این جنبش از حد موسوی بسیار فراتر رفته است
محسن مخملباف
محسن مخملباف، فیلمساز سرشناس که خود گفته است مسئولیت رساندن صدای میرحسین موسوی را در خارج از کشور به عهده دارد، اخیراً در مصاحبهای با روزنامه آلمانی «تاگس تسایتونگ» پیشبینی کرد که اگر حکومت ایران به خواستهای میلیونها معترض جوان پاسخ ندهد، ایران آینده بسیار خونینی خواهد داشت. مخملباف گفت که اکنون فضای ایران کاملاً تغییر کرده و خامنهای نفوذ مذهبی خود را از دست داده است. متن مصاحبه مخملباف، در شمارهء سه شنبه بیست و سوم جون روزنامه «تاگس تسایتونگ» به چاپ رسیده است. متن کامل برگردان فارسی این گفتوگو را میخوانید:
مصاحبه در ادامه ي مطلب...
به نقل از وبلاگ ويژه طرفداران موسوي:

جنبش اعتراضی مردم ایران در ابتدای تابستان سال 1388 دومین شهید خود را یافت جوانی نوزده ساله در حالی که مادرش در پشت در زندان اوین زاری می کرد و از وی خبری می خواست کشته شد. در اخباری که در این باره به سرعت در دنیای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زیر شکنچه کشته شده است.
خبر مرگ سهراب اعرابی ظهر دیروز به گوش مادرش رسید و وی که قبلا فیلمی از سرگردانیش در یوتیوب گذاشته شده بود با ناباوری با این خبر روبرو شد. خبرنگارانی که هنوز دستگیر نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند که خبر را به گوش عالم برسانند. ساعتی بعد از جمله حماسه هائی که در اینترنت به نام سهراب منعکس شده یکی هم شعری بود از زبان ندا آق سلطان که به سهراب می گفت خوش آمدی.
سهراب اعرابي 19 سال و هم در فعالیت های انتخاباتی این دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد فعال بود. وی که سال آخر دبيرستان را می گذراند و براي امتحان كنكور آماده می شد از روز سی ام خرداد دستگیر شد و به مكان نامعلومي انتقال یافت.
بعد از پيگيريهاي پي در پي سه روز بعد خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است. مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود. با وجود اين كه اين مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد مي شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.
دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته اند که فردا بعد از تحویل جنازه او در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است.عدالتي كه آقاي احمدي نژاد از آن سخن مي گفت،اين است؟
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر.
من گمان میکردم شما میخواهید مطالب
اساسی رابیان کنید. بنده به شما علاقه مندم. ولی باید تکرار کنم که دلم
میسوزد که به شما اطلاعات غلط داده اند.
ببینید آقای صاحب زمان.
خواهش میکنم به این نمودار دقت کنید. به این می گویند ضریب جینی. هرچه
قدر بیشتر باشد، شکاف دینی ملت بیشتر است. الان وضع دینی ملت از قبل بهتر
است.. از زمان شما که خیلی بهتر است. پس برای چه شما الان ظهور کردید؟ این
۱۲ قرن کجا بودید؟ ۱۲ قرن فساد نبود؟ غارتگری نبود؟ الان یک دفعه وضع بد
شد؟ گرانی شد؟ بی دینی شد؟ در این ۱۲ قرن گل و بلبل بود؟ برای چه ۱۲ قرن
سکوت کردید؟ ملت که فراموش نکرده است.
زمان شما ببینید همه مناصب دست
خویشاوندان یک عده ای بود. یک حلقه ای درست کرده بودند و مدام امامت را
بین فرزندانشان می چرخاندند. 4 سال پیش ما آمدیم و ادعای تقدس و هاله نور
کردیم. انگار وارد حریم ممنوعه عده ای شدیم. [من] نمیخواهم وارد بعضی
مسایل شوم. و الان میبینیم که همه ی اینها با هم متحدند.. ما معتقدیم
که صحنه گردان اصلی آقای هاشمی است. نفرمایید که ارتباطی نیست. اتفاقا
ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و امیرکبیر هم جزو همان
باندند. ملت فراموش نکرده که آقای هاشمی کتاب در مورد امیرکبیر نوشته و او
را تایید کرده. میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی هم که از اقوام جنابعالی
اند. خود شما هم که شال سبز پوشیده اید. این ها مفهومش چیه؟
هدف
این دولت خدمت به ملت است.. ملت بیدار است. بحمدالله ملت ایران هسته ی
شده است. نانو شده است. سلول بنیادی شده است. فضایی شده است. جام جهانی
شده. المپیک شده. برای چه میخواهید رشد ملت را زیر سوال ببرید؟
این که خیلی بده. مگر زمان شما و پدرانتان چه قدر پروژه احداث شد؟ یک
مسجدالرسول بود زمان جدتان و یک دانشگاه زمان امام صادق. چقدر اینترنت
بود؟ چقدر روزنامه بود؟ آیا دموکراسی بود؟ فقط یک ابولهب بود که از شما
انتقاد میکرد. ببینید با او چه کردند. با همسرش چه کردند. کراواتش را در
خیابان چیدند. دستاوردهای ملت را زیر سوال نبرید. 1400 سال است وضع ملت را
به اینجا رساندید. آن وقت جاروجنجال راه میاندازند که آبروي ايران در
اين دولت رفت. من فقط با طرح دوتا سوال از موضع ملت دفاع کردم. آنها به
هم ریختند.. مستاصل شدند. شما چرا نشسته اید به جای آمریکاییها و از
آنها دفاع میکنید؟ ملت فراموش نکرده زمان شما روابط با آمریکا چگونه بود.
یادتان رفته که عموی شما امام حسن در سعدآباد آن قرارداد ننگین را با
معاویه بست؟ اینه دیپلماسی عزتمند؟
من نمیخواستم این مسایل را باز
کنم.. اما خیلی متاسف شدم وقتی این خبر را به من دادند. برای چی شما در
عاشورا از بازیگر استفاده میکنید؟ ملت نمیداند که ظلم هست؟ فشار هست؟
لازم بود شما بازیگر [بیاورید] که نشان بدهید وضع دینی مردم خراب است؟ من
تعجب میکنم از شما.
نمودارهای بانک مرکزی نشان میدهد دین مردم در
زمان حکومت شما و پدرانتان بدترین [وضع] را داشته. در زمان جد شما میزان
تشیع در هکتار صفر بوده. ما رساندیم به 100ملیون. این را که دیگر نمیشود
انکار کرد آقای صاحب زمان. من نمیخواستم وارد این بحث بشوم اما جد شما با
یک هجمه ی سنگین یک کتاب علیه بنده چاپ کرده که توی اون به صورت
بیسابقه ای طی سیصد هزار تیتر به من و منافقین لعنت فرستاده.
من فقط این نکته را بگم و عرایضم را خاتمه بدهم. من اینجا پرونده ی دارم از دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟ بگم؟ این خانمها را شما میشناسید. شما همیشه با اینها بوده اید. یک زمانی با خانم صغری و بعد خانم کبری. من با همین غیبت مخالفم نه قانون آقای ولیعصر
با تشكر از فرناز
لطفا مطالعه كنيد و هر چه سريعتر اطلاع رساني كنيد...
پس همگی تا ۹ مرداد یه وبلاگ اماده داشته باشیم...
نهم مرداد نزديك است هرچه سريعتر وبلاگ خود را آماده سازيد
در ضمن کسی زودتر و دیرتر نره... همگی تا ۹ مرداد می مانیم و ۹ مرداد اطلاعیه بالا رو میذاریم و خداحافظ
اطلاعرسانی یکایک شما بزرگواران نقش بسیار بسزایی در هرچه فراگیرتر شدن این حرکت دارد. پس حتما اطلاع رساني كنيد.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی با صدور جديدترين بيانيه خود نسبت به ادامه بازداشت فعالان سياسی و ساير دستگير شدگان اخير اعتراض کرد. متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
خبرگزاری هرانا : آنچه از نقض حقوقبشر و سرکوب مردم ایران در روزهای گذشته در خیابانهای ایران اتفاق افتاد به خاطر آنکه پیش چشمها بود و به رویت ایرانیان و جهانیان رسید مسالهیی واضح و مبرهن بود که هر چه بانیاناش دست به انکار آن زدند، توفیقی نیافتند.
اما آنچه که در زندانهای ایران و به ویژه در زندان اوین بر بازداشتشدگان روزهای اخیر میرود مسالهیی است که پشت دیوارها اتفاق میافتد و به دور از چشم فعالان حقوقبشر بر زندانیان تحمیل میشود. گزارشهای ضرب و شتم و شکنجه و آزار زندانیان وعدم وجود حداقل امکانات مسالهیی بوده که جسته و گریخته شنیده شده است و برخی از آزاد شدهها آن را در محفلهای خصوصی عنوان داشتهاند. در این گزارش مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران ، از وضعیت اسفناک زندانیان و نقض مسلم حقوقبشر در زندان اوین و دیگر زندانها صحبت یه میان میآید و حاصل مشاهدات عینی کسانی است که در زندان بودهاند.
متن كامل مقاله در ادامه ي مطلب...
خبر اول: سرلشکر بسیجی حسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: عدهای فکر میکنند که اگر علیه ما شعار بدهند ما کوتاه میآئیم، جا میزنیم و عقبنشینی میکنیم. وی خطاب به عدهای که نامی از آنها نبرد گفت: ما آمدهایم که جانمان را فدا کنیم !!!. ما آمدهایم که خودمان، خانوادههای مان، همه نعمتهایی که خدا به ما داده و حتی آبرویمان را به پیروی از رهبر عزیزمان فدا کنیم. این فرمانده بسیجی افزود: ما جان ناقابل خود را در دست گرفته و به پای ولی فقیه که رهبر شرعی، قانونی، الهی و نایب امام زمان (ع) !!! است، تقدیم میکنیم. فیروز آبادی در ادامه سخنان جالب و قابل تاملش گفت: نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی از سوی «خداوند متعال» انتخاب شدهاند !!! تا جان خود را در برابر دشمنان اسلام فدا کنند. سید حسن فیروزآبادی که از سال ۱۳۶۸ تا کنون ریاست ستاد کل فرماندهی نیروهای مسلح ایران را بر عهده دارد، از نزدیکان آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به شمار میرود.
خبر دوم: داريوش قنبری سخنگوی فراکسيون اقليت مجلس هشتم گفت: تا زمانی که به ابهامات موجود درباره انتخابات رياست جمهوری پاسخی شفاف داده نشود، اعضای اين فراکسيون احتمالا در جلسات رای اعتماد دولت دهم شرکت نخواهند کرد. اين نماينده مجلس در گفت وگو با پارلمان نيوز وب سايت فراکسيون اقليت، افزوده است: اين دولت با اتفاقاتی که در جريان انتخابات رخ داد مشروعيت کامل ندارد و زير سئوال است. با اين حال، داريوش قنبری می گويد تصميم گيری نهايی درباره شرکت در مراسم تحليف محمود احمدی نژاد و همچنين جلسات رای اعتماد به وزيران کابينه دهم طی روز های آينده توسط اعضای اين فراکسيون اتخاذ خواهد شد. در همين حال، عزت الله يوسفيان عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس به حتمال شرکت نکردن اعضای فراکسيون اقليت در جلسات رای اعتماد به وزيران واکنش نشان داده و گفته است: اينگونه اظهارنظر به مصلحت نظام و مجلس نيست. به گزارش خبرگزاری ايسنا هیئت رییسه مجلس اعلام کرده است: مراسم تحليف محمود احمدی نژاد به عنوان دهمين رييس جمهوری، در فاصله زمانی بين يکشنبه چهارم تا بیست هشتم مردادماه در مجلس شورای اسلامی برگزار خواهد شد.
خبر سوم: شیرین عبادی برنده ایرانی صلح نوبل، از سران جی ۸ به دلیل اتخاذ نکردن موضعی قاطعتر در برابر خشونتها و نقض حقوق بشر در ایران، به شدت انتقاد کرد. وی در گفتگو با خبرگزاری آکی ایتالیا اعلام کرد که در صورت ادامه نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی، سران جهان باید محمود احمدینژاد را منزوی کنند. وی تصریح کرد که قطع کامل روابط دیپلماتیک با ایران را پیشنهاد نمیکند، اما دستکم ، کاهش سطح روابط را مد نظر دارد. به گفته شیرین عبادی، تنها به این شیوه است که سران کشورهای قدرتمند جهان میتوانند بگویند که برای حقوق بشر هم به اندازه منافع اقتصادی، اهمیت قائل هستند.
خبر چهارم: حزب مردمسالاری با انتشار بیانیهای اعلام کرد که مقابل اقدامات مشروعیت سوز در جمهوری اسلامی ایران سکوت نخواهد کرد و با آن مقابله میکند. حزب مردمسالاری که دبیرکل آن مصطفی کواکبیان نماینده مردم سمنان در مجلس هشتم است، از جمله احزاب حامی میرحسین موسوی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به شمار میآمد. حزب مردمسالاری در بخش دیگری از بیانیه خود از مسئولان صدا و سیما خواست تا به آنچه برنامههای یک سویه خوانده پایان دهد زیرا که نتیجهای جز بیاعتمادی ندارد. در قسمت دیگری از بیانیه از مسئولان وزارت کشور درخواست گردیده که براساس اصل ۲۷ قانون اساسی به جریانهای سیاسی و مردم اجازه برگزاری تجمعات مسالمتآمیز دهند. حزب مردم سالاری، میرحسین موسوی را فرزند انقلاب ، معتقد به نظام و اصول قانون اساسی دانست و وعده داد که و او را تنها نخواهد گذاشت.
