاکمیت و مردم متضاد شده است.
۱۸۰ درجه مقابل هم قرار گرفته است. حاکمیت پشتگرم به قوه قهریه، به پول
نفت، به رادیو تلویزیون انحصاری. مردم جز خودشان و خدایشان هیچ چیز
ندارند. ولایت فقیه اکنون سه راه حل بیشتر ندارد. 1- به سرکوب مردم ادامه
دهد.استبداد دینی را در ایران مسلط کند. به سلطنت مشروعه یا حکومت اسلامی
یا خلافت اسلامی اقدام کند .جمهوریتش را حذف کند و بر قبر جمهوریت پایکوبی
کند. 2 - ولایت فقیه آنچنانکه در قانون اساسی آمده است باقی بماند اما به
عنوان نماد ملی و سمبل وحدت اسلامی تبدیل شود. از منازعات داخلی ارتفاع
بگیرد و به مقام عالی و تشریفاتی تبدیل شود. مانندامپراطور ژاپن – پادشاه
هلند و یا ملکه انگلستان که آنها قانونا اختیارات فراوان دارند اما هرگز
مجاز به استفاده از آنها نیستند. آنها سمبل کشورند. ولکن اراده ملی در دست
نخست وزیر یا رئیس جمهوری مطابق قانون اساسی هست. اینهم راه حل دوم یعنی
اینکه بماند اما سلطنت کند، نه حکومت. 3- بطورکلی از قانون اساسی حذف شود.
به پیش نویس قانون اساسی رجوع شود و جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه
(تشویق حضار) آغاز شود. و حکومت و جامعه به روشهای اسلامی اداره شود یعنی
تا وقتی که مردم بخواهند و شورای نگهبانی منتخب نمایندگان مردم انتخاب
شود. این هم ممکن هست . متاسفانه شاهد این هستیم که راه اول پیش گرفته شده
است اما بنظر می رسد اگر دوست دارند به راه حل سوم دچار نشوند چاره ای جز
راه حل دوم نخواهند داشت.. مردم می فهمند . مردم شعور دارند . مردم تهران
و ایران با این راه پیمائی های مسالمت آمیز خود نشان دادند بسیار رشیدند و
مسائل را بشدت متوجهند. به منسوبان و منصوبان رهبری بنگریم و میانگینی از
تدبیر، عدالت، اخلاق و بیطرفی آنان را بگیریم و آنوقت به مقامات معظم و
عالیرتبه خود نمره عدالت و تدبیر بدهیم. امروز تدبیر دکتر محمود احمدی
نژاد - بی طرفی آیت الله جنتی - عدالت عالی جناب قاضی سعید مرتضوی - اخلاق
برادر حسین شریعتمداری نمایانگر عدالت و تدبیر حاکمیت درجامعه ما هست ..
انتظار ملی از مجلس خبرگان بررسی شرایط لازم تدبیر و عدالت هست. راستی اگر
در زمان شاه معدوم، قبل از انقلاب اسلامی مردم چنین اعتراض می کردند، شاه
با آنان چه رفتاری میکرد؟ می پرسم رفتار ولی فقیه مدبر عادل با شاه ظالم
سرسپرده اجنبی چه تفاوتی داشته است. آیا شاه معدوم مخالفان خود را نوکر و
بازیخورده اجنبی و مخل امنیت و نظم عمومی معرفی نکرد؟ آیا شاه بواسطه پخش
اعلامیه های رهائی بخش مرحوم ایت ا لله خمینی از صدای بی بی سی، ما
انقلابیون را انگلیسی نخواند؟ آیا شاه برای بدنام کردن معترضان و منتقدانش
چماقداران و ماموران لباس شخصی را به تخریب اموال عمومی و تعرض به جان و
مال مردم وانداشت و آنگاه آنها را به راهپیمایان و معترضان نسبت دهد؟ آیا
شاه مطبوعات و رسانه ها را به محاق سانسور و تعطیلی نکشاند؟ با احترام می
پرسم نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آمیز مردم چه فرقی با سرکوب
شاهنشاهی داشته است ؟ به کرات در خطبه ها از واژه دیکتاتوری در سخنانتان
استفاده کردید، معنی دیکتاتوری این نیست . دیکتاتوری این است که مطبوعات
را تعطیل کنید . مامور می فرستید که تیتری بفرستید که تیتری مقابل میل ما
نزنند. دیکتاتوری این است که مقام مادام العمر داشته باشید . مقابل مردم
پاسخگو نباشیم . انصا ف بدهید کدام دیکتاتوری است؟ ما انقلاب نکردیم تا
استبداد سکولار به استبداد دینی تبدیل شود. ما انقلاب نکردیم که استبداد
شاهنشاهی تبدیل به استبداد دیگر شود. ما انقلاب کردیم تا هرنوع استبدادی
چه با تاج، چه با عمامه از میان برود . این جمله را توجه کنید: "مردم اگر
متوجه باشند و هوشیار باشند، اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در
زمامداران فورا ببینند و بشناسند و خیرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس
کردند که زمامدار در صدد رفع این بیماری نیست در مقابل او تعرض کنند
یقتینا آن بیماری علاج خواهد کرد ۳۰ خرداد ۱۳۶۳ روزنامه جمهوری اسلامی –
آیت الله خامنه ای من خدمت مقام معظم رهبری متواضعانه و مودبانه عرض می
کنیم که ما احساس کردیم رهبرمان متوجه بیماری نیست و به او تعرض کرده ایم.
آیا ممکن است که این بیماری علاج شود (تشویق حضار( ما دو فاتحه داریم.
فاتحه شهیدان ما که نه قبرشان را می دانیم نه گذاشتند که عزیزانشان
برایشان بگریند. آنها را از کمترین حقوق شرعی محرومشان کردند و امروزدر
غربت به یاد آنا ن جمع شده ایم. امروز مجلس ترحیم دیگری هم در ایران
برقرار هست. ما فاتحه شهیدان را داریم و دیگران فاتحه جمهوریت نظامشان را.
راستی کدامیک پیروز می شویم؟
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 18:13 توسط خفته
|
دیشب آخر شب بود که داشتم از
جاده شمال بر میگشتم تهران، نزدیکهای پلور که رسیدم دیگه این گشنگی امون
رانندگی نمیداد واستادم یه چیزی بخورم، شب هم که باشه چراغ رنگی مغازه ها
بدجوری آدم رو وسوسه میکنه
کنار جاده پارک کردم و وارد یه مغازه
خوش آب و رنگ شدم و یه سری خرتو پرت واسه خوردن گرفتم دیدم مغازه دار هم
یه آدم میانسالی هست و من هم از بس این مدت با همه در مورد انتخابات حرف
زدم ازش پرسیدم حاجی جان شما به کی رای دادی؟
گفت چندتا چیز بهت میگم خودت حدس بزن من به کی رای دادم و امثال من به کی رای دادم؟
1- دو ماه پیش 320 هزار تومان سود سهام عدالت گرفتم
2- پول آب و وبرق و گازم از نصف هم کمتر شده به خاطر سهمیه های مناطق محروم
3- پسرم مدرسه راهنمایی میره و تمام مخارجش رو هم دولت میده باز به خاطر مناطق محروم
4- مغازه ام 3 سال پیش بود 40 میلیون الان شده 250 میلیون
5- دخترم هم دانشگاه قبول شده به خاطر همین قوانین بومی پذیری (البته من خودم این رو سر در نیاوردم)
بعدش گفت حالا من به کی رای دادم؟ بازهم بهش رای میدم
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 17:18 توسط خفته
|
سرویس پیام کوتاه پس از 3 هفته قطع شدن ناگهانی ، بدون هیچ گونه توضیح
رسمی همان گونه که قبلا نیز بدون توضیح رسمی قطع شده بود از روز چهارشنبه
هفته گذشته در کشور وصل شد.
روز چهارشنبه ، پس از گذشت سه هفته از قطع شدن خدمات سیستم پیام کوتاه
تلفنهای همراه، بار دیگر این سیستم فعال شد، اما رویدادهای رخ داده پس از
این اتصال دوباره، پرسشهایی را پدید آورده است.