خبر پنجم: به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از آتن ، آتاناسیادیس روزنامه نگار ۳۰ ساله یونانی که به مدت ۱۸ روز در اوین زندانی بود پس از آزادی در یک مصاحبه گفت راهروهای زندان اوین در تهران مملو از تظاهر کنندگانی بود که پس از انتخابات مخدوش ۲۲ خرداد دستگیر شده بودند. وی گفت زندان تا حد انفجار از افرادی پر شده بود که در اعتراضات خیابانی دستگیر شده بودند. آنها را به روی زمین نشانده بودند و به دلیل پر بودن اتاق های بازجویی، در راهرو های زندان میزهای کوچکی قرار داده بودند و به بازجویی از افراد میپرداختند. این روزنامه نگار میافزاید من صدای سؤالات و داد و فریادها از اتاق های بازجویی به همراه صدای گاه و بیگاه سیلی ها را میشنیدم. به خود من نیز در جریان بازجویی اولیه سیلی زده بودند. ایاسون آتاناسیادیس میگوید بازجویان بر صورت خود چیزی شبیه ماسک جراحی میزدند تا فقط چشمانشان دیده شود. او میگوید هنگامی که در فرودگاه تهران قصد داشت دیگر مسافران را از بازداشت شدنش آگاه سازد، نیرو های لباس شخصی وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و او را به زمین پرت کردند. در این هنگام یک بانوی آمریکایی که شاهد این ماجرا بود، مشخصات وی را یادداشت کرد و بعد آن را در اختیار سردبیر روزنامه واشنگتن پست که آتاناسیادیس با آن روزنامه همکاری آزادانه دارد قرار داد.
خبر ششم: به گزارش خبرگزاری ایرنا ، محمد رویانیان رئيس پليس راهنمايی و رانندگی جمهوری اسلامی با طرح اين سئوال که آيا می شود دل اين رهبر را شکست؟ ، گفت: يک عده آشغال !!! می گويند اين رهبر ، نظام و قانون را بايد تغيير داد ، ما مگر مرده ايم ، کسانی که با اوباما ، بوش ، مبارک نامبارک دستشان در يک کاسه بوده ، مگر می گذاريم در اين کشور علی تنها بماند ، شهدا و خانواده شهدا اجازه نمی دهند. وی افزود : گول اين افراد را نخوريد چه کسی پاکتر ، کدام مرجع ، کدام روحانی ، کدام فاضل مثل رهبر ما سراغ داريد مبادا امام را تنها بگذاريم. رویانیان تصریح کرد: مسير و راه ما در تبعيت از ولايت فقيه است و هرگز از دامن ولايت دست بر نخواهيم داشت و ما اين را به شهدا قول می دهيم و تا آخرين قطره خون که در بدن ماست از رهبر حمايت می کنيم. تا ماداميکه اين ملت ولی و رهبر دارد سربلند است و هيچ قدرتی حريف ما نخواهد شد.
خبر هفتم: داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس با بیان اینکه استراتژی یک بام ودو هوا در مواجهه با کشورهای اسلامی به ضرر منافع ملی کشور است تاکید کرد: دستگاه دیپلماسی باید با موضع گیری قاطع کشتار مسلمانان را در چین محکوم کند. وی در گفت وگو با سایت خبری فردا با انتقاد از سکوت دستگاه دیپلماسی کشور در مورد کشتار مسلمانان در چین گفت: سکوت در مقابل این سرکوب وحشیانه به تضعیف جایگاه ایران در میان کشورهای اسلامی منجر می شود. داشتن روابط اقتصادی وسیاسی با چین وروسیه نمی تواند دلیل قابل قبولی برای سکوت باشد. نماینده ایلام با بیان اینکه روسیه وچین دوستان قابل اعتمادی برای جمهوری اسلامی نیستند خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده است که این دوکشور در مواقع ضرورری در مورد ایران با آمریکا وکشورهای غربی معامله میکنند.
خبر هشتم: به گزارش خبرگزاری ریا نووستی نخست وزیر ایتالیا روز جمعه طی کنفرانسی مطبوعاتی که در پایان اجلاس سران G8 برگزار شد اعلام کرد که شرکت کنندگان اجلاس معتقدند که زمان زیادی برای دیالوگ با ایران باقی نمانده است. سیلویو برلوسکونی گفت: اگر تا آن زمان پیشرفتی حاصل نشود، ما مجبور به تصمیم گیری خواهیم شد. نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه نیز بعد از صدور بیانیه اجلاس تاکید کرد، سران کشورها بار دیگر مسئله اوضاع ایران را در اجلاس G20 که قرار است طی روزهای ۲۴-۲۵ سپتامبر سال جاری در شهر پیتسبورگ آمریکا برگزار شود، بررسی خواهند کرد. در همین حال پاسدار اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس هشتم و عضو کمیسیون امنیت و سیاست خارجی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی در پاسخ به گروه هشت باید چه تدابیری اتخاذ کند؟ گفت: طبق اخبار رسیده، آنها سر میز غذا این تصمیم را برای ما گرفته اند و این یک تصمیم غیرمنطقی است !!.
دولت ما به جاي پشتيباني از ملت خود پشتيباني از فلسطين را برگزيده است...
آقاي لاريجاني شما كشت و كشتار مردم توسط نيروي انتظامي كه در بغل گوشتان رخ مي دهد نمي بيني كه براي فلسطين اظهار نظر مي كني؟؟؟؟
واي بر ما كه سردمدارانمان ما را از مسلمانان ديگر كشورها كمتر مي دانند...
مسلماني به كنار... مگر هموطن نيستيم؟؟؟
به گزارش خبرنگار «تابناک»، مسئولان بانک ملی همچنین متأسفانه پس از اقدامات گوناگون آمریکا در سال 2007 و ادعای آنها درباره ساختمان بزرگ ایران در خیابان «پارک» آمریکا در شهر نیویورک و هشدارهای مهم کارشناسان ایرانی در زمینه اقدام آمریکا برای توقیف اموال، بزرگترین بانک ایران، یعنی بانک ملی هیچ گونه کار مناسبی در راستای انتقال اموال و داراییهای این بانک در کشورهای اروپایی انجام ندادند.
این گزارش میافزاید: این روال ادامه داشته تا این که اتحادیه اروپایی در تاریخ پانزدهم ژوئن 2008 با صدور قعطنامه تحریم مالی ایران و همزمان با سفر استیفن هادلی، مشاور امنیت ملی دولت بوش و گفتوگوهایش با گوردن براون، نخست وزیر انگلستان و اعلام عمومی توقیف اموال بانک ملی ایران در انگلستان اقدام کردند.
گفتنی است، اشتباهات پیاپی و غیرقابل چشمپوشی مسئولان بانک ملی ایران به اتکای این موضوع که تشکیلات «ملی بانک پی ـ ال ـ سی»، یک تشکیلات انگلیسی بوده و بنابراین نمیتواند در لیست تحریمهای اتحادیه اروپایی گنجانده شود و در صورت توقیف، آنها میتوانند با راهکارهای حقوقی! اموال را از توقیف برهانند، با ارایه دادخواستهای بعضاً متناقض در دادگاه عالی انگلستان و سپس واگذار کردن پرونده به دادگاه دوم اتحادیه اروپایی در شهر بروکسل، توقیف اموال را به اصطلاح حقوقدانان سه قبضه کردند.
اکنون باید اقدامات همهجانبه برای رفع توقیف این اموال انجام شده و راهکار حقوقی آن در دادگاه اول اتحادیه اروپایی، با توسل به شفافسازی هر چه بیشتر موضوع و اقدامات عملی متناسب با شرایط موجود پیگیری شود و بدون شک ادامه راه رفته، جز وارد کردن زیان و هزینه بیشتر برای کشور چیزی را عاید بانک ملی ایران نخواهد کرد.محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.
کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.
در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیوراز علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.
با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.
* * *
متن کامل این پرسش و پاسخ تاریخی به شرح ذیل است:
پاسخهاى فقهى - سياسى حضرت آيتاللّه العظمى منتظرى
به پرسشهاى حجةالاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور
(بسم اللّه الرحمن الرحيم(
محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيتاللّه العظمى منتظرى دامظله
سلام عليكم
ميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالتجويان و سرور آزادىخواهان علىبن ابىطالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مىكنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مىكنيم كه دهها پيرو آن امام همامدر اعتراض مسالمتآميز به حقكشىهاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شدهاند. تأسفبار آنكه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مىكنندو به راه سياه معاويه مىروند.
از محضر شما آموختهام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به ناماسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانهاى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدتها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -بهويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمىشود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمتكده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردمرشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينىشان است.
از اينكه با صرف وقت گرانبهاى خود - علاوه بر اينكه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيهگر ظلم ممانعت مىكنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مىفرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
عزّت عالى مستدام باد
محسن كديور
14 تير 1388
---------------------------------
سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازمالرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟
< بسم اللّه الرحمن الرحيم >
< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاته
پس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مىطلبد، ولى اجمالاً به پاسخهايى اشارهمىشود:
ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامهجامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكامصادره از سوى آن متولى و متصدى مىگردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نمودهاند تخلف از اينگونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مىتوانند متصدى و متولّى را بهواسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مىشود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت دربارهكارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاقحقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنهاى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلافدر پيشگاه داورى آزاد، عادل و بىطرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمىباشد.
سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربهمعروف و نهىازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟
ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست دادهاند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهلفالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينهترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفهاى همگانىمىباشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامىخواند و كسى نمىتواند به بهانهاى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگراناطلاعرسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروفوالنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهجالبلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى تركامربهمعروف و نهىاز منكر است، زيرا آنان از فرصتها سوء استفاده مىكنند.
سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مىشود يا خير؟
الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.
ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.
ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارىعقلانى و مشروع اعتراض مسالمتآميز.
د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عنالمنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلافواقع از آنها.
ه - ممانعت از اطلاعرسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمهمسلمين است.
و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اينكه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوسخارجى است>
ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حقالناس.
ح خيانت در امانت ملى.
ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.
ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.
ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهرهاى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّعدر جهان.
ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديقآشكار ظلم و بىعدالتى است. بهراستى اگر اينگونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چهمعصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بىعدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى بهويژه چنان معاصىنامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسدهاى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراىمجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اينگونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.
و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مىباشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بىطرف و مرضىّالطرفين ملاك قرار گيرد.
سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مىتوان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرفنظر كرد؟ اگر برخىمتصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعىمؤمنان چيست؟
ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مىباشد؛ بهويژه اگر مقصود از »نظام« شخصباشد. نظامى كه گفته مىشود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائضشرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحهگذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالتنمايى كار آنان براىديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمىتوان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمهاجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجههاى قرونوسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامهها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردنعقلاء و نخبگان جامعه به بهانههاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع بهويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهانمحكوم و بىارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمىتواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)
مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونههاى آنها در تاريخ حكومتهاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاهمىباشند و مىدانند اين اعترافات و مصاحبههاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبىعدالتىها و تحريف چهره اعتراضات مسالمتآميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مىشود. و مسئولين مربوطهبدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اينگونه اعترافات و مصاحبههاى دروغ گناهكار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مىباشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مىباشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواستههاى ملت خويش انعطافپيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چهوظيفهاى دارند؟
ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاقهاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولىامور جامعه است و بدينگونه مخالفت مىورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواصجامعه يعنى عالمان دينآشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مىباشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينانآور به مخالفت عمدى با آنها پىبرده و مىتوانند آن را مستدلكنند. مشروط بر اينكه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموممردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بىعدالتىها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربهمعروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمىشود و نمىتوان باور كرد كهانسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اينهمه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالمو لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينهاى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)
به هوس راست نيايد به تمنّى نشود
اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
به ياد دارم وقتي آيت الله صانعي بيانيه صادر كرد همه ي حاميان احمدي نژاد او را آخوند انگليسي خواندند و حتي برخي مدعي شدند كه ايشون خودشون خودشون رو مرجع تقليد كردند. حرفي كه در هيچ بازاري خريدار ندارد.
حال مي خواهم بدانم آيا آيت الله منتظري هم آخوند انگليسيست؟؟؟؟
آيت الله استادي كه از رفتن به نماز جمعه خودداري كرد چطور؟؟؟؟
خبر: دولت ايران در واکنش به خشونت پلیس ایتالیا بر علیه مخالفان اجلاس کشورهای جی هشت، با احضار سفیر ایتالیا به وزارت خارجه ایران، رفتارهای سرکوبگرانه را لغو آشکار آزادی های اجتماعی و اصول دمکراسی دانسته و آن را شدیدا محکوم کرده است.
صبح امروز، سفير ايتاليا در تهران به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض ايران نسبت به كارگيري خشونت توسط پليس ايتاليا عليه تظاهركنندگان و مخالفان اجلاس گروه هشت در آكوئيا ايتاليا ابلاغ شد.
به
گزارش ايلنا، مديركل غرب اروپا اين گونه رفتارهاي سركوبگرانه را لغو آشكار
آزاديهاي اجتماعي و اصول دموكراسي دانست و آن را شديداً محكوم كرد.
نظر:
بنابر این معلوم می شود رفتارهای سرکوب گرانه و به کارگیری خشونت توسط
پلیس علیه تظاهرکنندگان ، از نظر دولت ایران لغو آشکار آزادی های اجتماعی
و اصول دمکراسی و محکوم است ! و محکوم کردن چنین رفتارهایی در دیگر کشورها
دخالت در امور داخلی محسوب نمی شود !
اینجاست که باید گفت: قربون برم خدا را ... یک بام و دو هوا را !
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
روزهاي سختي را مي گذرانيم . روزهايي كه بايد به كام همه فرزندان ايران،
در پي حضورسبز و پرنشاطشان، شيرين باشد اما نيست. ايام رجبيه است و مناجات
و اعتكاف و دعا. روزهاي نزول بركات الهي و گشايش ها. اما افسوس كه مادران
ايراني داغدارند. داغدار بهترين، فهيم ترين و كوشاترين فرزندان ايران.