امری که دراین میان بیش از دیگر مسائل جلب توجه می کند عدم اطلاع رساني
مسوولان درباره علت قطعي sms و يا عدم عذرخواهي آنان از مردم بود. به
عقیده بسیاری از صاحب نظران به جا بود که مسئولان مخابرات حداقل در یک
اطلاعیه چند خطی اعلام می کردند که به چه مدت و به چه دلیل و با کدام
دستور اس ام اس ها قطع شده است نه آنکه در روز قطع آن حتی به انکار آن
بپردازند و در نهایت نیز تنها به "ابراز بي اطلاعي" شان از علت قطع sms بر
خود ببالند.
البته فشار افکار عمومی به حدی بود که در نهایت در روز های پایانی مدیرکل
روابط عمومی شرکت مخابرات ایران با بیان اینکه تیمی در حال بررسی دلایل
اختلال در شبکه SMS هست، گفت: هنوز دلایل این اختلال مشخص نشده است و
منتظریم نتیجه را اعلام کنند. اما با وجود گذشت روز ها از این ادعای مدیر
کل روابط عمومی مخابرات هیچ نتيجه اي به مردم اعلام نشد.
وزارت ارتباطات نیز در این میان تحت فشار رسانه ها، مجلس و جامعه قرار
داشت. مردم در کوچه وخیابان از خود سوال می کردند که حال به هر دلیل که اس
ام اس ها قطع شده است چرا مسئولان امر پاسخ گوی مردم نیستند. از طرف دیگر
حتی مجلسیان هم لب به اعتراض گشودند.
اما این تمام مشکل نبود. مشکل اصلی و عمده ای که گویا گریبانگیر شرکت
مخابرات شده است و به احتمال قوی زیان جبران ناپذیری بر پیکره ی این شرکت
وارد کرده است مسئله مالی است. در واقع مشکل اصلی در این جا مشكلي به نام
زيان ميلياردي اپراتورهاي تلفن همراه بود كه حتي بر سهام شركت مخابرات
تاثير منفي داشت.
از سوی دیگر مسئله ای که ذهن مردم را به خود مشغول کرده است، نبود صداقت
لازم از سوی مدیران وزارت ارتباطات بود، زیرا ایشان همواره منکر وجود
مشکلی از سوی آن وزارت خانه در ایجاد این شرایط بودند. مسئولان مخابرات
ترجیح دادند که یا سکوت کنند یا به کل منکر جریان شوند در صورتی که با
صداقت میتوانستند بگویند بنا بر ملاحظات امنیتی و با دستور برخی نهاد های
امنیتی این اتفاق رخ داده است؛ بیان این مسئله شاید امری قابل قبول تر
برای اذهان عمومی بود.
بنابراین، بهترین نوع رویارویی با چنین شرایطی، اعلام صادقانه موضوع به
مردم است که تجربه نشان داده است مردم در صورت دیدن چنین صداقتهایی،
پذیرش بهتری نسبت به مسائل پیدا میکنند.
قطع شدن اس ام اس ها علاوه بر ضرر و زیان مادی که به همگان از مردم گرفته
تا سهامداران شرکت تازه خصوصی شده ی مخابرات ایران وارد کرد. بر اعتماد
مردم نیز اثرات منفی بسیاری داشت که شاید به راحتی جبران خسارت های مادی،
بازسازی نشود.
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 17:16 توسط خفته
|
در این تصویر با هم می بینیم که چطور جوانان ساده این مردم
را با احادیث جعلی و روایات دروغ شستشوی مغزی می کنند .
دو توضیح ضروری :
1 - اول با تشکر از دوست خوبی که تصویر با کیفیت بالا را برای ما میل کرد تا برخی شبهات در مورد دستکاری بودن تصویر از بین برود.
2 - در مورد دوستانی که از این کتاب اطلاعات بیشتری می خواهند :
نام کتاب « شخصیت های زمان ظهور »
است . این کتاب در حجم بالا در کتابخانه های مساجد و پایگاههای بسیچ موجود
است . و فقط منحصر به این یک مورد نیست . کتاب های دیگری نیز در اختیار ما
هست که آقای خامنه ای را به سید خراسانی تشبیه می کنند و اینها همه از سوی
شاگردان موسسه مصباح یزدی تهیه می شوند. شایان ذکر است یکی از موسسات غیر دولتی که دولت بودجه فراوانی را به آن اختصاص داده است موسسه مصباح یزدی است !