غيور جواناني كه طي اين سي سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي
باليدند و چون سرو سهي ايستا و سبز در خاك وطن ريشه دوانيدند و متأسفانه
اين روزها در نهايت ناسپاسي به ناحق در معرض تيغ كين قرار گرفتند و
ايستاده در مسير حق طلبي جان باختند و روحشان از پيكر پاكشان به ملكوت
اعلي پرواز كرد.
مادران ايراني دل نگرانند. دل نگران فرزندانشان، بهترين فرزندان ايران كه در مكتب امام راحل درس آزادگي و ظلم ستيزي آموختند و براي جلوگيري از انحراف از راه و مسلك و مرام امام به صحنه آمدند و هم ميهنان اسلام خواه و وطن پرستشان را به صحنه آوردند و شور و نشاط آفريدند و حماسه حضور آفريدند و پاداششان ناجوانمردانه سلول هاي سرد و تاريكي شد كه جز با خدايشان نجوا كردن نمي توانند .
مادران ايراني چشم هايشان پراشك و دل هايشان پرخون است. تعلق خاطرشان به انقلاب و نظامي كه خود و فرزندان سلحشور و قهرمانشان در برپايي آن نقش ايفا كرده اند، آنان را بيش از هرچيز به تلاطم مي آورد و جوشش درون به خيابانشان كشيده و مي كشد تا سپربلاي جگرگوشگانشان باشند و لحظه اي دغدغه هاي مادرانه رهايشان نمي كند. بي اعتنايي به اعتراضات قانوني، خون هاي به ناحق ريخته شده، محبوس كردن بهترين هاي وطن اعم از زنان و مردان، ضرب و شتم و جرح جوانان و سالخوردگان و حتي كودكان و مفقود الاثر شدن تعداد زيادي از هم وطنانمان، همه ايرانيان آزادمنش و بيش از همه مادران را جريحه دار كرده است.
كميسيون زنان و شاخه زنان جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تأثر و تأسف شديد از به سخره گرفتن آراء واقعي مردم مشاركت طلب و آزادي خواه و از آن اهانت بارتر حضور معترضانه شان، خواستار پاسخگويي مقامات مسئول در اين زمينه است و ضمن سپاس از احساس مسئوليت شهروندان غيرتمند ايراني در سراسر كشور براي حفظ همبستگي و حضور سبز و مستمرشان با خويشتنداري كامل و نيز تشكر از اقدامات دلسوزان نظام كه متأسفانه هنوز شاهد اثرات آن نبوده ايم، استمرار اين اقدامات را تا حصول نتيجه ضروري مي داند و با ابراز هم دردي با خانواده هاي داغديده و متألم از ضرب و جرح و حبس مفقود شدن عزيزانشان، سامان يافتن امور را در اسرع وقت براثر رسيدگي عاجل مسئولان به صلاح نظام مي داند و از عقلا و صاحبان تدبير انتظار دارد به نقش تاريخي خود آگاه گشته با سلب مسئوليت از خود در تبعات و عواقب بي اعتنايي به خواست واقعي مردم و ضرورت بازگشت امنيت و اعتماد و سلامت به جامعه، سهيم و شريك نگردند .
اللهم اجعل عاقبة امورنا خيرا
کمسیون زنان و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی
1388/4/19
آمار های متعدد از تعداد کثیربازداشت شدگان خبر می دهند که هنوز به رغم
آزادی برخی از آنها تعداد زیادی در بند هستند . از میان فعالان جنبش زنان
ژیلا بنی یعقوب ، مهسا امرآبادی و شیوا نظر آهاری همچنان در زندان هستند،
از میان وکلای مدافع حقوق بشر عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه ؛
کامبیز نوروزی و...نیز در زندان اند. کاوه مظفری هم مجددا امروز 18 تیرماه
توسط لباس شخصی ها بازداشت شد. برخی از بازداشت شدگان کنونی پیشتر برای
بازداشت شده گان پیشین امضا کرده بودند.
به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد
کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
انتخابات غير دمکراتيک دهمين دوره رياست جمهوري گرچه از پراقبال ترين
انتخابات اين دوره براي ايجاد تغيير مسالمت جويانه بود، آنچه در پي آن آمد
اعتراض همگاني را برانگيخت.
طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، در کمپين ها و گرايشات مختلف، در کنار
فعالان دانشجويي، کارگري، مدني و سياسي، قوميتي، روزنامه نگاران، و... در
انتخابات شرکت کردند تا به دولت تبعيض نگر "نه" بگويند، و خواهان رفع
تبعيض هاي جنسيتي عليه زنان شوند.
اميد به تغيير وضعيت، ميليون ها زن و مرد را به پاي صندوق هاي راي کشاند،
اما نتيجه شمارش آرا اين اميد را به ياس بدل کرد و اعتراض گسترده ي مردمي
را برانگيخت. اعتراضي که پاسخ حاکميت به آن خشونت عريان، ضرب و شتم ومجروح
کردن و کشتن شهروندان عادي، بازداشت فعالان و وکلاي حقوق بشر، فعالان
سياسي و مدني، روزنامه نگاران، فعالان دانشجويي و قوميتي و... بود.
دامنه خشونت هاي خياباني توسط نيروهاي سرکوبگر، اعم از آمر و عامل، بار
ديگر دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي را به خاک و خون کشيد تا خاطره
تلخ 18 تير کوي دانشگاه در ذهن خسته از خشونت ايرانيان انعکاسي پايان
ناپذير يابد. خبر ها حاکي از آن است که تعداد قابل توجهي از دانشجويان
دختر و پسر در شهرهاي مختلف ايران کشته، مجروح، بازداشت و/يا مفقود الاثر
شده اند.
قطع همه مسيرهاي تلفني و اينترنتي در کنار موارد بالا، دسترسي نسبتا آزاد
به اطلاعات و ارتباطات را به حداقل رسانده و باعث افزايش تشويش اذهان
عمومي شده است. حاکميت با در دست داشتن مهم ترين رسانه ها، به ويژه صدا و
سيما، منتقدان و معترضان به اقدامات قهري و تماميت خواهانه خود را اغتشاش
طلب و اراذل و اوباش مي خواند و خشم مردم را دامن مي زند. در عين حال،
همچنان با ناديده گرفتن حقوق مردم بيشترين خشونت را به انواع مختلف به آن
ها اعمال مي کند.
ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامي اقدامات خشونت بار و
تحقير آميزي که در اين سال ها عليه زنان و مردان ايران و در جهت سرکوب آن
ها صورت گرفته است و مي گيرد، با تاکيد بر تداوم تلاش براي احقاق خواسته
هاي جنبش زنان که نقش مهمي در اين سال ها در افزايش آگاهي و مبارزات مدني
داشته است، همبستگي خود را با معترضان به نتايج انتخابات اعلام مي داريم،
و خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان چند روزه اخير، و تامين
وتضمين آزادي هاي مدني و سياسي در ايران هستيم.
بيست و نه خرداد 1388
در دهمین سالگرد رویداد ۱۸ تیر، تظاهراتی اعتراضی در نقاط مختلف تهران
برگزار شد. این در حالی بود که مقامات دولتی اجازهی برگزاری تظاهرات را
نداده بودند و مقامات انتظامی نیز پیش از برگزاری آن اعلام کرده بودند که
انتظار چنین تظاهراتی نمیرود.
بهرغم تهدیدهای شدید نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران برای «لهکردن»
ضدانقلابیونی که «تحت تاثیر فرستندههای بیگانه» هستند، روز ۱۸ تیر هزاران
تن از شهروندان تهران به خیابانها رفتند و فریاد اعتراض سردادند.
گزارشهای رسیده حاکی از آن است که نیروهای انتظامی و امنیتی، با حملهی
موتورسواران، شلیک گاز اشکآور و تیراندازی هوایی، تلاش کردند صفوف
تظاهرکنندگان را پراکنده سازند.
گزارش خبرگزاریها
مرکز اصلی این تظاهرات، میدان انقلاب و خیابانهای حوالی آن بود. ولی
بطور همزمان در چند نقطهی دیگر شهر نیز تظاهرات اعتراضی برپا شد. این
تظاهرات تقریبا دو هفته پس از فروکش کردن تظاهرات عمومی برگزار میشد.
خبرگزاریهای معتبری چون رویترز، درگیریهای پیش آمده در این تظاهرات را
«شدیدترین درگیریها» از زمان توقف اعتراضهای همگانی در تهران گزارش
کردند. به گزارش این خبرگزاری، از قول شاهدان عینی، نیروهای مخوف بسیج به
یاری نیروهای انتظامی آمده بودند تا تظاهرات را با خشونت سرکوب کنند.
شماری بازداشت شدند و ماموران برای پراکنده کردن تظاهرکنندگان تیرهوایی
شلیک میکردند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از تجمعاتی گزارش داد که با هجوم نیروهای امنیتی
و انتظامی مسلح به باتوم و گاز اشکآور پراکنده میشدند و دوباره گرد
میآمدند. نیروهای انتظامی این بار مجبور بودند بطور همزمان در چند نقطهی
مختلف تهران به مقابله با تظاهرکنندگان بشتابند. همین خبرگزاری گزارش داد
که فریاد «مرگ بر دیکتاتور» طنینانداز بود و بسیاری از اتومبیلها به
نشانهی همبستگی با تظاهرکنندگان بوق میزدند. آسوشیتدپرس همچنین گزارش
داد که مدت کوتاهی پس از آغاز اعتراضات، ارتباطات مربوط به تلفن همراه قطع
شد.
خبرگزاری آلمان نیز ویژگی تظاهرات ۱۸ تیر ۱۳۸۸ را شیوهی غیرمتمرکز آن ذکر
کرده است. به گزارش این خبرگزاری، معترضان برای جلوگیری از تحریک ماموران
انتظامی و امنیتی، از لباسهای عادی بدون رنگ مشخص استفاده کردند. به
گزارش این خبرگزاری، حضور نیروهای امنیتی در این تظاهرات چشمگیر بود و
شماری از تظاهرکنندگان بازداشت شدند.
خبرگزاری فرانسه نیز گزارش داد که بهرغم تهدیدات مرتضی تمدن، استاندار
تهران، در حوالی دانشگاه تهران صدها نفر برای گرامیداشت خاطرهی رویداد ۱۸
تیر دست به تظاهرات زدند.
پلیس با باتوم و گاز اشکآور به تظاهرکنندگان حمله کرد. به گزارش خبرگزاری
فرانسه، پیش از تظاهرات اعلامیههایی در تهران پخش شد که مردم را به
تظاهرات بعدازظهر در برابر دانشگاه تهران فرامیخواند.
شبکهی خبری سی ان ان، شمار تظاهرکنندگان در اطراف دانشگاه تهران را بین دو تا سه هزار نفر برآورد کرده بود.
واکنش حامیان احمدینژاد
بنیتا فررو – والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا، که برای حضور در سازمان ملل در نیویورک به سر میبرد به خبرنگاران گفت: «اگر [در جهت حل مسئله انتخابات] اتفاقی نیفتد، راه حل تحریمهای بیشتر و تشدید تحریمهای گذشته بار دیگر در اتحادیه اروپا مطرح خواهد شد.»
این تازهترین واکنش اتحادیه اروپا به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در
ایران است که از جمله به بازداشت ۹ کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران
به اتهام دخالت در ناآرامیها نیز انجامید.
روز سهشنبه گذشته نیز سفرای سه کشور اروپایی با حضور در وزارت امور
خارجه ایران خواستار آزادی آخرین نفر از این کارمندان شدند که همچنان در
بازداشت به سر میبرد.
مديران كل سياسى وزارتخانههاى امور خارجه ۲۷ كشور اروپايى نیز در نشست
هفته گذشته خود در جزيره كورفو در يونان اعلام كردند كه پيشنهاد بريتانيا
مبنى بر فراخواندن تمام سفيران كشورهاى عضو اتحاديه اروپا را در دستور كار
دارند.
خانم فررو – والدنر اشاره کرد که جامعه بینالملل در مورد موضع خود در
قبال جمهوری اسلامی یکپارچه و متحد است و «اگر میخواهیم به ایران نشان
دهیم که نباید پای خود را از حدی فراتر بگذارد» وضع تحریمهای بیشتر را
بررسی خواهد کرد.
بررسی «عدم صدور ویزا برای مقامات ایرانی» در اتحادیه
در همین زمینه روزنامه فایننشال تایمز چاپ آلمان نیز گزارش کرده است که
اتحادیه اروپا قرار است امروز جمعه راه حل منع سفر مقامات ایرانی به اروپا
را بررسی کند.
این روزنامه به نقل از دیپلماتهای اروپایی در استکهلم که به نام آنها اشارهای نشده است میگوید در صورت تصویب این راه حل کشورهای عضو اتحادیه اروپا «تا اطلاع ثانوی برای دیپلماتها و وابستگان دولت ایران ویزا صادر نخواهند کرد».
کشور سوئد که هماکنون ریاست دورهای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد
پیشتر به جمهوری اسلامی هشدار داده بود که در صورت آزاد نشدن کارمند سفارت
بریتانیا این اتحادیه «آماده دست زدن به اقدامات لازم» است.
در حالی که نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی به سرکوب معترضان
به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در تهران و دیگر شهرها ادامه
میدهند، کشورهای غربی و بهویژه آمریکا و اتحادیه اروپا بارها از دولت
جمهوری اسلامی خواستهاند به آزادی عقیده و بیان و همین طور آزادی تجمعات
احترام بگذارند.
این در حالی است که آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به این کشورها هشدار داده است که از «دخالت» در ایران پرهیز کنند.
به نقل از وبلاگ بهار نو:
خبرگزاری فارس در فعالیت خویش ثابت کرده است که دروغ گو ترین خبرگزاری ایران است !
من به نوبه ی خودم هیچگاه حتی به خبرهای عادی این خبرگزاری هم اعتماد نمی کنم. چرا که نه تنها به هیچیک از اصول اخلاق حرفه ای وقعی نمی نهد بلکه به ماشین تولید دروغ برای تحکیم جریان وابسته تبدیل شده است.
در مورد منابع مالی آن و وابستگی اش به
یکی از نهادها سخنی نمی گویم چون اطلاعات دقیقی ندارم، اما شناخت و آگاهی
از مستندات دروغگویی این خبرگزاری و تکذیبیه هایی که در ادامه ی مطلب آمده
است خالی از لطف نیست !
کاریکاتور جالبی از بچه های هفت

به نام خدايی که انسان را آزاد آفريد
همه جا سايه وحشت
همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را
بريدند از سر نفرت
امسال در شرايطی دهمين سالگرد فاجعه کوی دانشگاه فرا می رسد که درکوی دانشگاه تهران امسال در روزهای ۲۴ و ۲۵ خرداد فجايعی به مراتب بزرگتر خلق شد و در سراسر کشور در يک ماه اخير حماسه ها وفجايعی به مراتب بزرگتر از ۱۸ تير ۷۸ را شاهد بوده ايم. اين روزها سرزمين ما ديگر تنها سوگوار شهيدان عزت ابراهيم نژاد و اکبر محمدی نيست ؛ چرا که داغدار نام های بسياری چون ندا آقاسلطان ،کيانوش آسا ، مصطفی غنيان ، ناصر اميرنژاد و ... شده ايم که در خرداد و تير ۸۸ خون پاکشان بر سنگفرش خيابانهای شهرمان جاری شده است.
در ماهی که گذشت شاهد برگزاری سوگواره انتخابات رياست جمهوری
دهم و بی توجهی کامل به آرای مردم همراه با سرکوب شديد اعتراضات آرام،
مدنی و مسالمت آميز جنبش سبز ملت ايران بوديم تا آخرين گامهای پروژه تدفين
جمهوريت نظام تکميل شده و انتخابات و رای مردم در ساختار سياسی ايران
کاملا بلاموضوع شود.
با اين حال مقاومت تمام عيار مردمی در برابر اين
کودتای نرم انتخاباتی خواب آشفته کودتاچيان را بر هم زد تا الله اکبرهای
شبانه مردم کابوس هر شب آنها شود و دريابند که اگرچه در ظاهر حرف خود را
بر کرسی نشانده اند، اما آتشی در زير خاکستر نهان شده که سرانجام روزی
سربلند خواهد کرد.
دفتر تحکيم وحدت با اعلام حمايت از آقايان ميرحسين
موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز ملت ايران از حاکمان می خواهد که
اگرچه بسيار ديرهنگام اما تا زمانی که هنوز فرصت ها به طور کامل از دست
نرفته به خواست مردم گردن نهاده و با ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن
، راه را برای اصلاح مسالمت آميز امور باز کنند.
همچنين اعتراض شديد
خود را به بازداشت گسترده دانشجويان و فعالان سياسی که اخبار نگران کننده
ای از وضعيت نگهداری آنها و تلاش برای اخذ اعترافات ساختگی از آنها به گوش
می رسد، اعلام می کنيم و خواهان آزادی هرچه سريعتر اين افراد هستيم.
الملک يبقی مع الکفر و لايبقی مع الظلم
حکومت با کفر می ماند اما با ظلم هرگز!
اتحاديه انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاههای سراسر کشور
دفتر تحکيم وحدت
۱۸ تير ۱۳۸۸
خبر اول: به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران در پی اعتراضات روز ۱۸ تیرماه در نقاط مختلف تهران، بسیاری از افراد حاضر در مناطق مرکزی شهر بازداشت شدند. بسیاری از افرادی که بازداشت شدهاند، خارج از محدوده تجمعات بودند که به وسیله لباس شخصیها بازداشت میشدند. در هنگام بازداشت، مامورین لباس شخصی علاوه بر توهین به افراد و استفاده از الفاظ زشت، مخصوصا در مورد دختران، آنها را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار می دادند و در بسیاری از موارد دیده شده است که مامورین در هنگام بازداشت افراد روبهروی صورت افراد و در فاصله کم، گازهای اشک آور دستی همچون اسپری فلفل را میزدند که احتمال آسیب به چشم افراد را بسیار بالا میبرد. در پی این دستگیریها، بسیاری از خانوادهها تا پاسی از شب ۱۸ تیرماه و بامداد ۱۹ تیرماه در مقابل کلانتری ۱۴۸ انقلاب و همچنین کمیته پیگیری وزارت اطلاعات واقع در چهارراه ولیعصر تجمع کردهاند و جویای وضعیت آن ها شدهاند. ولی تا این لحظه هیچ آماری از تعداد بازداشتها، اسامی افراد بازداشت شده و محل نگهداری بسیاری از آن ها حاصل نشده است.
خبر دوم: شب گذشته در پی حمله نیروهای لباس شخصی به خوابگاه گلشن دانشگاه امیرکبیر، ۴ دانشجوی این خوابگاه توسط این افراد ناشناس ربوده شده و پس از ساعاتی آزاد شدند. نوید گرگین یکی از دانشجویان ، در ساعت ساعت ۳ بامداد در کوچه های اطراف خوابگاه با چشم بسته رها شد. سیروان علیمرادی و ابوذر تقوایی نیز ۲ دانشجویی دانشگاه امیرکبیر هستند که پس از ساعاتی آزاد شدند اما جای ضربات باتوم بر بدن آنها به وضوح مشخص است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم شب گذشته به خوابگاه گلشن دانشگاه امیرکبیر حمله کرده و ضمن شلیک گاز اشک آور تعدادی از دانشجویان را بازداشت و پس از ساعاتی آزاد کردند. قابل به ذکر است که روزبهانی مدیر کل امور فرهنگی دانشگاه امیرکبیر در مصاحبه ای با دروغگویی مدعی شد: هیچ گونه خسارتی به دانشجویان وارد نشده و به هیچ یک از دانشجویان تعرضی صورت نگرفته است !!. وی برای توجیه حمله این افراد به خوابگاه گفته است که یک نفر غیر دانشجو وارد خوابگاه شده و این ۲۰ نفر با هویت نامشخص نیز برای دستگیری فرد مورد نظر وارد خوابگاه شدند.
خبر سوم: به گزارش خبرگزاری فرانسه از اوتاوا ، وزارت خارجه کانادا در بیانیه ای که روز پنج شنبه منتشر کرد از اتباع این کشور خواست قبل از تصمیم گیری در باره سفر به ایران به دقت همه جوانب آن را بررسی کنند. وزارت خارجه کانادا با اشاره به رویدادهای ایران و تظاهرات معترضان از اتباع خود خواست از سفر غیر ضروری به ایران خودداری کنند.وزارت امورخارجه کانادا همچنین با احضار کاردار جمهوری اسلامی خواهان آزادی مازیار بهاری خبرنگار ایرانی کانادایی هفته نامه آمریکایی نیوزویک شد. این خبرنگار به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در تهران بازداشت شده و هم اکنون در زندان بسر می برد.
خبر چهارم: سرتیپ پاسدار عزیزالله رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: روز گذشته پلیس تهران بزرگ تعدادی از افرادی که اقدام به تحریک مردم برای تخریب اموال عمومی و سردادن شعار کرده بودند را دستگیر کرد که تعداد این افراد بسیار اندک است !!. وی با اشاره به اینکه پلیس در روز گذشته در ۳ لایه با متخلفان برخورد کرد، گفت: در مرحله اول پلیس پیشگیری ، با دادن تذکر مردم را راهنمایی می کرد، در مرحله دوم با وارد عمل شدن یگان امداد، پلیس با افرادی که اقدام به ایجاد ناامنی می کردند برخورد کرد و در مرحله سوم نیز ماموران یگان ویژه وارد عمل شدند. در این مرحله یک مورد !! استفاده از گاز اشک آور نیز گزارش شد که بلافاصله دستور داده شد پلیس برای پراکنده کردن تعداد اندکی از معترضین دیگر از این تجهیزات استفاده نکند.
خبر پنجم: خانم بنیتا فررو والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا گفت: اگر در جهت حل مسئله انتخابات ایران اتفاقی نیفتد، راه حل تحریمهای بیشتر و تشدید تحریمهای گذشته بار دیگر در اتحادیه اروپا مطرح خواهد شد. این تازهترین واکنش اتحادیه اروپا به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران است که از جمله به بازداشت ۹ کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران به اتهام دخالت در ناآرامیها نیز انجامید.
خبر ششم: به گزارش خبرگزاری فرانسه ، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا امروز در یک کنفرانس مطبوعاتی در پایان نشست گروه هشت در ایتالیا اظهار داشت: نمی توان تا ابد منتظر پاسخ رژیم تهران به درخواستهای جامعه جهانی ماند و اجازه داد تا به سلاح اتمی دست پیدا کند. وی افزود، نمی توانیم منتظر بمانیم و یک روز از خواب بیدار شویم و ناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است. اگر مقامات رژیم تهران خوب به بیانیه گروه هشت توجه کنند، می بینند که موضع جامعه جهانی کاملا روشن است. رئیس جمهور آمریکا در ادامه سخنان خود گفت: جامعه جهانی راهی را برای گفتگو با رژیم تهران تعیین نمود. ما تا ماه سپتامبر (شهریور ماه) منتظر می مانیم. اگر رژیم تهران تا آن زمان راه گفتگو را برنگزیند، در آن صورت مجبوریم وارد فاز جدیدی شویم و مطمئنم که سایر کشورها نیز از این موضع حمایت خواهند کرد.
خبرنامه امیرکبیر: ۲۴۰ نفر از اساتید، محققان، نخبگان علمی و دانشجویان ایرانی دانشگاه های مختلف آمریکا و کانادا با امضای بیانیه ای سرکوب خونین مردم را محکوم کردند. این افراد همچنین خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بیدفاع در خیابانهای شهرهای شدند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
مردم شریف ایران
نهادهای مسوول جمهوری اسلامی ایران
آنچه در روزهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و به خصوص شنبه ۳۰ خرداد بر زن و مرد این سرزمین رفت، راحت و خواب را بر وجدانهای پاک حرام کرد. گروهی از مردم که تنها نارضایتی خود را از نتایج انتخابات اعلام میکردند، با اتکا به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ،
با مسالمت جویی و بدون ایجاد هیچ تهدید جانی و مالی و در غالب موارد با
سکوت راهپیمایی کردند. تظاهرات میلیونی مردم که بدون زدوخورد و در کمال
آرامش برگزار شد حجت را بر همگان تمام کرد که هرگاه دولت به سرکوب مردم نپردازد هیچ خشونت و اغتشاشی رخ نخواهد داد و مردم بهتر از هر مقام مسوول ، امنیت کشور را تضمین خواهند کرد. با کمال تاسف ، نیروهای منتسب به ارگانهای نظامی کشور با رفتار غیر قابل توجیه خود به سلب امنیت از این اجتماعات و کشتار مردم با شلیک مستقیم گلوله
دست زدند. خشونتهای این روزها بار دیگر تجربه تاریخی ملت ایران را ثابت
کرد که بستن راه برای اعتراضات مسالمتآمیز و بررسی بیطرفانه این
اعتراضات ، ثمری جز بر باد دادن مشروعیت حاکمان نخواهد داشت. به راستی
آیا نمیشد به جای استفاده از قوه قهریه ، از همان ابتدا با برقراری امنیت
برای اعتراضات مردمی و با اطلاع رسانی شفاف ، به خصوص از رسانه ملی ، به
حل مسالمتآمیز مشکلات پیش آمده اقدام کرد؟
دردآور است که دامنه این حرمتشکنیها ، دانشجویان ، اساتید و محققین این مرز و بوم را نیز در بر گرفته است.
تعدی به دانشگاه و خوابگاههای دانشجویان و بازداشت جمع کثیری از
دانشجویان و متفکران کشور نشان از خاستگاه متحجرانه عاملین این فجایع
دارد، که اندیشه اندیشهورزان ما را تاب ندارند و با بستن همه راههای
ارتباطی ، هراس خود را از خبررسانی و آگاهسازی مردم عیان ساختهاند.
بیشک ، مسوولیت اخلاقی ، حقوقی و شرعی این برخوردها و سرکوبها نه بر
عهده کسانی است که به قصد صیانت از آرای مردم بر تلاش مدنی خود پافشاری
میکنند، بلکه بر عهده مقاماتی است که فرماندهی این نیروهای خودسر و قاتلین مردم بی دفاع
را در دست دارند. آیا مقصر دانستن معترضان و رهبرانی که شعارشان پرهیز از
خشونت است ، همان روشی نیست که حکومتهای سرکوبگر در موارد مشابه و در
توجیه جنایاتشان استفاده کردهاند و میکنند؟
ما جمعی از فرزندان
این آب و خاک که سالها برای اعتلای نام کشور عزیزمان در عرصههای علمی
فعال بودهایم، سکوت را جایز ندانسته، این جنایات را به شدت محکوم میکنیم
و خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بیدفاع در خیابانهای
شهرهای میهنمان و دانشگاهها هستیم.
انتظار داریم که دانشجویان
، روزنامهنگاران و فعالینِ سیاسی بازداشتشده در روزهای اخیر، هر چه
سریعتر آزاد شده و مسوولین تعرض به دانشگاهها و اعتراضات مسالمتآمیز
مردمی مجازات شوند. باور ماست که عدم پیگیری
مسببان خشونتهای ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و روزهای پس از آن موجب شده است که عاملین
آن جنایات جریتر و در ابعادی وسیعتر، مدنیترین اعتراضات را برنتابند و
افسارگسیخته مال و جان مردم را مورد تعدی قرار دهند. از صدا و
سیمای جمهوری اسلامی تقاضا داریم با توقف فرافکنی و دادن نسبت اغتشاش گر
به عامه معترضان، نقش خود به عنوان رسانه ملی را به خاطر آورد و رسالت
خویش در اطلاعرسانی بیطرفانه و خالی از تشویش و دروغپردازی را جدی
بگیرد. تاکید میکنیم که از نظر ما فراهم آوردن زمینه برای تبادل آزاد
اطلاعات و طرح نظرات و عقاید و از همه مهمتر امنیت دانشجویان، دانشگاهیان
و متفکران از وظایف حکومت بوده و ابتداییترین شرط برای رشد علمی و
اجتماعی کشور است. امید است که مسوولان ، فرهیختگان و همه ما صبر ، سکوت و
اجتناب از خشونت را از خواهران و برادرانمان در سراسر ایران عزیز بیاموزیم.