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 17:13 توسط خفته
|
سایت آینده در مقاله ای از ایجاد حس تنفر و بدبینی در میان شهروندان ایرانی از عملکرد یکجانبه گرایانه صدا و سیما خبر داده است. در قسمتی از این مقاله با ذکر چند رویداد مختلف نوشته شده است: "ز.ر" گوینده جوان بخشهای خبری که حس ویژه در خواندن خبرها از خود نشان میدهد، هفته گذشته پس از اینکه سوار تاکسی شد، با واکنش تند راننده مواجه شده و مجبور به پیاده شدن از این تاکسی میشود. در مورد مشابه دیگری یکی از کارمندان صداوسیما هنگام حساب کردن کرایه تاکسی ، وقتی کارتش در معرض دید راننده قرار می گیرد، با جمله ای بسیار دردناک روبرو می شود: " نمی خواد کرایه بدی ، نون زن و بچه من نجس می شه! ". در مورد دیگری یکی از مجریان مرد مشهور
که در انتخابات برای یک کاندیدا انواع و اقسام خدمات را انجام داده
، هنگام توقف پشت چراغ قرمز در یکی از تقاطع های پر رفت و آمد تهران با واکنش تند چندین شهروند مواجه شده و از آن روز به بعد ، با چهره ناشناس در میان مردم رفت و آمد می کند. در اتفاق جالب دیگری ، یکی از گزارشگران فوتبال کشورمان که از قضا استاد دانشگاه هم هست، با استقبال بی نظیر دانشجویان دانشگاه شریف مواجه شده، به حدی که هر فردی سعی می کند در مورد شایعه ممنوعیت صدا و تصویر وی او را دلداری بدهد!
فقط دم اون راننده تاكسيه گرم... خدا زن و بچشو واسش نگه داره...
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 2:50 توسط خفته
|
پاسدار عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما
گفت: دشمنان فکر می کردند با رسانه هایی مانند صدای آمریکا ، صدای انگلیس
و فیس بوک و نظایر آن و با چهار تا آشوبگر در میدان ها می توانند به
انقلاب صدمه بزند اما فضای واقعی همان صندوق های رای است و دشمنان اشتباه
تصور می کردند که می توانند با استفاده از فضای رسانه ای و مجازی تاثیر و
خللی در ارکان انقلاب ایجاد کنند. وی افزود: آنها با استفاده از نرم
افزارها و تمام فن آوری های نوین خواستند چهار تا کوچه ایران را تحت پوشش
قرار دهند که بگویند این تمام خیابان های ایران است و بعد تمام شبکه
هایشان بسیج شدند و میز مخصوص ایران در رسانه های خود ایجاد کردند و BBC و
CNN یک به یک برخی تصاویر ساختگی مثل مرگ همان خانم (ندا آقا سلطان) !! را به نمایش گذاشتند و بعد آقایی به نام آرش حجازی در این زمینه جوسازی کرد و اکنون نیز گم و گورشده و پیدایش نیست را به راه انداختند. وی با بیان اینکه سفیر ونزوئلا نیز تعریف می کرد که در دور دوم انتخابات این کشور نیز همچین صحنه ای نظیر مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و این سناریو !! هم در آنجا پیاده شد و می خواستند بگویند که رای آقای چاوز هم ساختگی است اما موفق نشدند.
مرد مومن(كافر) اون چهار تا كوچه بود؟؟؟؟ باشه چهارتا... اصلا دوتا بود.
ندا ساختگي مرد؟؟؟؟ راست ميگي... اصلا من خودم اونجا بودم بعد از اينكه فيلم تموم شد پاشد گريماشو پاك كرد رفت خونشون...
شما نمي خواين بگين كه حجازي تو ليست اينترپله؟؟؟
تو ونزوئلا هم چنين سناريويي بوده؟؟؟؟ چاوز خودش همينطوري اومد بالا واسه همين هم چسبيدين بهش... دو روز ديگه هم احمدي نژاد قانون اساسي رو عوض مي كنه و رياست جمهوري رو همچون چاوز مادام العمر مي كنه...
به روباه گفتن شاهدت كيه؟؟؟ گفت چاوز... سنداش هم موجوده...
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 2:47 توسط خفته
|