والسلام
تیرماه ۱۳۸۸
اسامی امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا در ادامه مطلب...

سلام آقای رئیس جمهور!
«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/که باغ ها همه بیدار و بارور گردند»
دیدی برادر؟ بچه ها کتک خوردند. بچه ها دستگیر شدند. بچه ها گلوله خوردند. بچه ها مردند. میرحسین، آقای رئیس جمهور، برادر، پس شب آفتابی کجاست؟ یادت می آید برادر، انتخابات نزدیک بود و ما سبز شده بودیم، آن روزها هنوز هر سبزی جرم نبود برادر. سبزینه جرم نبود. خیار رم نبود! و کلروفیل معنای فحش ناموسی نمی داد!
آری اینچنین بود برادر که مردم رفتند پای صندوق های رای و صندوقدار، طنزهای مرا نخوانده می خندید و ما نمی دانستیم روزی از خنده او گریمان خواهد گرفت برادر.
آری اینچنین شد برادر که رای ها را با سیستم راگیری کردان شمردند. صندوق ها را خزان زد اما ما سبز ماندیم در روزهایی که بخشنامه کردند که تره و جعفری هم باید سه رنگ برویند و نعناع و پونه هم سر از اوین درآوردند!
آری اینچنین است برادر که این روزها وقتی در خیابان راه می رویم از هر دو نفر، یکی باتوم دارد و سپر دارد و کلاه خود دارد و کسی اگر به دوستی بگوید دلت سبز، می برندش تا اعتراف کند خودش یک پا رژیم صهیونیستی است!
برادر، میرحسین، آقای رئیس جمهور! تو بیانیه دادی، خاتمی بیانیه داد، کروبی بیانیه داد، آیت الله طاهری بیانیه داد، آیت الله صانعی بیانیه داد، محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بیانیه دادند و مردم ... بیانیه هایشان را صفحه به صفحه زیر باتوم ضربه به ضربه خواندند و ... «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»
گمان می کنم سال بعد اعلام کنند بهار سبز یک فصل سرسپرده و عامل بیگانه و جاسوس است. بیخود می کند هر درختی که بخواهد سبز شود. بعد هم زمستان را تمدید دوره می کنند! ما هم می رویم کوه و در برف سرود می خوانیم پس تو هم «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» می دانی آقای رئیس جمهور، میرحسین، برادر! تاریخ ما می گوید ما اگر زورمان به سلطان «محمود» ها نرسد می رویم شاهنامه می نویسیم. این را از فردوسی بپرس و شاهنامه را بخوان، «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» (( ابراهیم رها ))
سلام ، امیدوارم این چند خط نوشته با وجود
نقصان در ادبیات نوشتاری نگارنده موثر افتد و گویای احوالات فردی باشد که
تا پیش از این سرش را برای نظام و وطن می داد و از این پس نیز راسختر از
قبل در راه سربلندی موطنش گام بر می دارد. رای من به احمدی نژاد به خاطر
باوری بود که در جای جای روحم رسوخ کرده بود و می پنداشتم این شخص همان
ناجی مملکت از باتلاق فساد و آقازاده پروری است.
افشاگری ها مانند
حشرات موزی گوشم را قلقلک می دادند اما باورم آنقدر مستحکم بود که مگس ها
را خسته می کرد. دوستانم یک یکی از کنارم محو شدند چون در این نقطه اختلاف
نظری اساسی داشتیم. صادقانه بگویم بر عکس بسیاری احمدی نژاد را مستحق چهار
سال فرصت دیگر برای بهبود اوضاع مملکتی می دانستم و حتی با برهان و منطق
یک جوان بیست و چند ساله سعی در جلب نظر خویشاوندان برای تجدید نظر در
دیدگاههایشان داشتم. اما با چشمی بینا و موشکاف میدیدم که جریانی همچون
موجی سهمگین بر روی سر من و امثال من سنگینی می کند و رنگ سبز غالبترین
بود.
آنچه را در هر گوشه از شهر با پوست و خون خویش به هنگام کار با
تاکسی قراضه ام احساس می کردم، فراتر از یک حرکت عادی، که یک جریان با
سرمایه خواست همگانی بود. همه تغییر می خواستند حتی مسافرینی که پر واضح
بود حتی یک بار هم انگشت مبارکشان خیسی جوهر رای را لمس نکرده است. از یک
سو نگران بودم و شکست مکتبم را پیش بینی می کردم و از سویی احساس غرور که
چطور در حرکتی عظیم پایه های نظام با تزریق مشارکت ها مستحکم تر از قبل می
شد.
پس از تماشای مناظره های تلویزیونی و تا روز قبل از انتخابات تا
حدودی امیدوار بودم لااقل احمدی نژاد میزان رای دوره پیشین را تکرار کند و
یا کورسو شانسی برای حضور در مرحله دوم با موسوی داشته باشد، با دیدن چهره
ی داغان و افسرده دکتر در روز رای گیری و پای صندوق و آنچه باز با چشم
دیدم و با گوش شنیدم که بسیاری در صفهای طویل دست مهر به سوی موسوی دراز
کرده اند، به قطعیت شکست پی بردم.
وقتی با انگشت جوهری به خانه آمدم،
خواهرانم که همیشه معترضین اصلی تفکراتم بودند دو انگشت پیروزی را مدام
حواله ام میکردند و شالهای سبزشان را در هوا می چرخاندند تا من از حرص
قرصی خورده و تمام روز در خواب سر کنم. من شکست را پذیرفته بودم و تا لحظه
ای پیش از آنکه چشمهایم کاملا گرم شوند درنگی کردم: وای اگر این تهمت ها
که به دکتر می زنند حقیقت باشد، من در پیشگاه خدا در فردای قیامت چه جوابی
دارم؟اگر او و جریان هوادارش آن چیزی نباشند که ادعا می کنند؟ اگر دروغ و
دروغگویی که هر روز به اشکال مختلف بر سر احمدی نژاد می کوبند حقیقت داشته
باشد؟
باز خودم را دلداری دادم تا خواب جریان عادی خودش را طی کند. در
میان همهمه خانواده در گوشه اتاق متروکم چشم بستم تا از شر مگسها خلاص
شوم. عجبا که خواب یا بهتر بگویم کابوسی که در آن قیلوله چند ساعته دیدم
تعبیر تلخی از روز های پیش رو بود. پسر عمو های بسیجیم با لباس های سبز
لجنی در حالی که بلند می خندیدند با کلاشینکف از بالای پشت بام کبوتر ها
را می زدند. هدف گیری آنقدر دقیق بود که حتی یک گلوله هم هدر نمی رفت.
لاشه کبوتران بود که بر بام می افتاد، بامی که به اندازه یک دریاچه وسعت
داشت. زن عمو در گوشه ای دورتر بساط منقل و کباب را فراهم کرده و حین
سلاخی کبوتران خونی غلیظ از چشمانش روان بود. عمو لب پرتگاه بام ایستاده
بود و سینه می زد و بی توجه به تذکرات من جنب و جوشش را بیشتر می کرد. حتی
به من نگفت در عزای چه کسی اینقدر دست بر سر و سینه می کوبد.
صدای زنگ
در چرتم را پاره کرد. آنقدر گیج بودم که به اشتباه گوشی موبایل را برداشتم
که صدای زنگش را روی یکی از آهنگ های جواد یساری تنظیم کرده بودم. تا
بفهمم فرق بین زنگ در و جواد یساری یک دنیاست، پسر عمو بدون در زدن وارد
اتاق شد و با کف دست محکم بر پشتم زد، انگار که شلاقی از غیب خورده باشم.
ساعت هفت بعد از ظهر بود. او خبر از اعلام آماده باش به تمام نیروهای
بسیجی برای هفته بعد از انتخابات می داد و می گفت شاید خیلی ها که تنشان
هم می خارد تحمل پیروزی دکتر را نداشته باشند. گفتم دلت خوش است توام! مگر
نمی بینی ملت میلیون میلیون موسوی به صندوقها می ریزند. گفت ساده نباش تو
همه جا نیستی. ایران یک کشور است نه اصفهان و تهران و مشهد! خوب البته
راست می گفت من از همه جا خبر نداشتم اما خوب می دانستم مردم و مسافرانم
که از هر طیفی سوار بر پیکانم می شوند چه دل پری از شرایط کنونی زندگیشان
دارند و دکتر را لایق ادامه راه نمی دانند.
پرسید چرا کنار عکس امام
راحل و مقام معظم رهبری یک عکس از دکتر به کمد نمی چسبانم؟ گفتم بت پروری
گناه است. اگر هم می بینی من عکس این دو عزیز را در اتاقم دارم به خاطر
رهنمود هایشان است که هر روز در ذهن زمزمه می کنم که مبادا راهم از امام
زمان منحرف شود. گفت احسنت! دکتر همان نماینده برحقیست که مهدی موعود در
میان امت سنجیده گزین کرده و برای نجا ت جهان به او تکلیف فرموده است.
گفتم این چیزیست که تو میگویی و باز بحث های کف آور دهان. او رفت و باز
دوست داشتم بخوابم.
صبح که بیدار شدم خواهرانم را به همراه مادر
بهت زده جلوی تلویزیون یافتم. به خصوص آسیه خواهر کوچکترم که رای اولی بود
با بغض به ارقام صدا و سیما می نگریست. آمنه گفت تبریک باقالی! حتی اینجا
هم تقلب کردین. یک سی دی به من داد گفت خواهشا این را در منزل دوستانت
ببین تا بیشتر بفهمی و چشمانت باز شود. چهار سال جهنمی در انتظارت است!
خدای من دکتر پیروز شده؟ مگر می شود؟ یعنی آنها که از او بریده اند بازگشته اند؟
مادرم
خنده تلخی می کرد کاری که همیشه عادت داشت به جای گریه و شیون انجام دهد
به خصوص از زمانی که فهمید تنبان پدرم دو تا شده است و برخی شبها شخص
دیگری میهماندار اوست.
کما فی السابق سعی کردم خودم را دور از متن
قضایا نگه دارم. این بر می گشت به روحیه پ محافظه کاری که از پدر به ارث
برده بودم.مسیر من بیشتر حوالی میدان انقلاب و جمهوری بود. آنروز دوشنبه
را هرگز از یاد نمیبرم. گوشم را بسته بودم اما چشمهایم تیزتر شده بود تا
چشم کار می کرد مردم بودند. به جرات می گویم حتی بیش از تشییع امام خمینی
میلیون ها نفر در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابان ها آمده بودند.
دهانم باز مانده بود. یعنی این همه انسان اشتباه می کنند؟ پس بیست و چهار
میلیون رای دکتر کجاست تا آرامشان کند. و جالب است تا به امروز اثری از آن
بیست و چهار میلیون نیست که تمام خیابان های ایران را پر کنند.
امروز
دو هفته از شلوغی ها می گذرد و من فقط به عنوان یک نظاره گر شاهد بسیاری
صحنه ها بودم. من اعتراضی نداشتم اما امروز خونم را همرنگ معترضین می بینم.
من به چشم دیدم که چطور با باتوم و چاقو بر سر مردم بی دفاع می ریختند.
من به چشم خود خون دیدیم. زخم های عمیق و کبودیهای مشمئز کننده.
من به چشم دیدم مسلسل ها ی بیشمار و گلوله هایی که درست به هدف می خوردند.
مغز باز شده انسانها و سینه شکافته با قلب درونش را من دیدم.
تخریب اموال مردمی و هتک حرمت از حریم انسانها را دیدم.
هزار هزار زندانی در زنجیر را که ناسزا های آنچنانی بدرقه شان می کردند، من دیدم.
درد چماق را بر پشتم احساس کردم بی آنکه از من بپرسند رهگذرم یا معترض.
من نگاه آن دختر را دیدم که دوربین را شرمسار مرگش نمود.
من عزاداری در فضای امنیتی را با پوست و گوشت و خون حس کردم.
پسر همسایه یکی از کشته شدگان بود.
امروز که فکر می کنم تنها یک آرزو و افسوس بزرگ مثل خوره به جانم افتاده.
ای
کاش بدنم سوراخ سوراخ میشد و استخوانهایم از ضربات چماق کاملا نرم میگردید
تا جایی که نقطه ای سالم بر اندامم باقی نمی ماند و قطره قطره خون بدنم
رامی چلاندند تا جایی که دیدگانم از حدقه بیرون میزد. هر آنچه دشنام بود
نثار جسدم می کردند اما قطره ای خون از دماغ یکی از همشهریانم نمی آمد.
این ها همان مردمی هستند که هرروز با ابو قراضه ام جابجایشان میکنم. اینها
توده اند که به نانی بیات و سفره ای ساده قناعت می کنند و کبوتران را دان
تازه می دهند. اینانی که من دیدیم نه اغتشاشگرند و نه عامل بیگانه و نه به
تعبیر برخی منافق... اینها مردمند و مظلومند. اجازه اعتراض در سکوت هم از
آنان دریغ گردید.
دیروز به مشهد رفتم برای توبه و طلب بخشش. توبه که
دیگر نانی با قصابان مردم نخورم و بخشش به خاطر تفکر مریضی که سالها
گریبانم را گرفته بود.
به عنوان یک علاقمند به نظام جمهوری اسلامی از
رهبری از احمدی نژاد از مجلس از قوه قضاییه از وزارت خانه ها از شورای
نگهبان از امامان جمعه از لباس شخصی ها از بسیجی ها از سپاه از نیروی
انتظامی از آنانی که مقابل مردمند می خواهم فقط لحظه ای خود را جای
خانواده زندانیان و کشته شدگان بگذارند و تامل کنند. راهی که آمدید سراسر
خطاست و خود بهتر می دانید که ظلم پایدار نمی ماند و بدانید که امثال من
زیادند که از شما سخت بریده اند و خجلم در مقابل دو خواهرم که حتی از
خوردن غذا با من بر سر یک سفره امتناع می کنند.
یک عاشق مخلص
میثم.ن. یازدهم تیرماه ۱۳۸۸
انتشار خبر درگیریهای گسترده در استان شبه خودمختار سین کیانگ چین و به ویژه شهر ارومچی مرکز آن و کشته شدن بیش از 160 نفر ـ بنا بر آمار رسمی ـ و بیش از هشتصد نفر ـ بنا بر آمارهای غیر رسمی ـ در این درگیریها که میان «ایغور»های مسلمان و «هان»های کمونیست رخ داد؛ هرچند در رسانههای جهان و محافل سیاسی کشورهای اسلامی به موضوع مهم این هفته تبدیل شد، اما در ایران اسلامی این رویداد به ظاهر موضوع مهمی تلقی نشده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، درگیریها میان مسلمانان ترکتبار «ایغور» و «هان»های چینی دو قومیتی که بیشترین جمعیت منطقه صنعتی «سین کیانگ» را تشکیل میدهند از یکشنبه گذشته آغاز شد و تاکنون نیز ادامه دارد. درگیری از آنجا آغاز شد که چند هفته پیش بین چینیهای نژاد هان و چند ایغور، هزاران کیلومتر دورتر در یک کارخانه اسباب بازی، در استان گوانگ دونگ رخ داد و در آن چند ایغور کشته شدند. ایغورها میگویند مقامات دولتی موارد خشونت علیه ایغورها را به طور جدی دنبال نمیکنند.
البته اقدام چند هزار زن ایغوری مسلمان در اعتراض به بازداشت بیش از ۱۴۰۰ نفر از همسران و بستگان خود در ناآرامیهای روز یکشنبه که با راهپیمایی مسالمتآمیز و با شعار «لا الله الا الله» انجام و البته مورد حمله پلیس واقع شد، به این ناآرامیها دامن زد.
گستردگی این ناآرامیها، به گونهای بوده است که یکی از مقامهای دولتی، آن را «مرگبارترین شورش از زمان بنیاد نهادن چین جدید در سال ۱۹۴۹» عنوان کرد و برخی منابع دیگر مدعی شدهاند که این رویداد، حداقل خونینترین درگیریها در بیست سال اخیر در این کشور بوده است.
جدای از تلاش ایغورها برای خودمختاری کامل، مسلمان و غیر چینی تبار بودن آنها و اینکه سین کیانگ، یکی از ثروتمندترین ایالات و مرکز صنایع تسلیحاتی چین نیز هست، از عواملی است که سبب شده مسائل این بخش از چین که حدود یک ششم از وسعتش را تشکیل میدهد، همواره با حساسیت روبهرو باشد.
اما آنچه پس از این ناآرامیها در چین در میان مردم کشورمان محل بحث واقع شده، نوع رویارویی دولت، جنبشهای به اصطلاح مستقل دانشجویی اسلامی و رسانه ملی با این رخدادهاست.
بنا بر این گزارش، با گذشت پنج روز از آغاز این واقعه تاکنون، وزارت امور خارجه، هیچ موضعگیری در این باره نکرده است. همچنین خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) هرچند به پوشش اخبارش مبادرت کرده، اما کمترین اشاره ای به مسلمان بودن کشتهها و مظلوم واقع شدن آنها در این ناآرامیها نکرده است. صدا و سیما نیز که در ایام حمله به غزه در شبانه روز به اطلاعسانی و تحلیل در این باره میپرداخت، اکنون حتی پخش کامل خبر این ناآرامیها را لازم نمیداند و دیگر خبری از جنبشهای دانشجویی و به ویژه عدالتخواههای این جنبش که در حادثه غزه در فرودگاه مهرآباد بست نشستند، نیست.
در اینکه به قیاس این حادثه با ماجرای غزه پرداختیم، توجه به دو نکته ضروری است؛ نخست این که نقد به عملکرد دستگاهها و جریانهایی که در غزه فعال بودند، به معنی اشتباه بودن آن کارها نبوده است، چه بسا که اگر دفاع از مسلمان و عامتر از آن مظلوم از اصول و ارزشهای مردم و نظام ماست، این اقدام شایسته بوده است و دوم آنکه حمله به غزه نزدیکترین حادثه ای بوده است که پیش از حوادث اخیر چین رخ داده و میتوان به آن استناد کرد.
در حمله نظامی اسرائیل به غزه در مدت بیست روز، نزدیک به هزار نفر جان باختند و به عبارتی در هر روز پنجاه نفر، اما در کشتار اخیر مسلمانان چین، در یک روز، نزدیک به صد مسلمان کشته شده است. مردم فلسطین به واسطه داشتن دین، زبان و نژاد مشترک با بیشتر مردمان کشورهای همسایه خود و حتی در منطقه نسبت به مسلمانان غریب افتاده چینی از پشتوانههای بیشتری برخوردار بوده و هستند؛ در غزه، تشکیلات نظامی منسجمی به نام حماس هست که در عمل، کنترل نظامی و انتظامی غزه را بر عهده داشته، اما مسلمانان سین کیانگ در چین، دارای هیچ یک از این امکانات نبوده و نیستند و دیگر اینکه در جریان غزه، پوشش گسترده رسانهای با حمایت از مردم غزه رخ داد، اما با سیاستهای چینیها در حال حاضر، کمترین امکان اخبارگیری از وقایع اخیر در این کشور هست.
بر این مبنا، سکوت طولانی بخش دولتی و حتی غیردولتی فعال در این گونه موارد، نشانگر نبود راهبردی مشخص در سیاست خارجی ما برای روبهرو شدن با مسائل مسلمانان جهان است. راهبردی که بر پایه آن در اوایل انقلاب، سبب شد بخش ویژهای در وزارت خارجه برای حمایت از نهضتهای آزادی بخش ایجاد شده و به صورت رسمی و تشکیلاتی به حمایت از چنین نهضتهایی هر چند از نوع غیر مسلمانش بپردازد و البته به ظاهر، امروز اینگونه طراحی شده است که جلوی یک کشتار آشکار سکوت میکنیم.
این موضوع که سکوت ما در این باره درست بوده یا نه و یا منافع ملی ما را تأمین میکند یا خیر، در درجه دوم اهمیت است، اما در درجه نخست، پرسش اساسی این است که ما در سیاست خارجی خود بنا بر ارزشهایمان رفتار میکنیم یا منافع ملی؟ پاسخ هر چه باشد، در قیاس ماجرای غزه و ارومچی، تنها چیزی که دیده میشود، یک تناقض آشکار است. آیا روابط نزدیک دولت ما با چین این قدر اهمیت دارد که در برابر کشتار مسلمانان آن کشور به دست دولت کمونیست حتی یک اشاره کوچک هم نکنیم که مبادا به دوستان کمونیستمان بر بخورد؟
مردم امروز در کوچه و خیابان این پرسش را از هم میپرسند که چه فرقی میان مسلمانان فلسطین و چین هست؟ این پرسش بسیاری از مردم کشورمان است که در دراز مدت، نوعی بی اعتمادی را در آنها تقویت خواهد کرد.
مصیبتبارتر اینکه در این ماجرا، رسانهها و جریانهای به اصطلاح غیر حکومتی ما و مدافع مظلومان و مسلمانان نیز سکوت محض کردهاند و این موضوع غیر مستقیم این پیام را میدهد که اصولا این استقلالها، تنها روی کاغذ مطرح است و البته در مواقع خاص و بر پایه مصالح خاص و البته در عمل، مهم چیز دیگری است.
در این روزها، بسیاری از رسانههای خارجی، با اشاره به روابط نزدیک ایران و چین و اشاره به حجم قراردادهای میان دو کشور که تا دو سال پیش به بالای صد میلیارد دلار رسیده و البته پیشبینی شده است که تا دویست میلیارد دلار افزایش یابد، سکوت محض ایران و ایرانیان در این باره را تنها به دلیل منافع ملی مطرح میکنند، که اگر در واقع، هم اینگونه باشد این پرسش مطرح میشود که چرا ما به دیگران در ماجرای غزه خرده گرفتیم و شماتتشان کردیم؟
هرچند این همه روابط یک سویه و تعهد ایجاد کردن با دولتی مانند چین که سیاستهای شفافی حتی در قبال حمایت از ایران در مجامع بینالمللی نداشته، جای پرسش اساسی است، اما آیا دولت احساس نمیکند که تعلق بسیار به دوستان چینی، به سیاست نه شرقی و نه غربی و به آزادگی نظام جمهوری اسلامی ایران، در عرصه بین المللی لطمه میزند؟
به هر روی، آنچه مطرح است، سیاست مبهم دولت در عرصه سیاست خارجی درباره اصول اساسی در این حوزه است. مقایسه این سیاستها در رخدادهایی همچون فلسطین، لبنان، پاراچنار پاکستان، ارومچی چین و در گذشته دور چچن که البته مربوط به دولتهای پیشین بوده است، به ما این پیام را میدهد که نیازمند بازتعریف اساسی درباره سیاستهای ارزشگرا در برابر سیاستهای منافعگرا در اصول سیاست خارجیمان هستیم تا امروز شاهد چنین تناقضهای آشکاری نباشیم. در ضمن، بخش غیر حکومتی ما هم باید بداند که فلسفه وجودیش به پر کردن خلأهایی است که دولت بنا به هر دلیل و مصلحتی از آن عاجز مانده، نه پیروی بی چون و چرا از دولت.
قلم آپديت نمي شود...
نوروز فيلتر شد...
امروز فيلتر شد...
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران از خانوادههای بازداشتشدگان و ناپدیدشدگان در اعتراض های هفته های اخیر ایران خواسته است تا اطلاعات هویتی این افراد را برای پیگیری در اختیار این نهاد حقوق بشری قرار دهند.
در بیانیه جامعه دفاع از حقوق بشر ایران که به امضای عبدالکریم لاهیجی رئیس این جامعه و نایب رئیس فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر رسیده ، با اشاره به اذعان مسئولان قضایی ایران به آزادی دو هزار نفر از بازداشت شدگان هفتههای اخیر و در بند بودن ۵۰۰ تن دیگر ، آمده است که اکنون نه رقم واقعی زندانیان و نه هویت اکثریت آنها ، هیچکدام مشخص نیست و خانوادههای آنان هم در بیخبری کامل و نگرانی مدام به سر میبرند.
اشاره این بیانیه به اظهارات اخیر دادستان كل كشور است كه گفته بود بيش از ۲۵۰۰ نفر در جريان اعتراض ها به نتايج انتخابات رياست جمهورى دهم بازداشت شده اند كه پرونده ۵۰۰ نفر از آنها قرار است هفته آينده به دستگاه قضايى ارجاع شود. در ميان بازداشتشدگان علاوه بر معترضان خيابانى ، ده ها فعال سياسى ، مدنى و دانشجو نيز وجود دارند كه به گفته خانوادههاى آنه، اطلاعى دقيقى از سرنوشت ، اتهام و نحوه رسيدگى به پرونده آنها وجود ندارد.
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران همچنین گفته است که به تازگی شکوائیهای از سوی این جامعه و فدارسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر به دو نهاد ویژه سازمان ملل، گروه تحقیق در مورد بازداشتهای خودسرانه و نیز گروه تحقیق درباره گمشدگان قهری، در مقر اروپایی آنها در ژنو ارائه شده که مشخصات ۱۷۲ تن از دستگیرشدگان ضمیمه آن است.
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران همچنین میگوید، از آنجا که "نمایش های فضاحت بار تلویزیونی" جمهوری اسلامی مؤید اعمال شکنجه های بدنی و روانی بر روی زندانیان است، رونوشتی از این شکوائیه برای گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه هم ارسال شده است. این بیانیه بار دیگر تأکید کرده است که رقم واقعی بازداشتشدگان در پی کودتای ۲۲ خرداد بیش از ارقام اعلام شده از سوی مسئولان انتظامی، اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی است و بنا به خبرهای موثق رقم کشتهشدگان هم به مراتب بیش از تعداد ۲۰ کشتهای است که مقامات انتظامی ، اطلاعاتی اعلام کردهاند.
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران ، از خانواده های بازداشتشدگان ، یا ناپدید شدگان اعتراضهای اخیر خواسته است ، از آنجا که آئین رسیدگی در دو نهاد یاد شده سازمان ملل مستلزم دادن اطلاعات دقیق درباره هویت زندانی یا گمشده و تاریخ و محل دستگیری یا ناپدید شدن اوست ، اطلاعات مرتبط را به این کانون ارسال کنند.
این امکان از طریق ارسال نامه به آدرس:
LDDHI
BP 2
75624 Paris cedex 13 France
جبهه مشارکت ایران اسلامی ، اطلاعیه ای را درباره دستگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم منتشر کرد. متن این اطلاعیه بدین شرح است:
نزدیک به چهار هفته از دستگیری غیرقانونی دهها تن از پاک ترین فرزندان وطن ، نیروهای موثر انقلاب اسلامی و قهرمانان عرصه اصلاح می گذرد. جرم آنها دفاع از حق و آرمانهای امام ، تلاش آشکار برای جلوگیری از انحراف بزرگ در مسیر جمهوری اسلامی و شورآفرینی در انتخابات دهم به منظور بازگرداندن امور به مجرای طبیعی خود از طریق قانونی بوده است.
کودتاگران علیه جمهوریت نظام به زعم خود می خواهند با خارج کردن عناصر مومن و پاکباخته از فضای اجتماعی ، بنیاد حرکت عظیم و ریشه دار اصلاحات درونزا در ایران را ویران کنند، غافل از آنکه امروز اصلاح طلبی و اصلاحات ، آرمان آحاد این ملت شده است و ملت ایران از ۱۲ سال پیش نشان داده است که این ریشه تنومند امروز شاخه هایی ستبر و میوه های ناب بسیاری را به بار آورده است.
بازداشت های غیرقانونی و نحوه برخورد با بازداشت شدگان ، نه در قالب شرع و قانون و نه بر مبنای اخلاق و انصاف و مروت قابل توجیه نیست و گویای این واقعیت است که جماعتی که از مدتها قبل در صدد بوده اند تا با کودتایی مخملین آرزوی دیرینه محو جمهوریت را تحقق بخشند امروز می خواهند به ریشه همه حرکت های سیاسی و اجتماعی قانونمدار و مسالمت آمیز تیشه بزنند. آنها می کوشند تا واقعیت های جامعه ایران را در قالب جهت گیری های توطئه آمیزخود وارونه جلوه دهند و از این رو ابتدا به سراغ چهره های شناخته شده و شاخص سیاسی رفتند و پس از آن به دانشجو ، استاد ، روحانی ، هنرمند و پیر و جوان و زن و مرد هم رحم نکردند.
این گروهی که اینک خود را صاحب قدرت و قانون و شرع می داند از نخستین روز اعلام نتایج انتخابات علاوه بر دستگیری غیرقانونی و گسترده انسان های خدوم ، اقدام به بستن احزاب و نهادهای مدنی ، تعطیلی مطبوعات و بستن راههای اطلاع رسانی و تحمیل فضای بی سابقه سانسور کردند و هیچ گاه نخواسته اند خود را با این واقعیت های روشن تطبیق دهند که اگر چشم خود را باز کنند صدها حجاریان، میردامادی، تاج زاده، امین زاده، نبوی، رمضان زاده، صفایی فراهانی و خیل اسیران دربند را می بینند که در جای جای این میهن، راهی را می روند که نهایت آن، فنای استبداد، پیروزی دموکراسی، عدالت و حقیقت و بازگشت به چهره رحمانی اسلام و همان جمهوری اسلامی است که امام نوید آن را می داد.
آنچه امروز باعث نگرانی عمیق همه دلسوزان این کشور است انتشار موجی از اخبار مبهم و مواضع بی پروا و عملیات روانی مختلفی است که در سایت ها و مطبوعات وابسته به جریان حاکم و حتی در بعضی تریبون های رسمی اظهار می شود که همگی در درجه اول حاکی از بی پایه بودن ادعاهای زندانبان ها و نبود مدرک و مستند محکمه پسند و در درجه بعد نشان دهنده اعمال روش های غیرقانونی – غیرانسانی برای اعتراف گیری است که البته روسیاهی برای مجریان آن به بار خواهد آورد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز انزجار از این رفتارها که ادامه آن مجال هرگونه دفاعی را از صاحبان قدرت می گیرد، صریحا مسئولیت عواقب این گونه برخوردها را متوجه همه مسئولان نظام می داند که از این وضعیت خبر دارند و کاری نمی کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن اعتراض به سلب و نقض همه حقوق اساسی این زندانیان سیاسی ، اولویت اصلی در شرایط فعلی را حفظ جان و اطمینان از سلامت جسمانی و روحی این اسیران می داند و سلب مسئولیت از خود توسط مسئولان ارشد قضایی را قابل قبول نمی داند و در عین حال در صورت بروز هر فاجعه ای، مسئولیت آن را تنها متوجه مسئولان قضایی و امنیتی نمی داند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی در این فضای فوق امنیتی که هیچ مرجع قانونی خود را پاسخگو نمی داند ضمن التجاء به درگاه احدیت، همه نهادهای حقوقی و مدنی کشور را به ایفای نقش انسانی و قانونی خود فرا می خواند و از همه مجامع بین المللی که فارغ از دسیسه بازی های سیاسی و معاملات پشت پرده به واقع دغدغه حقوق انسان ها را دارند و از همه آزادی خواهان جهان می خواهد به مسئولیت تاریخی خود در نجات این زندانیان آزادی خواه عمل کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی بخصوص نگرانی عمیق خود را از سلامت عزیزان دربند خاصه سعید حجاریان، سید مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محسن امین زاده، محسن میردامادی و عبدالله رمضان زاده اعلام می دارد و از خداوند رحمان و رحیم می خواهد هرچه زودتر موجبات استخلاص همه عزیزان در بند را فراهم می کند و به خانواده و دوستان آنها توفیق صبر و تلاش بیشتر عطا نماید.
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۱۷/۴/۱۳۸۸
خبر اول: خبرگزاری فرانسه روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه در گزارشی از تهران نوشت: هم اکنون تظاهراتی در اطراف دانشگاه تهران بمناسبت روز ۱۸ تیر در جریان است و نیروی انتظامی برای متفرق کردن تظاهرکنندگان از گاز آشک آور استفاده کرده است. تظاهرکنندگان از چند نقطه تهران به اطراف دانشگاه آمده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند. این در حالیست که نیروهای انتظامی و لباس شخصی بطور گسترده در مراکز مهم تهران مستقر شده اند. همچنین به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران از میدان انقلاب تهران ، مردم و جوانان در میدان انقلاب و خیابانهای ۱۶ آذر و کارگر و اطراف آن تجمع کردند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند. درگیریها در این مناطق بسیار گسترده است و تعداد زیادی از جوانان دستگیر شدند. فقط در میدان انقلاب ساعت ۱۹:۳۰ در حدود ۱۶ نفر دستگیر شدند آمار دستگیریها بسیار زیاد است. همچنین تعداد زیادی از مردم در اثر ضربات باتوم بشدت زخمی شدند همچنین نیروهای امنیتی بصورت گسترده اقدام به پرتاب گاز اشک آور و گاز فلفل می کنند.
خبر دوم: نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر حمله کردند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ، نیروهای لباس شخصی در ساعت ۲۰:۳۰ روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه در حمله به خوابگاه گلشن در خیابان به آفرین ، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجویان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند. نیروهای لباس شخصی بخش هایی از ساختمان و امکانات خوابگاه را نیز تخریب کردند. در این حمله این افراد از گاز اشک آور استفاده کرده و به سالن مطالعه ، حمام ، نمازخانه و طبقات مختلف خوابگاه گلشن حمله کردند. از وضعیت چند تن از دانشجویان این خوابگاه پس از این حملات اطلاعی در دسترس نیست. همچنین نیروهای لباس شخصی به همراهی نیروهای نظامی به درب خوابگاه یاوری دانشگاه امیرکبیر نیز مراجعه نموده و به تهدید دانشجویان پرداختند. نیروهای لباس شخصی اعلام کرده اند که امشب مجددا به خوابگاه ها حمله خواهند کرد.
خبر سوم: اتحادیه اروپا صدور روادید برای دیپلماتها و وابستگان دولت ایران را متوقف کرد. آنان دیگر از هیچ یک از ۲۷ کشور اتحادیهی اروپا روادید دریافت نخواهند کرد. به گزارش روزنامه فایننشیل تایمز آلمان ، دیپلماتهای بلندپایه اتحادیه اروپا توافق کردند که مدت زمان بررسی درخواست روادید از سوی دیپلماتها و دارندگان گذرنامههای دولتی ایران را طولانی کنند. این مساله در نامه دولت سوئد ، رییس ادواری شورای اتحادیه اروپا، به ۲۷ کشور عضو اعلام شده است. مطابق آن، این کشورها دیگر تا اطلاع بعدی مجاز نیستند، درباره درخواست روادید تصمیم بگیرند. بر این پایه ، دیپلماتها و وابستگان دولت ایران تا اطلاع بعدی روادید تازهای دریافت نخواهند کرد و روادیدهای کهنه آنان نیز دیگر تمدید نمیشود. اگر چه درخواست روادید دیپلماتهای ایرانی از سوی کشورهای اتحادیه اروپا رد نمیشود ، ولی روادیدی هم برای آنان صادر نمیشود. توقف اداری صدور روادید برای دیپلماتها با ندادن رسمی روادید به وابستگان دولت ایران متفاوت است. مورد دوم دشوارتر از بررسی نکردن درخواست روادید است. البته اتحادیهی اروپا مشغول بررسی اقدام دوم نیز هست.
خبر چهارم: مانوئلا کارمنا کاسترلیو از اسپانیا ، فیلیپ الستون از استرالیا ، فرانک لا رو از گواتمالا، مانفرد نوواک از اتریش ، مارگارت سکاگیا از اوگاندا و سانتیاگو کورچوئرا از مکزیک شش کارشناس سازمان ملل متحد در بیانیه مشترکی که روز چهارشنبه انتشار یافت، نسبت به گزارشهایی در خصوص دستگیری های انبوه و اقدام پلیس و نیروهای انتظامی رژیم ایران در استفاده بیش از اندازه از زور، از زمان اعلام نتایج انتخابات، ابراز نگرانی کرده اند. آنان از دولت ایران خواسته اند به آنها اجازه دهد برای ارزیابی شرایط کشور در پی ناآرامی های پس از انتخابات به آنجا بروند. در ادامه بیانیه که توسط سازمان ملل در ژنو منتشر شد آمده است: آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز همچنان (در ایران) تضعیف می شود و وضعیت مدافعان حقوق بشر بیش از پیش لغزنده است. تحقیقات مستقل درباره اقدامات نیروهای امنیتی هنوز انجام نشده است. کارشناسانی که می خواهند به ایران بروند، تحقیقگران مستقلی هستند که بر بازداشت ها و اعدام های خودسرانه، ناپدید شدن های اجباری، مجازات و دفاع از حقوق بشر تمرکز دارند.
خبر پنجم: محسن مخملباف فیلمساز ایرانی که عملا نقش سخنگوی هواداران میرحسین موسوی در اروپا را به عهده گرفته است روز چهارشنبه از پارلمان اروپا خواست کشورهای عضو را برای عدم به رسمیت شناختن نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران تحت فشار قرار دهد. به گزارش آسوشیتدپرس آقای مخملباف که برای اعضای کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا سخنرانی می کرد گفت که دولت آقای احمدی نژاد و روحانیون تندرو در ایران صلح را در خاورمیانه به خطر می اندازند. وی گفت : ما از شما می خواهیم مساله به رسمیت شناختن احمدی نژاد را معلق کنید. وی اظهار داشت که هدف گروه های مخالف در ایران از جمله هواداران میرحسین موسوی ، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ، این است که انتخابات دیگری تحت نظر سازمان ملل برگزار شود.
خبر ششم: سایت خبری پیک نت مدعی شد فردی که نتیجه دیگری غیر از نتیجه رسمی اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری را از داخل وزارت کشور به بیرون انتقال داده بود ، محمد اصغری نام داشت. وی کارمند قراردادی وزارت کشور و مسئول یک پروژه امنیت شبکه و مدرس سیسکو بود. پیک نت میگوید که نامبرده دو روز پس از این اقدام در تاریخ ۲۴ خرداد در یک حادثه مشکوک رانندگی کشته میشود. در آن نتیجه غیر رسمی اعلام گردیده بود که موسوی ۱۹ میلیون ، کروبی ۳/۱۳ میلیون ، احمدی نژاد حدود ۶/۵ میلیون و رضایی حدود ۷/۳ میلیون رای کسب نموده بودند.
خبر هفتم: برتران دو لانوئه شهردار پاریس در مراسمی که غروب چهارشنبه در مقابل شهرداری پاریس برای ابراز همبستگی با مردم ایران سازمان یافته بود طی یک سخنرانی گفت: مردم پاریس، در ارتباط با انتخابات اخیر که نتایجش توسط بخش بزرگی از مردم ایران برسمیت شناخته نشده است ، با خواست ایرانیانی که در جستجوی دموکراسی هستند شریکند.
خبر هشتم: پاسدار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی شامگاه چهارشنبه در مراسم تودیع و معارفه فرمانده نیروی انتظامی استان زنجان گفت: دشمنان به دنبال ناکارآمد نشان دادن نظام ، سرباز گیری در داخل ایران و نهایتا فروپاشی نظام و حاکمیت ارزشهای لیبرال دمکراسی غربی هستند. همچنین به گزارش خبرگزارى مهر ، فرمانده نیروى انتظامى در قزوین نیز برکنار شد. در جلسه ای که پشت درهاى بسته برگزار شد، احمدی مقدم در خصوص وقایع پس از انتخابات و مسائل پشت پرده مطالبى بیان کرد. وی گفت علت این جابجایى بهره مندى از سایر افراد توانمند !! است.
خبر نهم: به گزارش سایت فارسی شبکه خبری العربیه ایرانیان معترض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهورى اخیر در ابراز مخالفت خود به شیوه هاى ابتکارى دست مى زنند که یکى از آنها هنگام پخش پیام تلویزیونى احمدى نژاد از شبکه یک صدا و سیما (یگانه نهاد مجاز پخش رادیو و تلویزیونى در ایران) بروز کرد. در حالى که شب سه شنبه احمدى نژاد در تلویزیون از روى کاغذ پیامش را مى خواند، بعضى از معترضان ایرانى دستگاههاى صوتى خود را در کوچه و خیابان و از پنجره ى خانه ها و پشت بامها به بالاترین حد ممکن رساندند و جالب اینکه اغلب آنان مدیحه سرایى هاى مذهبى و مراسم عزادارى دینى از بلندگوهاى خویش پخش کردند.
خبر دهم: حسین همدانی جانشین فرمانده نیروی مقاومت بسیج گفت: وظیفه بسیج مقابله با تهدیدات نرم در حوزه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است؛ چرا که دشمنان ما در حوزه دفاعی متوجه شدهاند که راه به جایی نمیبرند و درهمین راستا بود که رهبری فرمودهاند هنوز اثرات برقگرفتگی ناشی از دفاع مقدس در تن دشمنان ما قابل مشاهده است. وی با اشاره به اینکه صحنهگردانان در پی انقلاب مخملی در ایران بودند، تاکید کرد: آنقدر اطلاعات و اعتراف از اغـتـشاشگران به دست آمده !! که اگر تا مدتها همه رسانهها بسیج شوند، نمی توان تمام این اعترافات را به مردم انتقال داد. وی در ادامه با بیان اینکه این حوادث، خبر از ایجاد یک فتنه را میداد، گفت: روز پـساز درگـیریها، ستادهای کاندیداهای معترض اعلام کردند که اغتشاشگران از ما نـیستند. همدانی تصریح کرد: وارد کردن سیستم مخابراتی پیشرفته از دوبی و شنود مسائل امنیتی ، نشانگر برنامهریزی قبلی بود.
خبر يازدهم: شبکه تلویزیونی سی ان ان در گزارشی با اشاره به رویدادهای ایران گفت، افکار عمومى آمریکا پس از سرکوب معترضان در ایران، تعامل دولت اوباما با رژیم تهران را نمى پذیرد. مجری سی ان ان که با یک تحلیلگر این شبکه خبری مصاحبه می کرد، پرسید چند روز پیش هم رئیس جمهور آمریکا و هم معاون وی (جو بایدن) اشاره کردند که اوضاع کنونى در ایران، مانع از آن نخواهد شد که آنها براى گشودن باب گفتگوهاى مستقیم با رژیم تهران تلاش کنند. اما این ریسک وجود دارد که اوباما با دراز کردن دست خود، به رژیم تهران اعتبار بخشد. نظر شما چیست؟ دیوید گرگن، تحلیلگر ارشد سی ان ان در پاسخ گفت، کاملا درست می گوئید. پذیرش مذاکره میان آمریکا و رژیم تهران براى بسیارى از آمریکاییها، پس از اینکه شاهد سرکوب شدید معترضان در ایران بودند و مى دانند که اکنون شماری از آنان در زندان تحت شکنجه هستند، مشکل است.
خبر دوازدهم: هادی قائمی سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این مورد گفت: دولت ایران هر گونه آئین دادرسی را با شتاب هول انگیزی پس می زند و لگد مالی میکند. نه تنها صدها نفر در بازداشت های بی ارتباط با دنیای خارج در سلول های انفرادی و احتمالا تحت شکنجه هستند بلکه وکلای آنها نیز با شتاب به خیل بازداشت شدگان پیوسته اند. وی افزود: وضعیت ایران بسیار وخیم است و شبیه بسیاری از سرکوب های فجیع در حافظه تاریخ معاصر از جمله سرکوب های پس از کودتای ژنرال پینوشه در سال ۱۹۷۳ است که در جریان آن صدها نفر بازداشت ، ناپدید و اعدام شدند.
به نظر می رسد برخی مسئولان فقط وقتی به قانون توجه می کنند که بخواهند با طرف مقابل برخورد نمایند یا او را محدود سازند! وگرنه آن جا که به موجب قانون ، طرف مقابل دارای حقی می شود، گوش آنان کر، زبان درازشان لال و چشمهایشان نابینا می شود !
سخن از حقوقی است که به موجب آن شهروندان باید از آن برخوردار باشند و حتی برخی مسئولان که باید خدمتگزار این ولی نعمتان جامعه باشند برای اجرای قانون ، قسم یاد می کنند.
اما در هنگام عمل ، برخی از همین مسئولان شیفته ی قدرت که شعار اهل خدمت و کار بودن آنان گوش فلک را کر کرده ، نه تنها کوچکترین بهایی برای قانون قائل نیستند ، بلکه حتی ابتدایی ترین حقوق شهروندی را نادیده می گیرند و خود را به کری می زنند.
سخن از قانون و بی توجهی کسانی است که به رغم وظیفه ای که برای اجرای آن دارند، نسبت به آن بی توجه هستند و بهتر بگویم قانون را زیر پا می گذارند! چرا که اجرای قانون، قدرت آنان را خدشه دار می سازد و حاضرند با هر روش غیرقانونی قدرت خودشان را حفظ کنند.
در این مجال فقط به دو نمونه ی واضح از آنچه در بالا گفته شد اشاره می کنم:
1- نقض اصل 27 قانون اساسی
به موجب اصل 27 قانون اساسی، « تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.»
اما همه شاهد بودیم دولت راهپیمایی میلیونی معترضان به نتایج انتخابات اخیر را «غیرقانونی» خواند و از معترضان خواست برای راهپیمایی مجوز دریافت کنند ! دولت نه تنها به این عمل فراقانونی بسنده نکرد ، بلکه برخی از مقام های دولت و حکومت، آنان را آشوبگر و اغتشاش گر و اراذل و اوباش خواندند و تعداد زیادی از آنان را که در میان آنان نخبگان سیاسی نیز دیده می شوند دستگیر و روانه ی بازداشتگاه ها کرد.
از سوی دیگر به رغم درخواست مکرر برخی از فعالان سیاسی از جمله مجمع روحانیون مبارز، وزارت کشور از ارائه ی هرگونه مجوز برای راهپیمایی اعتراضی خودداری کرد.
برای آشنایی بیشتر با این عمل غیر قانونی دولت ، توصیه می کنیم یک بار دیگر مشروح مذاکرات خبرگان قانون اساسی در هنگام تصویب اصل 27 قانون اساسی را مطالعه کنید.
2- نقض اصل 25 قانون اساسی
به موجب اصل 25 قانون اساسی « بازرسي و نرساندن نامهها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.»
بنابر این نرساندن نامه و مخابره نکردن پیام، که پیامک و ایمیل نیز نوعی از آن محسوب می شوند، یا قطع سامانه ی پیامک و تلفن ، تخلف آشکار از اصل 25 قانون اساسی است.
از طرفی به موجب اصل 5 قانون اساسی «هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشهاي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند».
3- وظیفه رییس جمهور در قانون اساسی
سومین وظیفه از سی وظیفه ای که قانون اساسی برای رییس جمهور معین کرده است « پاسداری از قانون اساسی به عنوان میثاق مورد توافق همه شهروندان کشور» می باشد.
اما در رویدادهای اخیر اثری از اقدام رییس جمهور در پاسداری از حقوق شهروندان که در قانون اساسی پیش بینی شده و در بالا یادرآور شدم دیده نشده و هنوز اصرار بر قطع پیامک و ممانعت از برگزاری راهپیمایی معترضان ، همچنان ادامه دارد.
نتیجه:
با توجه به تخلف آشکار مقام های مختلف در اجرای این دو اصل مهم قانون اساسی، به موجب اصل 127 قانون اساسی دیوان عدالت اداری موظف به رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم می باشد.
« به منظور رسيدگي به شكايات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورين يا واحدها با آييننامههاي دولتي و احقاق حقوق آنها، ديواني به نام "ديوان عدالت اداري" زير نظر رييس قوه قضاييه تأسيس ميگردد. حدود اختيارات و نحوه عمل اين ديوان را قانون تعيين مي كند.
همچنین ماده 570 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد « هر يك از مقامات و مأمورين وابسته به نهادها و دستگاههاي حكومتيكه برخلاف قانون، آزادي شخصي افراد ملت را سلب كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانوناساسي جمهوري اسلامي ايران محروم نمايد علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت يكتا پنج سال از مشاغل حكومتي به حبس از دو ماه تا سه سال محكوم خواهد شد.»
بنابر این انتظار می رود حداقل سه نفر از مسئولان دولت شامل رییس جمهور، وزیر کشور و وزیر ارتباطات به دلیل «نقض حقوق اساسی مردم» تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند.
البته این اقدام، جدای از وظایف قانونی نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی را در زمینه نظارت بر اجرای قوانین و پرسش از مسئولان یادشده است که باید با قوت پیگیری شود.
جلسه نمایندگان میرحسین موسوی،سید محمد خاتمی و مهدی كروبی برای پیگیری بازداشتشدگان اخیر طی دو روز آینده برگزار میشود.
به گزارش ایلنا، در پی جلسه اخیر موسوی،خاتمی و كروبی كه به مناسبت بررسی تحولات اخیر برگزار شد و نمایندگانی هم از سوی این افراد برای پیگیری بازداشت شدگان اخیر منصوب شدند،قرار است جلسه مشتركی از سوی نمایندگان این سه چهره اصلاح طلب برای بررسی آخرین وضعیت بازداشت شدگان اخیر طی دو روز آینده برگزار شود.
آنگونه كه پیشتر در رسانههای نزدیك به این سه چهره اطلاح طلب اعلام شده بود،آقایان علیرضا بهشتی،حجت الاسلام مقدم،مرتضی الویری و ابراهیم امینی مسئولیت پیگیری وضعیت بازداشتشدگان اخیر را بر عهده دارند.
حسين فقيهي:
1- مخالفان جنبش حمايت از موسوي در روز هاي اخير دونكته را مدام در انتقاد از شيوه اعتراضي او تكرار مي كنند. يكم اين كه موسوي اگر مي دانست عاملان انتخابات امانتدار نبوده و جانب بي طرفي را رعايت نمي كنند چرا از اول وارد اين بازي شد.
اتفاقا ورود ميرحسين به بازي انتخابات سرفصل جديدي را در تاريخ انقلاب اسلامي ايجاد كرد. وي و جريان هوادارش البته قبل از انتخابات احتمال هايي در مورد تخلف در نتايج داده و مجريان و ناظرين را هم انذارهايي كرده بودند اما آيا اين احتمال مي توانست حجتي براي وانهادن ميدان به كسي باشد كه او را و عملكرد او را اصلي ترين عامل بازگشت به صحنه پس از بيست سال مي دانست؟
ميرحسين حتي اگر با علم و آگاهي از بي عدالتي به صحنه آمده باشد دستاورد كمي نداشته است. او اگر به مثابه بيست سال پيش وارد عرصه نمي شد آيا مي توانست به اين صراحت و شفافيت از آنچه بر انتخابات ايران مي رود شكايت به جمهور مردم ببرد؟ اگر وارد عرصه نمي شد آيا اين عموم مردم نبودند كه معترضانه به او مي گفتند كه چرا قصاص قبل از جنايت مي كند و چرا خود نيامد كه ببيند عدالت هست يا نه. امروز اما ميرحسين آمده است و بر بيراه نبودن همان انذار ها و هشدار هايي كه ميداده به شدت پافشاري مي كند و خود و طيف هوادارش معتقد است كه شخص او بهترين دليل و گواه بر آنست .اين آگاهي بخشي ميرحسين دستاورد كمي نيست پس ميرحسين پيروز است. 2- نكته ديگري كه مخالفان ميرحسين برآن پاي مي فشارند و برخي نيز وي را به همين دليل مستوجب صدوركيفرخواست و محاكمه مي دانند اين است كه ميرحسين كه مدعي قانونمندي بود امروز خود از مدار قانونگرايي خارج شده و اعتراض خود را به شيوه هاي غيرقانوني پيش مي برد. مير حسين و هوادارانش معتقدند وقتي مفسر و مجري قانون هر دو از يك طيف فكري هستند و مهم تر از آن هر دوي آنها قبل از انتخابات به نفع نامزد رقيب وارد فعاليت شده اند نمي توان ساده لوحانه نظاره گر اجراي ظاهري از قانوني بود كه با روح قانون به شدت در تناقض است. مير حسين معتقد است انسداد سياسي رخ داده است. اساسا نص صريح اصل 27 قانون اساسي ناظر به تجمعات و راهپيمايي ها در اعتراض به مواردي است كه قانون براي آن وجود دارد و الا در موارد غيرقانوني كه قوه قضاييه بايد به نمايندگي از مردم رسيدگي كند. ميرحسين معتقد است اين انسداد سياسي را با مردم در ميان نهاده و بابي را براي اعتراض مدني به اين شيوه باز كرده است كه قبل از وي كسي براي آن عملا و به اين صراحت و جسارت وارد ميدان نشده بود. اين جريان ايجاد شده نه برگشت پذير است و نه خدشه بردار . 3- اگر تمام دغدغه هاي ميرحسين را در يك كلمه خلاصه كنيم آن "آرمانهاي انقلاب" است. ميرحسين بي شك تجسم يك اصولگرا و آرمانخواه ارزشهاي اصيل انقلابي است كه در عين باور عميق به مباني آن اعتقاد راسخي به اصلاح آن دارد. سال هاست كه منتقدان بسياري من جمله ميرحسين از وجود جرياني فكري در حاكميت سخن گفته و زنهار داده اند كه حرف و عملشان يكي نيست. بدانچه مردم را به آن فرا مي خوانند غيرعامل و در عمل بدانچه در ظاهر نهي اش مي كنند سعي بليغ دارند. به همين علت در چند دوره گذشته انتخابات رياست جمهوري سايه سنگين ميرحسين بر بسياري از همين افراد سنگيني مي كرد. مير حسين وارد بازي انتخابات شد و نشان داد – چه نشان دادني – كه آنانكه خود را بيش از همه وابسته به ارزشهاي اسلامي مي دانند؛ اعمالشان چگونه است، تهمتي نماند كه نزنند و آبرويي نماند كه از ديگران نبرند. آنچه ميرحسين را بيش از همه چيز مصر به حضور در انتخابات مي كرد همين احساس خطري بود كه جمهوريت و اسلاميت نظام را تواما تهديد مي كرد. پيام اصلي ميرحسين اين بود كه در هر ساختاري اگر بد اخلاقي حاكم شود آنرا از درون متلاشي مي كند حتي اگر اين ساختار از نوع جمهوري اسلامي باشد. ميرحسين اعتقاد دارد امروز بسياري از كساني كه حركت اعتراضي وي و هوادارانش را انقلاب مخملين و رنگي مي خوانند و نداي الله اكبر آنان را با قرآن به نيزه كردن مشابهت مي دهند نه سابقه اي درخشان در انقلاب داشته اند و نه حضور در جبهه را تجربه كرده اند .